۱۲ اشاره ی علمی در قرآن

 1. جاذبه ی زمین

قرآن، هزار و اندی سال قبل از نیوتن از جاذبه ی زمین خبرداده است:

أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفَاتًا ﴿۲۵﴾

« زمین را جذب کننده آفریدیم.» مرسلات/ 25

در دهها تفسیر که پیش از ولادت نیوتن نوشته شده،  تصریح گردیده، که (کِفات) به معنای جذب کردن است.

2. حرکت انتقالی زمین [ گردش زمین به دور خورشید]

وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿۸۸﴾

قرآن در حدود هزار سال پیش از گالیله که با نظر خود زمین را از مرکزیت جهان هستی در آورد به صراحت گفته است: « به کوهها نگاه می کنی، خیال می کنی که در یک جا ایستاده اند، د رحالیکه مانند ابرها درحرکتند.» نمل/ 88

قرآن کریم در این مورد اشارات فراوانی دارد و از زمین با تعبیراتی مثلِ گهواره (طه / 53) و شتر راهوار ( ملک/15) یاد کرده است.

ادامه نوشته

چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟

توضيح سؤال :

با سلام

چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عج) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟ آيا روايت و يا دستور خاصي براي اين موضوع وجود دارد

پاسخ :

در اين باره روايت خاصي از حضرات معصومين عليهم السلام وارد نشده است ؛ جز روايتي كه علامهء مامقاني رضوان الله تعالي عليه در تنقيح المقال ، ج1 ، ص418 در ترجمهء دعبل خزاعي از مشكواة الأنوار ، شيخ محمد بن عبد الجبار نقل مي كند و آن روايت اين است :...

ادامه نوشته

اعتراض ابن تیمیه به وصیت حضرت زهرا(س) برای دفن شبانه

اعتراض ابن تیمیه به وصیت حضرت زهرا(س) برای دفن شبانه
پرسش : آیا اعتراض ابن تیمیه به وصیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) برای دفن شبانه صحیح است؟
پاسخ اجمالی: حضرت زهرا(س) به جهت مبارزه سیاسى با دستگاه حاکم و مطّلع کردن مردم از عدم مشروعیّت خلافت و بى عدالتى آنان، دست به چنین وصیتى زده است. حضرت با این وصیت نخواست تا آنان با حضور خودشان به مردم چنین وانمود کنند که ما خلیفه به حقّ مسلمین هستیم و با اهل بیت پیامبر(ص) مشکلى نداریم. ضمن اینکه نماز هر کس بر جنازه شخصى منشأ خیر زاید نخواهد بود؛ خصوصا حضرت زهرا (س) که مطابق آیه تطهیر و برخى از احادیث، معصومه بوده و از هر نوع اشتباه و خطا مصون است.
پاسخ تفصیلی: ابن تیمیه مى گوید: « ... آنچه را که حلّى نقل کرده که فاطمه وصیّت کرد تا او را شبانه دفن کنند و هیچ کس بر او نمازنگزارد، این مطلب را ...

ادامه نوشته

چگونه حضرت زهرا(سلام الله علیها) در بستر بیماری از حریم ولایت دفاع کردند؟

پرسش : چگونه حضرت زهرا(سلام الله علیها) در بستر بیماری از حریم ولایت دفاع کردند؟

پاسخ اجمالی: حضرت زهرا(س)  به هنگام عیادت زنان مدینه، خطبه اى جانسوز را در بستر بیمارى بیان کرد. این خطبه رنجنامه و حکایت از دل پر درد آن حضرت دارد. محور تمام سخنان حضرت، مسأله غصب خلافت، مظلومیت على(ع) و آینده شوم امت اسلامى به سبب این انحراف بزرگ است، و این بهترین نشانه عظمت، فداکارى و ایثار آن بانوى زنان جهان است.

پاسخ تفصیلی:...

ادامه نوشته

اگرمنظور رسول خدا(ص)از حديث غدير،امامت اميرمؤمنان (ع) بود،چرا صحابه دچاراختلاف شدند؟(بخش دوم)

توضيح سؤال :

اگر مقصود رسول خدا (ص) از حديث غدير ، تعيين علي (ع) به عنوان خليفه بود ، نبايد ميان صحابه اختلاف مي شد ؛ چون آن ها صحابه رسول خدا (ص) و دست پروده آن حضرت بودند . چگونه مي توان تصور كرد كه تنها بعد از چند روز از حادثه غدير خم ، صحابه وصيت و فرمان رسول خدا را فراموش كرده باشند و به آن حضرت خيانت كنند ؟

بنابراين قطعاً مقصود رسول خدا امامت آن حضرت نبوده است .

نقد و بررسي :

خواستگاه اين شبهه ، تصور نادرستي است كه اهل سنت از صحابه دارند ، زيرا آن ها بر اين باورند كه اگر كسي نام صحابي را گرفت وملقب به اين نام شد، عدالتش قطعي است و كاري بر خلاف فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله انجام نخواهد داد .

بي ترديد اگر مواردي يافت شود كه صحابه حتي در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله ، دچار اختلافات شديدي شده و بر خلاف فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله رفتار كرده اند ، بي اساس بودن اين شبهه روشن و ثابت مي شود كه اختلاف صحابه در باره يك مسأله ، تأثيري در تعيين مقصود رسول خدا نداشته و خدشه اي بر دلالت حديث غدير وارد نخواهد كرد . اكنون به چند مورد از مخالفت هاي صحابه با رسول خدا اشاره مي كنيم:

ادامه نوشته

اگرمنظور رسول خدا(ص)از حديث غدير،امامت اميرمؤمنان (ع) بود،چرا صحابه دچاراختلاف شدند؟(بخش اول)

توضيح سؤال :

اگر مقصود رسول خدا (ص) از حديث غدير ، تعيين علي (ع) به عنوان خليفه بود ، نبايد ميان صحابه اختلاف مي شد ؛ چون آن ها صحابه رسول خدا (ص) و دست پروده آن حضرت بودند . چگونه مي توان تصور كرد كه تنها بعد از چند روز از حادثه غدير خم ، صحابه وصيت و فرمان رسول خدا را فراموش كرده باشند و به آن حضرت خيانت كنند ؟

بنابراين قطعاً مقصود رسول خدا امامت آن حضرت نبوده است .

نقد و بررسي :

خواستگاه اين شبهه ، تصور نادرستي است كه اهل سنت از صحابه دارند ، زيرا آن ها بر اين باورند كه اگر كسي نام صحابي را گرفت وملقب به اين نام شد، عدالتش قطعي است و كاري بر خلاف فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله انجام نخواهد داد .

بي ترديد اگر مواردي يافت شود كه صحابه حتي در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله ، دچار اختلافات شديدي شده و بر خلاف فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله رفتار كرده اند ، بي اساس بودن اين شبهه روشن و ثابت مي شود كه اختلاف صحابه در باره يك مسأله ، تأثيري در تعيين مقصود رسول خدا نداشته و خدشه اي بر دلالت حديث غدير وارد نخواهد كرد . اكنون به چند مورد از مخالفت هاي صحابه با رسول خدا اشاره مي كنيم:

ادامه نوشته

غدیر در احادیث و روایات

«يا أيها الرسول بلغ ما أنزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس ان الله لايهدي القوم الكافرين» صدق الله العلي العظيم.

سوره مباركه مائده / آيه شريفه 67

بي ترديد اين كريمه به عنوان حيات نوين اسلام به شمار مي آيد و ارزش و جايگاه آن در قرآن كريم به عنوان اكمال دين و ختم نبوت و محور اصلي رسالت پيامبر عظيم الشأن اسلام حضرت محمد صلي الله عليه و آله و صحبه الاوفياء گرديد...

ادامه نوشته

آيا حضرت علي عليه السلام درنهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟

سوال:آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟

جواب:

چنين سخني صحيح نمي باشد بلكه ايشان در 10-20 جاي نهج البلاغه، خلافت خود را به قول خدا و سخن پيامبر و خلفاي گذشته استناد مي كنند كه اشاره مي شود:

1-ايشان در خطبه 2 نهج البلاغه بر حق اهل بيت عليهم السلام تاكيد كرده و با اشاره غاصبان قبلي را زير سوال مي برند:

ادامه نوشته

امام علی (علیه السلام) از دیدگاه امام خمینی

منزلت

ملائکه بالشان را زیر پای امیرالمؤمنین (علیه السلام) پهن می کنند؛ چون مردی است که به درد اسلام می خورد، اسلام را بزرگ می کند، اسلام به واسطه او در دنیا منتشر می شود و شهرت جهانی پیدا می کند. با زمامداری آن حضرت جامعه ای خوشنام و آزاد و پرحرکت و پرفضیلت به وجود می آید. البته ملائکه برای حضرتش خضوع می کنند، و همه برای او خضوع و خشوع می کنند؛ حتی دشمن در برابر ...

 

ادامه نوشته

دروغ مصلحت آمیز و مساله نسبیّت اخلاق!

دروغ مصلحت آمیز و مساله نسبیّت اخلاق!

پرسش : آیا جواز «دروغ مصلحت آمیز» نشانه ای بر نسبی بودن اخلاق در اسلام نیست؟

پاسخ اجمالی: نسبى بودن اخلاق مطلبى است و وجود استثناها در مباحث مختلف، مطلبى ديگر. در اسلام ضد ارزش بودن دروغ يك اصل ثابت است؛ ولى مانعى ندارد كه گاهى استثنائى در آن وجود داشته باشد. گاه مى شود موضوعات با گذشت زمان دگرگون گردد و احكام كه تابع موضوعات است نيز عوض شود؛ و اين مطلب هرگز دليل بر مسأله نسبيّت احکام نیست. در مسائل اخلاقى نيز گاه به موضوعاتى برخورد مى كنيم كه در يك شكل فضيلت است و با دگرگونى موضوعات تبديل به رذيلت مى شود.پاسخ تفصیلی: اين سؤال مهمّى است، ولى پاسخ زنده اى دارد و آن اين كه نسبى بودن اخلاق يا حسن و قبح مطلبى است و وجود استثناها در مباحث مختلف، مطلبى ديگر.
به تعبير ديگر،...

ادامه نوشته

اتمام حجت اميرالمومنين با غدير

اتمام حجت اميرالمؤمنين با غدير

 

سزاوارترين کسي که احتجاج با غدير حق او بوده صاحب آن اميرالمؤمنين عليه‏السلام است، و مناسب‏ترين اوقات براي اتمام حجت با غدير روزهاي آغازين غصب خلافت و دوران حيات آنحضرت است. بهمين جهت از همان روزهاي اول رحلت پيامبر صلي اللَّه عليه و آله غدير بصورت تبليغ، احتجاج، مناشده و مناظره با حضور شخص اميرالمؤمنين عليه‏السلام مطرح شد.

روز هفتم غصب خلافت حضرت به مسجد آمدند و در برابر ...

اتمام حجت اميرالمؤمنين با غدير

 

سزاوارترين کسي که احتجاج با غدير حق او بوده صاحب آن اميرالمؤمنين عليه‏السلام است، و مناسب‏ترين اوقات براي اتمام حجت با غدير روزهاي آغازين غصب خلافت و دوران حيات آنحضرت است. بهمين جهت از همان روزهاي اول رحلت پيامبر صلي اللَّه عليه و آله غدير بصورت تبليغ، احتجاج، مناشده و مناظره با حضور شخص اميرالمؤمنين عليه‏السلام مطرح شد.

روز هفتم غصب خلافت حضرت به مسجد آمدند و در برابر غاصبين با حضور مردم غدير را مطرح فرمودند. هنگام طلب بيعت از آنحضرت و آنگاه که درِ خانه‏اش را آتش زدند و حضرت را به اجبار براي بيعت بردند و در زير شمشيرها از او بيعت خواستند باز هم با غدير استدلال بر حق خويش فرمود.

آنحضرت در زمان ابوبکر و عمر چندين مورد با حضور مردم و بطور خصوصي، مسئله‏ي غدير را مطرح کردند. در شورايي که پس از قتل عمر براي تعيين خليفه تشکيل شد و هنگام بيعت مردم با عثمان و در زمان عثمان نيز بارها غدير را مطرح فرمودند.

با آغاز خلافت ظاهري اميرالمؤمنين عليه‏السلام، آنحضرت در ميدان جنگ جمل با غدير احتجاج کردند. جنگ صفين بحبوحه‏ي کارآيي غدير بود که در نامه‏هاي حضرت به معاويه، و در خود ميدان جنگ بارها مطرح شد.

در دوران پنج ساله‏ي حکومت ظاهري حضرت مجلس بزرگي در ميدان اصلي کوفه تشکيل شد و حقيقت بزرگ غدير براي عموم مردم تبيين شد. در زمان حضرت غدير رسما عيد گرفته شد و سخنراني مفصلي درباره‏ي عظمت اين روز از سوي حضرت ايراد شد. اميرالمؤمنين عليه‏السلام در روزهاي آخر عمر، نوشته‏اي آماده کردند که هر جمعه بر مردم خوانده شود و در آن با غدير استدلال کردند، و بالأخره اميرالمؤمنين عليه‏السلام بعنوان بالاترين فضيلت خود غدير را مطرح کردند.

 

>روز هفتم سقيفه

>در مسجد پس از ملاقات ابوبکر و عمر

>در پاسخ به انصار

>زير شمشيرها پس از آتش زدن در خانه

>در مجلس خصوصي با ابوبکر

>در پاسخ به سؤال ابوبکر در مسجد قبا

>در برابر تقاضاي ابوبکر و عمر

>پس از قتل نماينده ابوبکر در فدک

>در مسجد پيامبر در زمان عمر

>در شوراي شش نفره پس از قتل عمر

>هنگام بيعت مردم با عثمان

>در پاسخ به طلحه در زمان عثمان

>در بيان ليبلغ الشاهد الغائب

>در جنگ جمل

>در آغاز جنگ صفين

>در نامه‏ معاويه

>در جنگ صفين بر فراز منبر

>در پاسخ به ادعاي معاويه

>در جنگ صفين در بيان عم يتسائلون

>در بيان امتيازات خاص خود

>به عنوان بالاترين منقبت خود

>منصوب شدگان غدير

>در هفتاد فضيلت انحصاري حضرت

>اتمام حجت بر کوتاهي ‏کنندگان در غدير

>همه مردم شاهد بر غدير

روز هفتم سقيفه

 

اثبات الهداة: ج 2 ص 18 ح 72. روضه‏ي کافي: ص 27.

هفت روز پس از رحلت پيامبر صلي اللَّه عليه و آله، بعد از آنکه اميرالمؤمنين عليه‏السلام از جمع قرآن فراغت يافتند، در حاليکه غاصبين خلافت و بقيه‏ي مردم در مسجد بودند، از خانه بيرون آمده و خطاب به آنان به عنوان اولين اتمام حجت خود با غدير در سخنان مفصلي فرمودند:

خداوند تعالي بوسيله‏ي من بندگانش را آزمايش فرمود... و مرا به وصايت پيامبر صلي اللَّه عليه و آله اختصاص داد و به خلافت او در امتش برگزيد... پيامبر صلي اللَّه عليه و آله به حجةالوداع رفت و سپس به غدير خم آمد. در آنجا شبيه منبري براي او ساخته شد و بر فراز آن رفت و بازوي مرا گرفت و بلند کرد بحدي که سفيدي زير بغلش ديده شد و در آن مجلس با صداي بلند فرمود: «من کنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه». پس بر اساس ولايت من ولايت الهي است، و عداوت با من برابر با دشمني خداست. خداوند در آن روز اين آيه را نازل کرد که «اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام دينا». پس ولايت من کمال دين و رضايت پروردگار تبارک و تعالي است...

در مسجد پس از ملاقات ابوبکر و عمر

 

بحارالانوار: ج 28 ص 248.

ابوبکر و عمر براي بيعت گرفتن از اميرالمؤمنين عليه‏السلام به خانه‏ي آنحضرت آمدند و پس از صحبت‏هايي در اين باره بيرون آمدند. بلافاصله اميرالمؤمنين عليه‏السلام به مسجد آمد و پس از حمد و ثنا و مطالبي ديگر، فرمود:

ابوبکر و عمر نزد من آمدند و از من طلب بيعت نمودند با کسي که او بايد با من بيعت کند... من صاحب روز غديرم و درباره‏ي من سوره‏اي از قرآن نازل شده است. منم وصي بر رفتگان اهل‏بيتش، منم يادگار و باقيمانده‏ي او بر زندگان از امتش. تقوي پيشه کنيد تا شما را ثابت قدم بدارد و نعمتش را بر شما تمام کند.

سپس حضرت به خانه بازگشتند.

در پاسخ به انصار

 

بحارالانوار: ج 28 ص 186. اثبات الهداة: ج 2 ص 115.

بار اول که اميرالمؤمنين عليه‏السلام را به اجبار براي بيعت با ابوبکر آوردند و آنحضرت امتناع فرمود و احتجاجاتي نمود، بشير بن سعيد و عده‏اي از انصار که طرفدار ابوبکر بودند گفتند: اي اباالحسن، اگر انصار اين سخنان را قبل از بيعت با ابوبکر از تو مي‏شنيدند، حتي دو نفر در امامت تو اختلاف نمي‏کردند. حضرت در پاسخ فرمود:

... بخدا قسم هرگز ترس آن نداشتم که کسي براي خلافت خود را بالا بگيرد و با ما اهل‏بيت در آن نزاع کند و آنچه شما انجام داديد حلال بشمارد! گمان ندارم پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در روز غدير خم براي احدي حجتي و براي گوينده‏اي سخني باقي گذاشته باشد. قسم مي‏دهم کساني را که از پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در روز غدير خم شنيدند که مي‏فرمود: «من کنت مولاه فهذا علي مولاه، اللهم وال من والاه و عادِ من عاداه وانصر من نصره و اخذل من خذله»، برخيزند و به آنچه شنيده‏اند شهادت دهند.

 

[ صفحه 42]

 

دوازده نفر از اهل بدر برخاستند و به ماجراي غدير شهادت دادند و ساير مردم هم در اين باره مطالبي گفتند و سر و صدا بلند شد و عمر ترسيد مردم سخنان اميرالمؤمنين عليه‏السلام را بپذيرند، و لذا مجلس را تعطيل کرد!!

زير شمشيرها پس از آتش زدن در خانه

 

بحارالانوار: ج 28 ص 273.

بار دوم که اهل سقيفه به خانه‏ي اميرالمؤمنين عليه‏السلام حمله کردند، و درب خانه را آتش زدند و شکستند و بدون اجازه وارد شدند و حضرت زهرا و حضرت محسن عليهماالسلام را بين در و ديوار قرار دادند و جراحات سنگيني بر ايشان وارد کردند که منجر به شهادت هر دو گل پيامبر صلي اللَّه عليه و آله گرديد، و طناب به گردن اميرالمؤمنين عليه‏السلام انداختند و شمشيرها بر سر اميرالمؤمنين عليه‏السلام گرفتند و به اجبار آنحضرت را براي بيعت به مسجد آوردند و در همان حال ابوبکر بر فراز منبر بود و عمر مي‏گفت: بيعت کن وگرنه تو را مي‏کشيم! در چنين حالتي اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمود:

اي مسلمانان، اي مهاجرين و انصار، شما را بخدا قسم مي‏دهم آيا از پيامبر صلي اللَّه عليه و آله نشنيديد که در روز غدير خم چه مي‏فرمود؟!!

سپس حضرت آنچه پيامبر صلي اللَّه عليه و آله بطور علني نزد عموم مردم فرموده بود برايشان يادآور شد، و همه تصديق مي‏کردند و مي‏گفتند: آري بخدا قسم شنيديم. شايد بتوان گفت که شيرين‏ترين و تلخ‏ترين احتجاج به غدير همين مورد است که صاحب غدير از زير شمشيرهاي آخته‏اي که بر سر او گرفته‏اند و از حلقومي که در فشار طناب غاصبين بود، نام غدير را بر زبان جاري نموده است!

در مجلس خصوصي با ابوبکر

 

بحارالانوار: ج 29 ص 18-3.

پس از غصب خلافت، اميرالمؤمنين عليه‏السلام دائماً با ابوبکر و عمر با ترشرويي روبرو مي‏شد، و هرچه آنان- از روي نيرنگ- خوشرويي نشان مي‏دادند حضرت تغييري در رفتار خود نمي‏داد. ابوبکر براي اينکه به اين مشکل خاتمه دهد روزي غفلتاً و بدون اطلاع نزد اميرالمؤمنين عليه‏السلام آمد و از آنحضرت خواست تا در خلوت با هم گفتگو کنند.

در آن مجلس مطالبي بين اميرالمؤمنين عليه‏السلام و ابوبکر رد و بدل شد و حضرت اتمام حجتهاي بسياري بر او نمود و از جمله فرمود:

تو را به خدا قسم مي‏دهم، آيا من صاحب اختيار تو و هر مسلماني طبق حديث پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در روز غدير هستم يا تو؟

ابوبکر گفت: البته که تو هستي!! حضرت مطالب بسيار ديگري نيز در مورد امامت فرمود و در همه‏ي آنها او را قسم داد و او همه را تصديق کرد. سپس ابوبکر گفت: پس با اين مقامات و درجات چه کسي مستحق قيام به امور امت محمد است؟ حضرت فرمود: تو که از آنچه اهل دين خدا به آن نياز دارند دست خالي هستي، چه شده که به دين خدا دست دراز کرده و مغرور شده‏اي؟!

در پاسخ به سؤال ابوبکر در مسجد قبا

 

بحارالانوار: ج 41 ص 228.

ابوبکر به عنوان نيرنگي در توجيه غصب خلافت به اميرالمؤمنين عليه‏السلام گفت: پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در غدير تو را صاحب اختيار ما قرار داد ولي خليفه قرار نداد! حضرت فرمود: اگر پيامبر صلي اللَّه عليه و آله را نشانت دهم و او به تو بگويد که من به اين مقامي که غصب کرده‏اي سزاوارترم، مي‏پذيري؟

 

[ صفحه 44]

 

ابوبکر پذيرفت و پس از نماز مغرب با اميرالمؤمنين عليه‏السلام به مسجد قبا آمدند و پيامبر صلي اللَّه عليه و آله را ديدند که در سمت قبله نشسته است. حضرت خطاب به ابوبکر فرمودند: اي ابوبکر بر ضد ولايت علي اقدام کرده‏اي و در جاي او نشسته‏اي که جاي نبوت است و جز او کسي مستحق آن نيست، زيرا او وصي و خليفه‏ي من است...»؟!

در برابر تقاضاي ابوبکر و عمر

 

بحارالانوار: ج 29 ص 37-35.

ابوبکر و عمر از هر فرصتي براي تثبيت موقعيت غصبي خود استفاده مي‏کردند و حتي در فکر اين بودند که گاهي غافلگيرانه از اميرالمؤمنين عليه‏السلام اظهار رضايتي بگيرند تا از آن بعنوان تبليغ به نفع خود استفاده کنند. روزي ابوبکر با اميرالمؤمنين عليه‏السلام در کوچه بني‏النجار برخورد کرد و فرصت را غنيمت شمرده گفت: يا علي، بخدا قسم اگر کسي که به او اطمينان داشته باشم شهادت دهد که تو به خلافت از من سزاوارتري، آن را به تو مي‏سپارم!! حضرت فرمود:

اي ابوبکر، آيا احدي را مطمئن‏تر از پيامبر صلي اللَّه عليه و آله سراغ داري؟ آنحضرت در چهار مورد براي من از تو و عمر و عثمان و عده‏اي از همراهيانت بيعت گرفت که يکي از آنها روز غدير در بازگشت از حجة الوداع بود. آن روز همه‏ي شما گفتيد: شنيديم و اطاعت خدا و رسول را پذيرفتيم. پيامبر صلي اللَّه عليه و آله از شما پرسيد: خدا و رسولش بر شما شاهد باشند؟ همگي گفتند: آري، شاهد باشند. حضرت فرمود: پس بر يکديگر شاهد باشيد و حاضرين شما به غائبين برسانند و آنانکه شنيدند به کساني که نشنيده‏اند برسانند. و شما گفتيد: قبول کرديم يا رسول اللَّه! سپس همگي برخاستيد و به پيامبر صلي اللَّه عليه و آله و به من بخاطر اين کرامت خداوند تبريک گفتيد. عمر جلو آمد و بر کتف من زد و در حضور شما گفت: خوشا به حال تو اي پسر ابوطالب که صاحب اختيار من و مؤمنين شدي!

پس از قتل نماينده ابوبکر در فدک

 

بحارالانوار: ج 29 ص 62-46.

آنگاه که ابوبکر و عمر فدک را غصب کردند و نماينده‏ي حضرت زهرا عليه‏السلام را از آنجا اخراج نمودند شخصي بنام «اشجع» را بعنوان نماينده‏ي خود به آنجا اعزام نمودند. اشجع گذشته از مقام غاصبانه‏اي که بدست آورده بود، به مردم منطقه ظلم و اجحاف فراواني نمود بحدي که اهل آنجا بعنوان شکايت نزد اميرالمؤمنين عليه‏السلام آمدند. اميرالمؤمنين عليه‏السلام بهمراه عده‏اي به آنجا آمدند تا او را از رفتارش باز دارند. اشجع در مقابل اميرالمؤمنين عليه‏السلام قرار گرفت و بر تصميم خود پافشاري کرد و در نتيجه بدست اصحاب حضرت کشته شد.

با رسيدن اين خبر به ابوبکر، عده‏اي را به سرکردگي خالد بن وليد به منطقه فرستاد. اميرالمؤمنين عليه‏السلام با يک اشاره‏ي ذوالفقار خالد را از اسب به زير انداخت بطوري که همه‏ي لشکر او وحشت کردند. حضرت رو به خالد کرد و فرمود:

واي بر تو اي خالد! چقدر مطيع خائنين و عهدشکنان هستي! آيا روز غدير براي تو قانع کننده نبود که اکنون چنين تصميمي گرفته‏اي؟!

وقتي به مدينه بازگشتند بين اميرالمؤمنين عليه‏السلام و ابوبکر مطالبي رد و بدل شد و پس از جدا شدن از آنان اميرالمؤمنين عليه‏السلام به عباس عموي خود فرمود:

عموجان تو را قسم مي‏دهم که سخني نگويي... من با اينان راهي جز صبر انتخاب نکرده‏ام، همانطور که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله به من دستور داده است. اکنون که روز غدير براي اينان قانع کننده نيست به حال خود واگذارشان!! بگذار آنچه قدرت دارند ما را ضعيف نمايند، که خداوند مولاي ماست و او بهترين حکم کننده است.

در مسجد پيامبر در زمان عمر

 

کتاب سليم بن قيس: حديث 14.

در مجلسي که در زمان عمر در مسجد پيامبر صلي اللَّه عليه و آله برقرار شده بود و همه از بني‏هاشم بودند و سلمان و ابوذر نيز حضور داشتند، اميرالمؤمنين عليه‏السلام بدعتها و اعتراضات ابوبکر و عمر را برمي‏شمرد. از جمله فرمود:

عمر بود که در روز غدير خم وقتي پيامبر صلي اللَّه عليه و آله مرا براي ولايت نصب کرد، با رفيقش (ابوبکر) با هم گفتگو کردند. او گفت: «در اين که کار پسر عمويش را بالا ببرد هيچ کوتاهي نمي‏کند»؛ و ديگري گفت: «در اينکه بازوي پسر عمويش را بلند کند هيچ کوتاهي نمي‏کند».

همچنين در حاليکه منصوب شده بودم به رفيقش (ابوبکر) گفت: «اين واقعاً کرامت بزرگي است»! رفيقش با تندي به او نگاه کرد و گفت: «نه بخدا قسم، ابداً اين سخن او را گوش نمي‏دهم و از او اطاعت نمي‏کنم». سپس به او تکيه داد و با تکبر به راه افتادند و رفتند.

در شوراي شش نفره پس از قتل عمر

 

بحارالانوار: ج 31 ص 332 و 351 و 373 و 381.

بعد از قتل عمر، طبق وصيت او شش نفر که تعيين کرده بود جمع شدند تا يکي را از بين خود بعنوان خلافت انتخاب کنند. البته اين نقشه‏ي عمر بود و در واقع عثمان از قبل تعيين شده بود. پس از سه روز که مي‏رفت تا با انتخاب عثمان جلسه پايان پذيرد، اميرالمؤمنين عليه‏السلام بعنوان اتمام حجت برخاست و خطاب به پنج نفر ديگر فضائل خود را بر اولويت در احراز مقام خلافت برشمرد و از جمله فرمود:

شما را به خدا قسم مي‏دهم، آيا در بين شما غير از من کسي هست که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در روز غدير خم او را به امر خداوند منصوب کرده و فرموده باشد: «من کنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، فليبلغ الشاهد الغائب»؟

 

[ صفحه 47]

 

همه گفتند: نه! کسي جز تو صاحب اين فضيلت نيست. حضرت فرمود:

آيا کسي غير از من در بين شما هست که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در جحفه، کنار درختان غدير خم به او فرموده باشد: «هر کس تو را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر کس مرا اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است. و هر کس از تو سرپيچي کند مرا عصيان نموده و هر کس از من سرپيچي کند از خداي تعالي سرپيچي کرده است؟

همه گفتند: نه، کسي جز تو صاحب اين مقام نيست.

هنگام بيعت مردم با عثمان

 

بحارالانوار: ج 31 ص 361.

پس از ماجراي شورا و انتخاب عثمان، آنگاه که قرار شد مردم با عثمان بيعت کنند بار ديگر اميرالمؤمنين عليه‏السلام بپاخاست و خطبه‏اي ايراد کرد و ضمن آن فرمود:

اي مردم، به آنچه مي‏گويم گوش فرا دهيد... اي مردم، شما با ابوبکر و عمر بيعت کرديد در حاليکه بخدا قسم من سزاوارتر و صاحب حق‏تر از آنان به جانشيني پيامبر صلي اللَّه عليه و آله بودم، ولي من خودداري مي‏کردم. امروز هم مي‏خواهيد با عثمان بيعت کنيد. اگر اين بيعت را انجام دهيد و من سکوت اختيار کنم بخدا قسم شما و آنانکه قبل از شما بودند به فضل من جاهل نيستيد، و اگر بنابر سکوت نبود مطالبي مي‏گفتم که قادر به رد آن نيستيد... آيا در ميان شما کسي هست که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در روز غدير خم دست او را گرفته و فرموده باشد: «من کنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، فليبلغ الشاهد الغائب»؟ آيا اين مطلب درباره‏ي کسي غير من بوده است؟

يک نفر برخاست و به نيابت از بقيه گفت: هيچکس را سراغ نداريم که صحيح‏تر از گفتار تو گفته باشد...

در پاسخ به طلحه در زمان عثمان

 

بحارالانوار: ج 31 ص 417-416.

در مجلسي که با حضور دويست تن از سرشناسان مهاجر و انصار در زمان عثمان در مسجد پيامبر صلي اللَّه عليه و آله تشکيل شده بود و اميرالمؤمنين عليه‏السلام نيز حضور داشت، طلحه از حضرت پرسيد: با ادعاي ابوبکر و اصحابش که او را تصديق کردند چه کنيم که از قول پيامبر صلي اللَّه عليه و آله گفتند: خداوند براي اهل بيت نبوت و خلافت را جمع نمي‏کند؟

اميرالمؤمنين عليه‏السلام از سخن طلحه به غضب در آمدند و بپاخاسته فرمودند:

... دليل بر بطلان آنچه بدان شهادت دادند سخن پيامبر صلي اللَّه عليه و آله است که در غدير خم فرمود: «هر کس من نسبت به او صاحب اختيارم علي نسبت به او صاحب اختيار است». من چگونه نسبت به آنان صاحب اختيارتر از خودشان هستم در حاليکه آنان امير و حاکم بر من باشند؟!

در جنگ جمل

 

الغدير: ج 1 ص 186.

در ميدان جنگ جمل، هنگامي که لشکر از دو سو صف آرايي کرده بودند و هنوز جنگ آغاز نشده بود، اميرالمؤمنين عليه‏السلام قاصدي را سراغ طلحه فرستاد که ملاقاتي داشته باشند. طلحه آمد تا مقابل حضرت قرار گرفت. اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمود: تو را به خدا قسم مي‏دهم، آيا از پيامبر صلي اللَّه عليه و آله شنيدي که مي‏فرمود: «من کنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»؟ طلحه گفت: آري. حضرت فرمود: پس چرا به جنگ من آمده‏اي؟!! گفت: در خاطرم نبود!!! سپس طلحه به لشکر خود بازگشت و بدينصورت در جنگ جمل با يادآوري غدير اتمام حجت بزرگي شد.

در آغاز جنگ صفين

 

بحارالانوار: ج 32 ص 388.

هنگامي که اميرالمؤمنين عليه‏السلام در کوفه براي جنگ صفين آماده مي‏شد ضمن خطابه‏اي که براي مردم ايراد کرد چنين فرمود:

 

[ صفحه 51]

 

تعجب از معاوية بن ابي‏سفيان است که در خلافت با من به نزاع برخاسته و امامت مرا انکار مي‏کند! اي مهاجرين و انصار...! آيا بر شما واجب نيست که مرا ياري کنيد و آيا امر من بر شما واجب نيست؟ آيا نمي‏دانيد که بيعت من بر حاضر و غايب شما لازم شده؟ پس چرا معاويه و اصحابش در بيعت من خلل وارد مي‏کنند؟... آيا سخن پيامبر صلي اللَّه عليه و آله را نشنيديد که در روز غدير درباره‏ي ولايت و صاحب اختياري من مي‏فرمود؟!

در نامه‏ معاويه

 

کتاب سليم: حديث 25.

معاويه در جنگ صفين طي نامه‏اي براي اميرالمؤمنين عليه‏السلام چنين نوشت:

درباره‏ي تو به من خبر رسيده که وقتي با اهل سر و شيعيان و خواص خود در خلوت جمع مي‏شويد، نزد آنان از ابوبکر و عمر و عثمان برائت مي‏جويي و آنان را لعنت مي‏کني و ادعا مي‏کني که تو خليفه‏ي پيامبر در امتش و وصي او در ميان ايشان هستي و خداوند اطاعت تو را بر مؤمنين واجب کرده و در کتاب و سنتش به ولايت تو امر کرده است... او هم امتش را در غدير خم جمع کرد و آنچه درباره‏ي تو از جانب خداوند مأمور شده بود ابلاغ نمود و دستور داد حاضر به غايب برساند، و به مردم خبر داد که تو بر مردم صاحب اختيارتر از خودشان هستي...

در جنگ صفين بر فراز منبر

 

کتاب سليم: حديث 25.

در جنگ صفين پس از چند نامه و پيام که بين اميرالمؤمنين عليه‏السلام و معاويه رد و بدل شد، آنحضرت در ميان لشکر خود در جمع مهاجرين و انصار و با حضور فرستادگان معويه برفراز منبر قرار گرفت و مناقب خود را برشمرد و در هر کدام مردم را قسم داد و آنان اقرار کردند. از جمله فرمود:

 

[ صفحه 52]

 

شما را بخدا قسم درباره‏ي قول خداوند: «يا ايها الذين آمنوا اطيعوا اللَّه و...» و آيه‏ي «انما وليکم اللَّه...»... که خداوند به پيامبر صلي اللَّه عليه و آله دستور داد به مردم بفهاند که اين آيات درباره‏ي چه کساني نازل شده و ولايت را براي آنان تفسير کند... آنحضرت هم مرا در غدير خم منصوب کرد... و فرمود: «اي مردم، خداوند صاحب اختيار من، و من صاحب اختيار مؤمنين هستم و اختيارم بر مؤمنين از خودشان بيشتر است. أَلا فمن کنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله»...

پس از اين سخنان اميرالمؤمنين عليه‏السلام، دوازده نفر از کساني که از شرکت‏کنندگان در جنگ بدر بودند و در صفين همراه حضرت حضور داشتند برخاستند و به گفتار حضرت شهادت دادند. سپس هفتاد نفر بقيه‏ي صحابه برخاستند و شهادت دادند. بعد از آن چهار نفر از اهل بدر برخاستند و تفصيل ماجرا و آنچه در غدير ديده بودند را بازگو کردند.

در بيان امتيازات خاص خود

 

بحارالانوار: ج 39 ص 336 ح 5.

اميرالمؤمنين عليه‏السلام در مجلسي امتيازات خاص خود را بيان نموده چنين فرمودند: «بخدا قسم خداوند تبارک و تعالي نُه چيز به من عطا فرموده که به احدي قبل از من جز پيامبر صلي اللَّه عليه و آله نداده است»؛ و از جمله فرمودند:

خداوند با ولايت من دين اين امت را کامل نمود و نعمتها را بر آنان تمام کرد، و اسلامشان را مورد رضايت قرار داد، هنگامي که در يوم الولاية (روز غدير) به پيامبر صلي اللَّه عليه و آله فرمود: يا محمد، به مردم خبر ده که امروز دينشان را کامل کردم و نعمتم را بر آنان تمام نمودم و اسلام را بعنوان دينشان راضي شدم.

به عنوان بالاترين منقبت خود

 

کتاب سليم: حديث 60.

مردي خدمت اميرالمؤمنين عليه‏السلام عرض کرد: يا اميرالمؤمنين، بالاترين منقبت خود را از پيامبر صلي اللَّه عليه و آله بفرمائيد. حضرت فرمود:

منصوب کردن آنحضرت مرا در غدير خم، که به امر خداي تبارک و تعالي ولايت را از جانب او برايم اقامه نمود...

منصوب شدگان غدير

 

کتاب سليم بن قيس: حديث 8.

مردي خدمت اميرالمومنين عليه‏السلام آمد و عرض کرد: ايمان را طوري برايم بيان کنيد که از غير شما و بعد از شما از کسي سؤال نکنم. حضرت پس از ذکر پايه‏هاي ايمان فرمودند: کمترين چيزي که شخص با آن گمراه مي‏شود آن است که حجت خدا در زمين و شاهد او بر خلقش را که امر به اطاعت او نموده و ولايتش را واجب شمرده نشناسد.

آن مرد عرض کرد: يا اميرالمؤمنين، آنان را برايم معرفي کنيد. فرمود:

... کسي که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله او را در غدير خم نصب کرد و به آنان خبر داد که نسبت به مردم صاحب اختيارتر از خودشان است، و سپس به آنان دستور داد تا حاضران غائبان را آگاه نمايند. 

آن مرد پرسيد: يا اميرالمؤمنين، آن شما هستيد؟ فرمود: من اول و افضل آنها هستم. سپس پسرم حسن بعد از من نسبت به مؤمنين صاحب اختيارتر از خودشان است. سپس پسرم حسين بعد از او نسبت به مؤمنين صاحب اختيارتر از خودشان است و سپس جانشينان پيامبر صلي اللَّه عليه و آله هستند تا بر سر حوض کوثر يکي پس از ديگري به خدمت او وارد شوند.

در هفتاد فضيلت انحصاري حضرت

 

بحارالانوار: ج 31 ص 443.

اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمود: من هفتاد فضيلت و منقبت دارم که احدي از اصحاب

 

[ صفحه 61]

 

پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در آنها با من شريک نيستند. سپس حضرت بطور مفصل آن فضايل را برشمرد تا آنکه در پنجاه و يکم فرمود:

و اما پنجاه و يکم، پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در روز غدير خم مرا براي همه‏ي مردم منصوب نمود و فرمود: «من کنت مولاه فعلي مولاه». پس ظالمين دور از رحمت خدا باشند و عذاب خدا بر آنان باد.

اتمام حجت بر کوتاهي ‏کنندگان در غدير

 

اثبات الهداة: ج 2 ص 111 ح 465.

اميرالمؤمنين عليه‏السلام درباره‏ي اينکه پس از بيعت غدير هر کوتاهي از سوي مردم به عهده‏ي خودشان است، فرمود:

پيامبر صلي اللَّه عليه و آله به من وصيت کرد و فرمود: يا علي، اگر گروهي يافتي که با آنان بجنگي حق خود را طلب کن، وگرنه در خانه‏ات بنشين چرا که من پيمان تو را در روز غديرخم گرفته‏ام که تو وصي و خليفه‏ي من و صاحب اختيار مردم نسبت به خودشان هستي. مَثَل تو مثل بيت اللَّه الحرام است. مردم بايد سراغ تو بيايند و تو نبايد سراغ مردم بروي.

همه مردم شاهد بر غدير

 

بحارالانوار: ج 38 ص 240.

اميرالمؤمنين عليه‏السلام نگاهي به مردم کرد و فرمود:

من برادر پيامبر صلي اللَّه عليه و آله و وزير او هستم. شما خوب مي‏دانيد که من مقدم بر همه‏ي شما در ايمان به خداوند عزوجل و رسولش هستم... و شما خود ديديد که در روز غديرخم چگونه بپا ايستاد و مرا کنار خود بپا داشت و دست مرا بلند کرد (و مرا معرفي فرمود).

ادامه نوشته

حكمت نزول تدريجى

حكمت نزول تدريجى


سؤال: اثرات و فوائد نزول تدريجى قرآن چيست؟

جواب:درست است كه: طبق روايات (بلكه ظاهر بعضى از آيات) قرآن دو نزول داشته: يكى «نزول دفعى» و يك جا، در شب قدر، بر قلب پيامبر(صلى الله عليه وآله) و ديگر «نزول تدريجى» در بيست و سه سال، بدون شك، آنچه جنبه رسميت داشته، و پيامبر و مردم با آن روبرو بوده اند، نزول تدريجى قرآن است.
و همين نزول تدريجى، اسباب ايراد دشمنان بهانه گير شده بود كه: چرا قرآن يك مرتبه نازل نمى شود؟ و يك باره در اختيار مردم قرار نمى گيرد؟...

ادامه نوشته

هدف نزول قران

 

هدف نزول قرآن
سؤال: هدف از نزول قرآن چه بوده است؟

جواب: آيات مختلف قرآن، اين حقيقت را فاش مى گويد كه، اين كتاب بزرگ آسمانى، تنها براى تلاوت نيست، بلكه هدف نهائى از آن «ذِكْر» (يادآورى)، «تدبر» (بررسى عواقب و نتائج كار)، «انذار»، «خارج كردن انسان ها از ظلمات به نور» و «شفا و رحمت و هدايت» است. در آيه 50 سوره «انبياء» مى خوانيم: وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ: ....

ادامه نوشته

اهميت و فضيلت آية الكرسى

اهميت و فضيلت آية الكرسى

سؤال: آية الكرسى در روايات اسلامى چگونه توصيف شده است؟

جواب: از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) نقل شده: از «اُبَىّ بن كعب» سؤال كرد: كدام آيه برترين آيه كتاب اللّه است؟ عرض كرد: اَللّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومِ، پيامبر(صلى الله عليه وآله) دست بر سينه او زد و فرمود: ...

ادامه نوشته

نماز

تأثير قرآن

تأثير قرآن


سؤال: چرا قرآن نتوانست در دل مخالفان پيامبر(صلى الله عليه وآله) تأثير بگذارد؟

جواب: پاسخ اين سؤال به روشنى در تواريخ اسلامى آمده است كه حتى مخالفان سر سخت پيامبر(صلى الله عليه وآله) در باطن، به صدق و راستى او در دعوتش معتقد بودند، از جمله اين كه نقل كرده اند: روزى «ابوجهل» با پيامبر(صلى الله عليه وآله)ملاقات كرد و با او مصافحه نمود كسى به او اعتراض كرد: چرا با اين مرد مصافحه مى كنى؟
گفت: به خدا سوگند ...

ادامه نوشته

تأثير اعمال معنوى

تأثير اعمال معنوى

سؤال: تأثير اعمال و مسائل معنوى در زندگى انسان چگونه است؟

جواب: آيات قرآن پيوند روشنى ميان مسائل معنوى و مادى برقرار مى سازد و استغفار از گناه و بازگشت به سوى خدا را مايه آبادانى و خرمى و طراوت و سرسبزى و اضافه شدن نيروئى بر نيروها معرفى مى كند.
اين حقيقت، در بسيارى از آيات قرآن به چشم مى خورد، از جمله در سوره «نوح»(عليه السلام)از زبان اين پيامبر بزرگ مى خوانيم:...

 

ادامه نوشته

دیدگاه اسلام درمورد تفریحات سالم

دیدگاه اسلام درمورد تفریحات سالم

سؤال: ديدگاه اسلام در مورد تفريحات سالم چيست؟

جواب: در قرآن در داستان حضرت يوسف آمده است كه يعقوب پيامبر(عليه السلام) در برابر استدلال فرزندان نسبت به نياز يوسف(عليه السلام) به گردش و تفريح هيچ پاسخى نداد، و عملاً آن را پذيرفت، اين خود دليل بر اين است كه هيچ عقل سالم نمى تواند اين نياز فطرى و طبيعى را انكار كند.
انسان، مانند يك ماشين آهنى نيست كه هر چه بخواهند از آن كار بكشند، بلكه، روح و روانى دارد كه همچون جسمش خسته مى شود، همان گونه كه جسم نياز به استراحت و خواب دارد، روح و روانش نياز به سرگرمى و تفريح سالم دارد.
تجربه نيز نشان داده اگر...

ادامه نوشته

«تقلید در احکام»؛ مخالفت با قرآن و عقل، و عامل پراکندگی!

«تقلید در احکام»؛ مخالفت با قرآن و عقل، و عامل پراکندگی!

پرسش : آیا تقلید در احکام، مخالفت با قرآن و عقل و عامل پراکندگی می باشد؟
چرا باید تقلید کرد با اینکه: اوّلا: قرآن با هرگونه تقلید مبارزه پیگیر دارد و پیوسته از پیروى هاى نسنجیده انتقاد مى کند. ثانیاً: تقلید یک نوع تبعیّت بدون دلیل است و عقل و منطق پیروى بدون دلیل را نمى پذیرد. ثالثاً: تقلید مایه پراکندگى صفوف مسلمانان است، زیرا مراجع تقلید غالباً متعدّد بوده و آراى آنها در همه مسائل یکسان نیست!؟

پاسخ اجمالی: ....

ادامه نوشته

ایا می دانید...

قرآن کریم، کتاب سعادت بشر و معجزه جاوید پیامبر بزرگ اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص) است. در اینجا به دانستنی‌های جالبی از قرآن اشاره می‌کنیم.

 

آیا میدانید که ... چهار عبارت قرآنی هست که در هر یک از آن‌ها، چهار تشدید متوالی وجود دارد:
1. نسیّاً رَّبُّ السّماوات (مریم، 64 و 65)؛
2. فی بحرٍ لُّجّیٍّ یَّغْشاه موج (نور، 40)؛
3. قولاً مّن رَّبٍّ رَّحیم (یس، 58)؛
4. ولقد زّیّنّا السَّماءَ (ملک، 5)



آیا میدانید که ... 

 

ادامه نوشته

غسل تعمید و کیفیّت آن

غسل تعمید و کیفیّت آن

پرسش : منظور از غسل تعمید چیست؟ و چگونه انجام می شود؟پاسخ اجمالی: غسل تعمید از آداب مسیحیان است. این عمل درباره هرکس انجام گیرد سبب پاکى از گناه و وقف نفس در راه خدمت و طاعت خدا مى باشد. البته درباره کودکان و مسیحیانى که در کودکى تعمید نیافته اند و یا کسانى که به تازگى در این آیین وارد مى شوند نشانه ورود به آیین مسیح و پذیرش این کیش خواهد بود. درباره نحوه تعمید در میان مسیحیان اختلاف است ولی در کلیساهاى امروزی غسل تعمید درباره همه یکنواخت انجام مى گیرد به این صورت که کشیش ظرف بزرگی از آب در مراسم حاضر کرده و بعد از خواندن یکسری اذکار آب را بر فرد می ریزد.

پاسخ تفصیلی: ...

ادامه نوشته

اعجاز و عجایب خلقت مورچه در قرآن

در کنار معجزات کلامی قرآن، که محمد صل الله علیه و آله به واسطه آن مشرکان را به مبارزه طلبید و از آن ها خواست که یک آیه مانند آن بیاورند و آن ها نتوانستند، قرآن کریم دربرگیرنده معجزات علمی زیادی است که خداوند برای حضرت محمد(ص) آن ها را بیش از هزار سال پیش آشکار کرد. این معجزات امروزه کشف شده اند و باعث تقویت ایمان ایمان آورندگان شده است و اثباتی برای الهی بودن قرآن کریم است.
 
تصاویری فانتزی از دنیای مورچه ها
ادامه نوشته

عاقبت پیروان سایر ادیان

عاقبت پیروان سایر ادیان

پرسش : آیا پیروان سایر ادیان همه جهنّمی می شوند؟

پاسخ اجمالی: مردم از یک نظر به چهار دسته تقسیم مى‏ شوند: 1- عدّه‏ اى«طالب حق» هستند؛ که اهل بهشتند. 2- گروه دیگر«جاهلان قاصِر» هستند؛ که اگر به حق دست نیابند در قیامت عذر آنها پذیرفته خواهد بود. 3- برخی«جاهلان مقصّر» هستند که اگر حق را نیابند یا پیروی از حق نکند در قیامت عذر آنها پذیرفته نخواهد بود. 4- گروهی که آگاهانه با حق مخالفت مى‏ کنند. اینها در قیامت گرفتار قهر و عذاب الهی خواهند شد. 
پاسخ تفصیلی:...

ادامه نوشته

شیوه حکومت داری امیرالمومنین علی(ع)

حکومتداري امیرالمومنین علی(ع)

عامل هلاکت زودرس

 

روزي اميرمؤ منان علي (عليه السلام) خطبه مي خواند و در ضمن آن فرمود:

اعوذ بالله من الذنوب التي تعجل الفناء پناه مي برم به خداوند، از گناهاني که موجب زودرسي هلاکت خواهند شد.

عبدالله بن کواء (منافق سرشناس عهد اميرالمؤ منين (عليه السلام) که بعدها رئيس گروه گمراه خوارج شد) بلند شد و گفت:...

حکومتداري امام علي

عامل هلاکت زودرس

 

روزي اميرمؤ منان علي (عليه السلام) خطبه مي خواند و در ضمن آن فرمود:

اعوذ بالله من الذنوب التي تعجل الفناء پناه مي برم به خداوند، از گناهاني که موجب زودرسي هلاکت خواهند شد.

عبدالله بن کواء (منافق سرشناس عهد اميرالمؤ منين (عليه السلام) که بعدها رئيس گروه گمراه خوارج شد) بلند شد و گفت: اي اميرمؤ منان (عليه السلام) آيا گناهاني که موجب مکافات زودرس است وجود دارد؟

امام علي (عليه السلام) فرمود: آري، واي بر تو، و آن گناه قطع رحم (بريدن پيوند از خويشاوندان) است، چه بسا خانداني هستند با اينکه از حق دورند ولي بر اثر همکاري و خدمت به يکديگر به گرد هم آيند و همين کار موجب مي شود که خداوند به آنها روزي مي رساند و چه با افراد پرهيزکاري که تفرقه و درگيري افراد خاندانشان و قطع رحم بينشان موجب مي شود که خداوند آن ها را از روزي و رحمتش محروم سازد. [اصول کافي، ج 2. ] .

وقت بيکاري برو مسجد

 

دو يا سه روز قبل از ضربت خوردن علي (عليه السلام) بدست ابن ملجم لعنة الله عليه - حضرت امير (عليه السلام) در بازار کوفه مي رفت که به ناگه ابن ملجم را ديد. حضرت به او فرمود: ابن ملجم کجا مي روي؟ (البته حضرت مي دانست تمام هم او آن زن ملعونه است) ابن ملجم پاسخي داد که نشانه بيکاري او را داشت. لذا حضرت به او فرمود: وقت بيکاري به مسجد برو. [تفسير سوره حديد، شهيد دستغيب.] .

اسم اعظم خداوند

 

براءبن عازب مي گويد: بر اميرمؤ منان علي (عليه السلام) وارد شدم و آن حضرت را به خدا سوگند دادم که مرا به اعظم اسمايي که خداوند رحمان، جبرئيل را به ارسال آن مخصوص داشت و او رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم را و رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم حضرت شما را مخصوص گرداند مرا مطلع فرماييد.

حضرت فرمود: اگر سؤ ال تو نمي بود من اراده داشتم تا وقتي که آنرا در لحدم نهاده شوم پوشيده بدارم. سپس حضرت فرمود: هر گاه خواست خداوند را به اسم اعظمش بخواني، شش آسه اول سوره حديد (بعد از بسم الله الرحمن الرحيم؛ تا؛ و هو عليم بذات الصدور) و آخر سوره حشر از (هو الله الذي لااله الا هو تا آخر سوره را بخوان) بعد از آن مي گويي: يا من هو کذلک افعل بي کذا و کذا (حاجت خود را بخواه) که سوگند به خداوند اگر بر شقي بخواني سعيد مي گردد. براء گفت: يا علي! قسم به خدا من آنرا براي امور دنيا نمي خوانم. امام علي (عليه السلام) فرمود: همين صواب است. رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم مرا هم اين چنين وصيت فرمود جز اينکه مرا امر کرد که خدا را بدان در کارهاي بزرگ و دشوار روزگار بخوانم. [رساله نور علي نور، علامه حسن زاده آملي. ] .

فردي که مورد لعن واقع شد

 

ابوموسي اشعري، از عوامل مؤ ثر در انتقال خلافت به بني اميه بود. ابوموسي با اينکه از نظر شخصيت فردي فوق العاده متزلزل و سست راءي، بي کفايت، کوته فکر، و بي تميز و غير قابل اعتماد بود و او در جنگ صفين توسط گروهي جاهل، حضرت علي (عليه السلام) را مجبور به انتخاب وي براي حکميت نمودند. ابوموسي از همان ابتداي خلافت علي (عليه السلام) با امام رفتار مناسبي نداشت و مردم را به پراکنده شدن از پيرامون علي (عليه السلام) دعوت مي کرد. ابوموسي در جريان حکميت پيشنهاد کرد هم امام علي (عليه السلام) و هم معاويه از خلافت خلع شوند ولي بعدها او به دربار معاويه رفت و آمد کرد و با معاويه بيعت کرد. خيانت کاري او به حدي بود که امام علي (عليه السلام) بعد از ماجراي حکميت او را قنوت نماز خود لعن مي کرد.

فرزند آخرت باش

 

جبه عربي مي گويد: روزي از اميرالمؤ منين علي (عليه السلام) شنيدم که مي فرمود: من از دو چيز بر شما نگرانم. آرزوي دراز و پيروي از خواهش د دل. سپس حضرت ادامه داد. اما آرزوي دراز آخرت را از ياد انسان مي برد، و پيروي از نفس خود، جلوگير حق است. راستي که دنيا پشت کرده و مي رود، و آخرت است که رو کرده و مي آيد؛ و هر کدام از اينها را فرزنداني است، پس از فرزندان آخرت باشيد نه از فرزندان دنيا، که امروز روز عمل است نه پاداش، و فردا روز پاداش است نه عمل. [امالي شيخ مفيد. ] .

آثار بيعت با علي

 

مالک بن ضمره مي گويد: روز از اميرالمؤ منين علي (عليه السلام) شنيدم که مي فرمود:

آگاه باشيد که شما در معرض لعن گفتن من، و در معرض دروغگو شمردن من قرار خواهيد گرفت. [در اينجا حضرت به حوادث بعد از شهادت خود مبني بر ترويج سب و لعن حضرت، توسط معاويه اشاره نموده که اين گمراهي تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزيز در جامعه مسلمين ادامه داشت و لعن بر حضرت توسط عمر بن عبدالعزيز بعد از حدود نيم قرن در جامعه اسلامي بر چيده شد.]  پس هر کس مرا از روي کراهت و عدم رضايت قلبي لعن کند و خداوند ناراضي بودن او را به اين کار از دلش د بداند من و او با هم بر محمد صلي الله عليه و آله و سلم وارد مي شويم، و هر کس زبانش را نگه دارد و مرا لعن نکند به اندازه زمان پر تاب يک تير يا يک چشم بهم زدن از من زودتر به ملاقات آن حضرت برود و هر کس با رضايت و خوشحالي مرا لعن کند حجابي ميان او و (عذاب) خداوند نخواهد بود و حجت و دليلي به پيشگاه محمد صلي الله عليه و آله و سلم ندارد.

هان بدانيد که روزي محمد صلي الله عليه و آله و سلم دست مرا گرفت و فرمود:

هر کس با اين پنج (انگشت) بيعت کند، و در حالي که تو را دوست مي داشته است بميرد حقا به عهد و تکليف خود عمل نموده و هر کس در حالي که تو را دشمن بدارد و بميرد همانا به مرگ دوران جاهليت مرده است... و اگر در حالي که تو را دوست مي دارد پس از تو زنده بماند، تا آن وقت که خورشيد طلوع و غروب کند خداوند کارهاي او را به امن و ايمان پايان خواهد داد. [امالي شيخ مفيد. ]

جهالت هاي يک زن چها که نکرد

 

امام باقر (عليه السلام) فرمود: عايشه در زمان خلافت عثمان پيش عثمان آمد و به او گفت: آن سهميه اي (پولي) را که پدرم ابوبکر و عمر بن خطاب به من داد به من رد کن. عثمان گفت: من در کتاب و سنت جايي براي چنين چيزي که برا تو مقرر باشد نيافتم، و همانا پدرت و عمر از روي رضايت خاطر خود به تو بخشش مي کردند و من اين کار را نمي کنم. عايشه گفت: پس سهم ارث مرا از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم بده؟!!

عثمان گفت: مگر تو و مالک بن اوس نزد من نيامديد و گواهي داديد که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم ارث نمي گذارد، تا جايي که فاطمه دختر پيامبر را توانستيد از ارث خود (باغ فدک) منع کنيد و حق او را پايمال نموديد؟[خليفه سوم به تضييع حق فاطمه زهرا (س) مرتبا اشاره کرده و عمل عايشه و ابوبکر را قبيح و اشتباه مي داند ] حال چگونه امروز ارث پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را مي طلبي؟!!

عايشه بازگشت و از آن روز به بعد هر گاه عثمان را براي نماز مي ديد پيراهن رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم را مي گرفت و بر سر ني بلند مي کرد و مي گفت: همانا عثمان با صاحب اين پيراهن مخالفت ورزيده و سنت او را رها ساخته است و در تضعيف عثمان هر کاري که مي شد انجام مي داد.

و عجب اينکه عايشه بعد از کشته شدن عثمان، خون او را از امام علي (عليه السلام) طلبيد و به بهانه خو خواهي عثمان بر عليه حضرت قيام کرد و جنگ جمل را به راه انداخت. [امالي شيخ مفيد. ] .

از حمله شير در اماني

 

روزي جوبرية بن مسهر راهي سفر مي شد که علي (عليه السلام) را ديد، حضرت به او فرمود: تو از گزند شير در اماني؛ جويرية بن مسهر وقتي در مسير راه خود مي رفت با شيري مواجه شد. آنگاه سلام علي (عليه السلام) را به شير رساند و به او گفت: که اميرالمؤ منين علي (عليه السلام) مرا از آسيب تو امان داده. شير وقتي صحبت او را از او روي بر تافت و پنج مرتبه صدا بلند کرد و رفت. [بحارالانوار، ج 41، ص 245] .

يتيم نواز مهربان

 

علي (عليه السلام) در تقسيم بيت المال هيچ فرقي براي کسي قائل نمي شد. چنانچه در تقسيم بيت المال بين خواهر خود ام هاني و آن کنيز عجمي (فارس) هيچ فرقي نگذاشت و به هر کدام بيست درهم داد. در روايتي ديگر روزي عبدالله پسر جعفر طيار به علي (عليه السلام) عرض د کرد: اي اميرمؤ منان چه مي شد اگر دستور مي فرموديد براي گذران زندگي به من چيزي داده مي شد، به خدا سوگند هيچ مالي براي گذران زندگي خود ندارم مگر آنکه مرکب سواري خود را بفروشم. حضرت فرمود: نه، به خدا سوگند هيچ چيز براي تو ندارم جز آنکه از عمويت بخواهي دزدي کند و به تو بدهد و در پاسخ عقيل برادر خود که به حضرت گفت: مرا با يکي از سياهان مدينه برابر قرار مي دهي؟ حضرت فرمود: تو چه برتري بر او داري؟ مگر آنکه در اسلام بر او سبقت جسته يا در تقوا بر او برتري داشته باشي و ماجراي سکه سرخ کردن حضرت و دادن به برادرش عقيل نمونه ديگري از عدالت محض اين فرشته خصال است. [ مناقب. ] .

ياري دهنده ضعيفان

 

روزي علي (عليه السلام) به بازار رفت و در مجموعه خرمافروشان عبور کرد که ناگهان ديد کنيزي مي گريد. حضرت جلو رفته و علت گريه کنيز را از او پرسيد. او گفت: صاحبم پول به من داد که خرم بخرم وقتي خرما را تهيه کردم و به منزل بردم صاحبم فرماها را نپسنديد و گفت: خرماها را پس بده حالا هر چه به اين مغازه دار مي گويم خرماهايت را پس بگير و پولم را پس بده قبول نمي کند.

حضرت به خرما فروش گفت: اي بنده خدا اين کنيز از خود اختيار ندارد. درهم او را رد کن و خرماي او را بگيرد.

آن مرد برخاست و با دست خود بر سينه علي (عليه السلام) زد و امام را از جلوي مغازه اش دور کرد. مردم به او گفتند: اي مرد اين اميرالمؤ منين علي عليه السلام است، آن مرد ترسيد و پول خرما را به کنيز داد و خرماي خود را پس گرفت. سپس به امام عرض کرد که يا علي (عليه السلام) مرا عفو بفرماييد و از اشتباه من در گذريد.

حضرت فرمود: اگر امر خود را اصلاح کني زودتر از تو راضي خواهم شد يا در روايتي ديگر فرمود: اگر حقوق مردم را رعايت کني از تو راضي مي شوم. [بحارالانوار، ج 41، ص 48.] .

عبادت علي

 

از کنيز حضرت علي (عليه السلام) پرسيدند که نماز علي (عليه السلام) در ماه رمضان چگونه بود؟ او گفت: نماز در رمضان و شوال نزد علي (عليه السلام) يکسان بود او تمام شب ها را به عبادت خداوند احياي مي داشت، حضرت علي بن الحسين (عليه السلام) را با آن کثرت عبادت و نماز که او را ذوالثفنات [چون از کثرت سجده مواضع سجده و پيشاني آن حضرت پينه بسته بود آن حضرت را ذوالثفنات مي گفتند. ]  مي گفتند، مي فرمود: من يقدر علي عبادة علي بن ابيطالب (عليه السلام)؛ يعني چه کسي توانايي دارد بر عبادت علي بن ابيطالب (عليه السلام) و چه کسي قدرت دارد که مثل علي (عليه السلام) خدا را عبادت کند. [بحارالانوار، ج 41، ص 71] .

توصيف عبادت علي

 

ضرار وقتي در مجلس معاويه حاضر شد براي معاويه از عبادت علي (عليه السلام) گفت: اگر او را مي ديد وقتي که در محراب عبادتش د ايستاده بود در حالي که شب، پرده سياه خود را فرو افکنده بود و ستارگان پايين آمده بودند (يعني ديروقت و در تاريکترين موقع شب) و او محاسن خود را به دست گرفته و همچون مار گزيده به خود مي پيچيد و مانند مصيبت زده، اندوهمند مي گريست، و مي گفت: اي دنيا آيا در پي من افتاده و آرزومند من شده اي! هيهات، مرا به تو نيازي نيست، ترا سه طلاقه کرده ام که هرگز به تو رجوع نخواهم کرد.

سپس مي فرمود: آه، آه، از دوري سفر آخرت و کمي توشه و سخني راه.

ضرار مي گويد: معاويه از حرفهاي من گريه کرد و گفت: اي ضرار کافي است به خدا سوگند علي (عليه السلام) چنين بود، خدا ابوالحسن (عليه السلام) را رحمت کند. [بحارالانوار، ج 41، ص 14. ] .

از خداوند ياري جوييد

 

اميرمؤ منان علي (عليه السلام) در جنگ صفين به سپاهيان خود فرمود: دشمن را براي پايداري دينتان از دم شمشير بگذرانيد گامي فراتر، سلاحتان را به آنها رسانيد و از خداوند ياري جوييد تا پيروزي و نصرت حق شامل حالتان شود... [غررالحکم، صد 463.]  در دعاي وارده از حضرت علي (عليه السلام) براي رزمندگان اسلام است که به پيشگاه خداوند عرضه مي داشت: اللهم الهمهم الصبر و انزل عليهم و اعظم لهم الاءجر؛ خداوندا! صبر و شکيبايي بر سختيها و مشکلات و جنگ را به آنها الهام فرما و پيروزي و نصرت را بر آنان فرو فرست و اجرشان را افزون ساز [شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 4، ص 26.] .

رستگاري يافتن

 

امام حسن (عليه السلام) مي فرمايد: هنگامي که ابن ملجم (لعنة الله) حضرت امير (عليه السلام) را با شمشير زد، در حالي که امام لحظات آخر عمرش را مي گذراند، بر آن حضرت وارد شدم، بسيار نگران و متاءثر گشتم.

حضرت فرمود: پسرم! چرا اين قدر نگراني؟

عرض کردم: چگونه نگران نباشم در حالي که شما را با اين وضعيت مي بينم.

حضرت فرمود: مي خواهي تو را چهار خصلت ياد دهم که اگر به ياد خود بسپاري، رستگاري را دريابي و اگر فراموش کني، هر دو جهان از دست تو برود؟... يا بني لاغني اکبر من العقل و و لافقر مثل الجهل و لاوحشة اشد من العجب و لا عيش الذمن حسن الخلق؛ اي فرزندم! 1- هيچ ثروتي بالاتر از عقل نيست. 2- هيچ تنگدستي مانند جهل نيست. 3- هيچ وحشتي بزرگتر از خودبيني نيست. 4- هيچ کاميابي لذيذتر از حسن خلق نيست. [ بحارالانوار، ج 75، ص 111] .

حافظ بيت المال

 

روزي حضرت علي (عليه السلام) بيت المال را تقسيم مي کرد که به ناگاه طفلي از نوه هاي امام آمد و از بيت المال چيزي برداشت و رفت. امام سراسيمه به دنبال آن کودک دويد و آنچه را که در دستش بود گرفت و به بيت المال مسلمين برگردانيد.

مردم به حضرت عرض کردند: يا علي! اين طفل هم، خود سهمي از بيت المال دارد.

امام فرمود: هرگز، بلکه تنها پدرش سهمي دارد. آنهم به قدر سهم هر مسلمان عادي، پس هر گاه آن سهم را گرفت به هر قدر که خود لازم بداند به آن طفل خواهد داد. [حياة الامام حسين، ج 1، ص 388. ] .

البته اين نوع سخت گيري هاي امام مربوط به بيت المال بوده اما در بخشيدن اموال شخصي خود، حضرت سخاوت داشته، چنان که معاويه مي گويد: اگر علي (عليه السلام) دو اطاق داشته باشد يکي پر از کاه و ديگري پر از طلا براي او بخشيدن هر دو يکسان است.

سوء استفاده از مقام

 

روزي حضرت اميرالمؤ منين علي (عليه السلام) در کوفه، مرکز حکومت خود، مردم را مخاطب قرار داد و فرمود:

يا اهل الکوفه اذا انا خرجت من عندکم بغير راحلتي و رحلي و علامي فلان فانا خائن...؛ اي مردم کوفه! اگر ديديد که من از شهر شما بيرون رفتم بغير از آن وضعي که قبلا داشتم و لباس و خوراک من يا مرکب و غلام من عوض شده و در مدت حکومت من يک زندگي مرفه، براي خود درست کرده ام بدانيد که من در حکومت، به شما خيانت کرده ام. [بحارالانوار، ج 41، ص 137] .

نماز اول وقت

 

هنگامي که علي (عليه السلام) در جنگ صفين سرگرم نبرد با لشگريان معاويه بود در ميان دو صف کارزار، حضرت به نگاه به آسمان مراقب حرکت وضعيت خورشيد بود (تا در يابد چه وقت خورشيد به وسط آسمان مي رسد تا نماز ظهر خود را بخواند(

ابن عباس به حضرت عرض کرد: يا اميرالمؤ منين (عليه السلام) اين چه کاري است که مي کنيد؟

حضرت فرمود: منتظر زوال هستم تا نماز بخوانيم.

ابن عباس عرض کرد: آيا حالا وقت نماز است با وجود اينکه سرگرم پيکار هستيم؟

علي (عليه السلام) فرمود: جنگ ما با ايشان بر سر چيست؟ تنها به خاطر نماز است که با آنها نبرد مي کنيم...[سفينة البحار، ج 2، ص 43. ] .

مثل تو مثل کلاغ است

 

در روايات بر رعايت آداب نماز و انجام درست و صحيح آن سفارشات متعددي شده است، از جمله اينکه روزي حضرت علي بن ابيطالب (عليه السلام) شخصي را در حال نماز خواندن ديدن، که با سرعت و تند نماز خود را مي خواند. پس از نماز حضرت به او فرمود: چه مدت است که چنين نماز مي خواني؟

آن مرد عرض کرد: از فلان وقت.

حضرت فرمود: مثل تو نزد خداوند مثل کلاغ است که دانه را نوک مي زند، بدان اگر تو در اين حال بميري، بر غير دين پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مرده اي. فقال: مثلک عند الله کمثل الغراب اذا ما نقره لومت؛ مت علي غير ملة ابي القاسم صلي الله عليه و آله و سلم [بحارالانوار، ج 84، ص 241. ] .

ساختن مصلي در خانه

 

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد، (روش امام علي (عليه السلام) اين گونه بود که) امام علي (عليه السلام) در خانه خود اتاقي را، که نه بزرگ بود و نه کوچک، به عنوان محل نماز قرار داده بود و شبها براي خواندن نماز به آن محل مي رفت و اگر طفل کوچکي نمي خوابيد، آن حضرت کودک را با خود به آن اتاق مي برد و نماز مي خواند. [وسايل الشيعه، ج 3، ص 55؛ صحيح بخاري، ج 1، ص 324.] .

قنبر غلام علي

 

ابوالشعثا غلام ابن معمر بود که علي (عليه السلام) او را قنبر ناميد و غلا حضرت شد، وقتي قنبر را نزد حجاج يوسف ثقفي آوردند از او پرسيدند: تو در خدمت علي (عليه السلام) چه مي کردي؟ گفت: آب وضويش را حاضر مي کردم. پرسيد: علي (عليه السلام) چه مي گفت؟

قنبر گفت: چون از وضو فارغ مي شد اين آيه مبارکه را تلاوت مي کرد:

چون اندرزها را فراموش کردند درهاي همه چيز را به روي آنها گشوديم تا چون به آنچه يافته بودند شاد شوند. ناگهان آنها را فرو گرفتيم و در اين هنگام بود که همه ماءيوس شدند، ريشه ستمکاران قطع شد و سپاس خدايي را که پروردگار جهانيان است.

حجاج گفت: گمان مي کنم که اين آيه را بر ما تاءويل مي کرد.

قنبر گفت: بلي.

حجاج گفت: چه خواهي کرد اگر تو را گردن بزنم؟ قنبر گفت: در اين هنگام من رستگار و تو از اشقياء خواهي شد.

آنگاه حجاج دستور داد تا قنبر را گردن بزنند.

حضرت علي و برزخيان

 

حضرت علي (عليه السلام) هنگام مراجعت از جنگ صفين وقتي که نزديک کوفه، به کنار قبرستاني که بيرون دروازه قرار داشت رسيد رو به سوي قبرها کرد و چنين فرمود: اي ساکنان خانه هاي وحشتناک و مکانهاي خاکي و قبرهاي تاريک! اي خاک نشينان، اي غريبان اي تنهايان اي وحشت زدگان، شما در اين راه بر ما پيشي گرفتيد و ما نيز به شما ملحق خواهيم شد. اگر از اخبار دنيا بپرسيد به شما مي گويم خانه هايتان را ديگران ساکن شدند، همسرانتان به نکاح ديگران در آمدند و اموالتان تقسيم شده اينها چيزهاي است که نزد ما است نزد شما چه خبر.

پس رو به يارانش کرد و فرمود: اگر به آنها اجازه گفتن داده شود حتما به شما خبر مي دهند که بهترين زاد و توشه براي سفر پرهيزگاري است. [ نهج البلاغه، کلمات قصار. ] .

قبرم را مخفي کنيد..

 

علي (عليه السلام) را به خانه آوردند همه مردم گرداگرد خانه امام جمع شده بودند. تمامي فرزندان آن حضرت اشک مي ريختند و امام (عليه السلام) آنها را آرام مي نمود و آنها را مي بوسيد.

کاسه شيري به دست حضرت دادند. مقداري از آن را نوشيد و بقيه را براي ابن ملجم فرستاد و مجددا سفارش او را کرد. امام دستمال زردي بر سرش بسته بود و بر بالشتها تکيه داده بود. اصبغ بن نباته مي گويد: آنقدر صورت امام در اثر کم خوني زرد شده بود که نفهميدم دستمال سر امام زردتر است يا صورت آن حضرت، آنگاه عده اي از اطباء را حاضر کردند و ماهرترين آنها که اثيربن عمرو بود دستور داد گوسفندي را ذبح کردند و شش (جگر سفيد) آن را حاضر کردند آنگاه از ميان آن رگي را بيرون آورد و به ميان فرق شکافته حضرت گذاشت و بعد از لحظاتي آن را برداشت و چون ذرات مغز حضرت را ديد گفت: يا علي (عليه السلام) وصيت خود را بکنيد که مداوا اثر ندارد. حضرت وصيتهاي خود را به امام حسن کرد و دستور داد قبر او را مخفي نمايد تا دشمنان آسيبي به قبر نرسانند. عرق بر پيشاني حضرت نشست آنگاه پايش را رو به قبله کرد و چشمانش را بست و گفت:

اشهد ان لا اله الاالله اشهد ان محمدا عبده و رسوله

لذات دنيا چيست؟

 

اميرالمؤ منين علي (عليه السلام) به عمار ياسر فرمود: اي عمار بر دنيا غم مخور که تمام لذات دنيا شش چيز است.

مطعوم و مشروب و ملبوس و منکوح و مشموم و مرکب

امام شريفترين طعامها عسل است که فرآورده زنبور مي باشد و بهترين مشمومات مشک است که از خون آهو است و نفيس ترين مرکوبها اسب است که تمام حيوانات از آن مي آشامند و نيکوترين ملبوسات ابريشم است و آن بافته گرمي است. و منکوحات زنانند و آنها وسيله دفع شهوت هستند پس دنيا چه زيبايي دارد و چگونه مي شود به آن دلبستگي و تفاخر نمود فرمود: مصيبات دنيا بسيار است و مشاربش تيره و هيچ دوستي را با دوستي خود برخوردار نکند. [ نشان از بي نشانها. ] .

شمارش مورچگان

 

ابوذر غفاري مي گويد: من با حضرت علي (عليه السلام) براي انجام کار حضرت، به مقصدي حرکت کرديم تا اينکه به بيابان وسعي که در آن مورچگان زياد مانند سيل روان بودند رسيديم از عظمت اين منظره و اين سيل مورچه تعجب کردم و گفتم الله اکبر چقدر بزرگ است آن خدايي که شمارش اين مورچگان را دارد و از عدد آنها مطلع است.

حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام) فرمود: اين سخن را مگو. بلکه بگو (جل باريه) چقدر بزرگ است آن خدايي که آن مورچگان را آفريده است. بعد امام ادامه داد: سوگند به آن خدايي که تو را آفريده و صورت بندي کرده است من شمارش آنها را مي دانم و نر آنها را از ماده آنها به اذن خداي عز و جل مي شناسم.

ورود علي به کوفه

 

چون علي (عليه السلام) بر اصحاب جمل پيروز شد در روز دوشنبه دوازدهم ماه رجب سال 36 از بصره وارد کوفه شد اشراف مردم و اهل بصره همراهش بودند مردم کوفه همراه قراء و اشراف و بزرگان خود امام را استقبال کردند و وي را به شهر دعوت کردند و عرض نمودند: اي اميرمؤ منان کجا فرود مي آيي؟ آيا به کاخ وارد مي شوي؟ حضرت فرمود: به کاروانسراي (رحبه) [نام محله اي در کوفه. ]  در مي آيم. آنگاه به آنجا رفت، سپس از آنجا پياده به مسجد رفت، بعد دو رکعت نماز خواند و آنگاه به منبر رفت و خداي را سپاس و ستايش کرد و بر پيامبرش صلي الله عليه و آله و سلم صلوات فرستاد و گفت:

اما بعد! اي مردم کوفه شما را تا بدانگاه که تبديل و تغييري نيافته بوديد در اسلام فضل و مزيتي بود. من شما را به حق خواندم و پذيرفتيد (ولي) به ناروا آغاز کرديد و دگرگونه شديد. هلا! به راستي مزيت شما در آنچه ميان شما و خداوند مي گذرد در (اجراي) احکام و اعطاء است. پس شما براي آن کس که دعوتتان را پذيرفت و به دينتان درآمد نمونه ايد. هلا! ترسناکترين چيزي که من بر شما از آن بيم دارم پيروي از هوي که (آدمي را) از حق باز مي دارد و درازي آرزو که آخرت را از ياد مي برد... پس شما فرزندان آخرت باشيد. امروز کردار است و حسابي نه، و فردا حساب است و کرداري [پيکار صفين] .

نيست...

وصيتي از امام علي

 

اميرالمؤ منين علي (عليه السلام) در وصيتي به فرزند خود محمد حنفيه فرمود: اي پسر، از خودبيني و بد خلقي و کم صبري دوري کن، که اگر اين سه خصلت را داشته باشي هيچ رفيقي با تو مدارا و دوستي نخواهد کرد و همواره مردم از تو کناره خواهند گرفت خود را به اظهار دوستي وادار کن و بر زحمات خود، خويشتن را شکيبا ساز... و از دست دادن دين و آبروي خود درباره هر کس که باشد بخل بورز که دين و دنيايت سالم تر خواهد بود.[خصال صدوق، ص 166.] .

ازدواج جوانان

 

امام صادق (عليه السلام) فرمود: مردي را با دست خود استمناء کرده بود گرفته و او را به حضرت امام علي (عليه السلام) آوردند. آن حضرت آن قدر بر دست او زد که دست او سرخ شد. سپس از بيت المال وسائل ازدواج او را فراهم ساخت، بر اساس اين روايت امام علي (عليه السلام) براي جلوگيري از فساد هم از شيوه روبنايي استفاده کرد (زدن و تاءديب آن مرد) و هم از شيوه زيربنايي که وسائل ازدواج او را فراهم نمود.

مست جام ولايت علي

 

روزي علي (عليه السلام) يکي از شيعيانش را که مدتهاي مديدي او را نديده بود ديدار کرد، با اينکه نشانه هاي پيري در صورت او معلوم شده بود و ليکن هنوز چابک و قوي راه مي رفت.

حضرت به او فرمود: پير شدي اي مرد. او عرض کرد: در اطاعت از تو عمر سپري شده و پير شدم، اي اميرالمؤ منين (عليه السلام).

حضرت فرمود: چابک هم راه مي روي، عرض کرد، بقصد دشمنانت (نابودي دشمنان) اينگونه مي روم اي اميرالمؤ منين (عليه السلام) حضرت فرمود: هنوز در تو توان و نيروئي باقي مانده است؟

عرض کردم: تقدمي آستانت يا اميرالمؤ منين (عليه السلام). [امالي صدوق] .

چهار دستور براي صحت بدن

 

روزي اميرمؤ منان (عليه السلام) به فرزندش امام حسن (عليه السلام) فرمود: اگر چهار دستور را رعايت کني از طبيب و درمانهاي طيب بي نياز خواهي شد، و آن چهار دستور اين است: (لا تجلس علي الطعام الا و انت جائع، و لا تقم عن الطعام الا و انت تشتهيه، وجود المضغ، و اذا انمت فاعرض نفسک علي الخلاء؛ يعني: 1- جز هنگامي گرسنگي در کنار غذا براي خوردن آن ننشين 2- در حالي که ميل و اشتها به غذا داراي از غذا داري از غذا دست بکش 3- در جويدن غذا مراقب باش تا خوب خرد گردد 9- قبل از خواب به دستشويي برو و قضاء حاجت کن).[خصال صدوق. ] .

و در دستور ديگري فرمود: از سرما در آغازش (پائيز) بپرهيز و در آخرش (نزديک بهار) به استقبالش برويد زيرا در بدنها همان مي کند که با درختان مي کند، در آغاز خشک و در آخر برگ مي آورد. [بحارالانوار ج 61. ] .

توصيه علي به کميل درباره نماز

 

حضرت علي (عليه السلام) به کميل بن زياد نخعي درباره خصوصيات و کيفيت اقامه نماز مي فرمايد:

يا کميل! ليس الشان ان تصلي و تصوم و تتصدق،...

اي کميل! شان و قدر و منزلت در عبادت و اطاعت خدا به اين نيست که نماز بگزاري و روزه بدري و صدقه بدهي بلکه شان و منزلت اين است که نماز را با قلب پاک بگزاري و سليم النفس باشي و عملي خدا پسندانه و با خشوع که سراپاي وجودت را فراگيرد، انجام دهي. (يعني صرف نماز و روزه و تصدق اموال کافي نيست، بلکه عمل، نيت پاک مي خواهد) بنگر در آن چيزي که در آن و بر آن به نماز ايستاده اي که اگر غصبي و حرام باشد نماز او قبول نيست و فايده اي ندارد. [تحف العقول، ص 174. ] .

همه در بحر غم مولا

 

محمد حنفيه مي گويد شبي که تابوت پدرم را از کوفه به نجف حرکت مي داديم، به خدا سوگند من مي ديدم که جنازه آن حضرت بر هر ديوار و يا خانه اي و يا هر درختي که مي گذشت آنها خم مي شدند و خشوع مي کردند وقتي تابوت به موضع قبر رسيد، فرود آمد و امام حسن (عليه السلام) با جماعت همراه بر آن حضرت نماز خواندند و هفت تکبير گفت، و بعد از نماز جنازه را برداشتند و آن موضع را حفر کردند که ناگاه قبر از پيش ساخته اي نمايان شد و چون خواستند پدرم را داخل قبر نمايند [امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد: حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام) را پيش از طلوع دفن کردند.]  صداي هاتفي را شنيدم که مي گفت: داخل کنيد او را به سوي تربت طاهر که حبيب به سوي حبيب خود مشتاق گرديده است، و نيز منادي صدا زد که: حق تعالي شما را صبر نيکو کرامت فرمايد در مصيبت سيد شما و حجت خدا بر خلق خويش. [ منتهي الامال. ]

قدر عدالت گستر حق را ندانستند

 

آخرين سخنان علي (عليه السلام) در بستر شهادت بسيار عجيب و در عين حال عبرت آميز است آنجا که فرمود: من ديروز رهبر شما بودم امروز مايه عبرت شمايم و فردا از شما جدا خواهم شد.

سپس فرمود: غدا ترون ايامي... فردا ارزش ايام زندگي با من را به خوبي خواهيد دانست و مکتونات خاطر و ناراحتي درونيم برايتان آشکار خواهد شد و پس از آنکه جاي خالي مرا ديديد و ديگري به جاي من نشست کاملا مرا خواهيد شناخت!! [نهج البلاغه، خطبه 149. ] .

ادامه نوشته

شبهه ستون های آسمان

عالم آفرینش همان گونه که مخلوق خداست باید تحت تدبیر او اداره شود. این تدبیر به واسطه و طبق سبب و مسبب در عالم اجرا می گردد همانگونه که برای تولد و رشد یک نوزاد علل و عوامل متفاوتی دخالت دارند و این نحوه تأثیرشان را از خالق خود دارند، این نظام کیهانی نیز برای سر پا ایستادن دارای قواعد و قوانین خاص و تحت تدبیر الهی (نظامات علی و معلولی) اداره می شود.

 از دیر زمان برای انسان ها این سوال مطرح بود که با این که هر سقفی برای ایستایی خود بر سطح نیاز به ستون دارد، چگونه این آسمان با این همه ستاره ها و سیارات بر پا ایستاده و هیچ تکیه گاهی ندارد؟

ادامه نوشته

قيس بن سعد از معلم غدير آموخته‏ام

معاويه بعد از صلح با امام مجتبي عليه ‏السلام بعنوان سفر حج وارد مدينه شد. انصار نسبت به او بي‏اعتنايي کردند و در اين باره معاويه به رئيس انصار قيس بن سعد بن عباده صحابي بزرگ اميرالمؤمنين عليه‏السلام اعتراض کرد. قيس ضمن سخناني که در پاسخ معاويه گفت مناقب اميرالمؤمنين عليه‏السلام را ذکر کرد و ظلم قريش نسبت به آنحضرت را يادآور شد. معاويه با خشم و تعجب پرسيد: اين مطالب را از چه کسي آموخته‏اي؟ قيس گفت:

از اميرالمؤمنين علي بن ابي‏طالب عليه‏السلام...، که پيامبر صلي الله عليه و آله او را در غدير خم منصوب کرد و فرمود «من کنت مولاه فعلي مولاه».(1)

 

پی نوشت :

(1)کتاب سلیم  حديث 26.

کتاب سليم: حديث 26.

معاويه بعد از صلح با امام مجتبي عليه‏السلام بعنوان سفر حج وارد مدينه شد. انصار نسبت به او بي‏اعتنايي کردند و در اين باره معاويه به رئيس انصار قيس بن سعد بن عباده صحابي بزرگ اميرالمؤمنين عليه‏السلام اعتراض کرد. قيس ضمن سخناني که در پاسخ معاويه گفت مناقب اميرالمؤمنين عليه‏السلام را ذکر کرد و ظلم قريش نسبت به آنحضرت را يادآور شد. معاويه با خشم و تعجب پرسيد: اين مطالب را از چه کسي آموخته‏اي؟ قيس گفت:

از اميرالمؤمنين علي بن ابي‏طالب عليه‏السلام...، که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله او را در غدير خم منصوب کرد و فرمود «من کنت مولاه فعلي مولاه».

علم خدا به حوادث آینده

پرسش : خداوند چگونه از حوادث آینده آگاه است؟


در بحث خداشناسی درباره علم خداوند گفته می شود: (خداوند به تمام حوادث آینده و گذشته و حال، به طور یکسان داناست و هیچ موضوعی از علم او پنهان نیست و علم او نسبت به همه این حوادث «علم حضوری» است، یعنی تمام حوادث و پدیده ها در پیشگاه او حضور دارند و میان او و حوادث گذشته و آینده و حال، مطلقا حجابی وجود ندارد).این سخن نسبت به حوادث گذشته و حال قابل قبول است، ولی نسبت به حوادث آینده مشکل به نظر می رسد، زیرا چیزی که هنوز واقع نشده و وجود پیدا نکرده، چگونه می تواند در پیشگاه خدا حاضر باشد؟

پاسخ اجمالی: براى وجود محدودی مثل ما که به تمام عالم از جهت زمان و مکان واقف نیست، آگاهی از اتفاقات آینده مقدور نیست؛ اما...

سلام دوستان عزیز

برای ارتباط بهتر وبیشتر با خوانندگان وبلاگ تصمیم گرفتند در نرم افزارهای موبایل (واتس اپ ،وایبر،لاین و بیتاک)چندتاگروه تشکیل بدم

کسانی که مایل هستند شماره همراه (برای گروه در واتس اپ و وایبر )ویا ایدی (برای گروه در لاین و بیتاک) در قسمت نظرات این پست بگذارند تابزودی این گروه ها را تشکیل دهم.

منتظرتون هستم

یاعلی

عدم تعلّق قدرت خداوند، به امور محال!

 عدم تعلّق قدرت خداوند، به امور محال!

پرسش : 

آیا قدرت خدا بر امور محال تعلق می گیرد؟ 
جای گفتگو نیست که خدا بر همه چیز قادر و تواناست و جمله «ان الله علی کل شی قدیر»؛ (خداوند بر همه چیز قادر و تواناست) نقش خاطر هر فرد خداپرست می باشد. با این حال، موضوعاتی به نظر می رسد که خرد باور نمی کند که خداوند بر آفریدن آنها قادر و توانا باشد، در این صورت چگونه ما به قدرت گسترده وی اعتراف کنیم و او را بر خلقت همه چیز قادر و توانا بدانیم؟ 
اسخ تفصیلی: این پرسش ها تازگى ندارند و از دوران هاى پیشین میان مردم مطرح بوده و از پیشوایان بزرگ دینى ما در این زمینه سؤالاتى شده و پاسخ هایى فرموده اند.


جواب اجمالى :

همه این پرسش ها یک جمله است و آن این که: ....

ترسیم امام علی(ع) از وضعیت مردم در زمان خلیفه دوم

  ترسیم امام علی(ع) از وضعیت مردم در زمان خلیفه دوم

 امام علی(ع) اوضاع مردم در زمان خلیفه دوم را چگونه شرح می دهد؟

پاسخ اجمالی: ایشان در خطبه شقشقیّه مى فرماید: «به خدا سوگند به خاطر این شرایط (و بر اثر اشتباهات و خطاها و ندانم کاریها)، مردم گرفتار عدم تعادل و سرکشى و عدم ثبات و حرکات نامنظم شدند» گرچه پیروزی هاى چشمگیر در سیاست خارجى که بخاطر الهام مسلمانان از دستورات قرآن در مورد جهاد بود بر این نابسامانی ها سایه افکند.

امام علی(علیه السلام) در خطبه شقشقیّه به بیان گرفتاری هاى مردم و گرفتارى خود در دوران خلیفه دوم می پردازد، چنین مى فرماید:

ایا مراد ازحدیث «هر که بمیرد وامام زمانش را نشناسد،همانند مردن زمان جاهلیت مرده است » قران است ؟

ایا مراد ازحدیث «هر که بمیرد وامام زمانش را نشناسد،همانند مردن زمان جاهلیت مرده است » قران است ؟

پاسخ:

در پاسخ اينها که مي گويند روايت «من مات» مراد قرآن است مي گوييم:

اولا: قرآن براي تمام زمانها و عصرهاست و گذشت زمان، تغييري در آن پديد نمي آورد تا هر قرآني، امام زمان مردم زمان خود باشد. بعلاوه اينکه ...

حديث«هركه بميردوامام زمانش رانشناسد،همانندمردن زمان جاهليت مرده است»ازكيست ؟

حدیث «هر که بمیرد وامام زمانش را نشناسد،همانند مردن زمان جاهلیت مرده است »ازکیست؟

پاسخ :

اين روايت از رواياتي متواتر و مشهور بين اهل سنت و شيعه كه در بسياري از كتاب‌ها يافت مي‌شود و از پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم است .

از كتاب‌هاي اهل سنت:....

خاطراتی از امام خمینی / اهمیت نماز اول وقت

اهمیت نماز اول وقت
روزی که شاه فرار کرد، تمام نمایندگان رسانه های گروهی دنیا در «نوفل لوشاتو» با حضرت امام برنامه مصاحبه داشتند . شاید 150 شبکه تلویزیونی در سراسر دنیا به طور مستقیم این برنامه را پخش می کردند، زیرا یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ انقلاب به وقوع پیوست . همه می خواستند نظر امام را بدانند . ایشان چند دقیقه صحبت کردند، بعد از من سؤال کردند ظهر شده است؟ گفتم: همین الآن ظهر شد . امام گفتند: والسلام علیکم و رحمة الله . در آن لحظه ایشان، موضوع به آن اهمیت را به خاطر اقامه نماز در اول وقت رها کردند . در شرایطی که رسانه های بیگانه برای میلیون ها بیننده خود در حال ارسال خبر و مصاحبه امام بودند، امام اقامه نماز در اول وقت را بر ادامه مصاحبه ترجیح دادند .

مى گويند: عقايد وهابيان، مورد تأييد علما و بزرگان اهل سنّت است و هيچ نوع تعارضى با آموزه هاى اسلامى

مى گويند: عقايد وهابيان، مورد تأييد علما و بزرگان اهل سنّت است و هيچ نوع تعارضى با آموزه هاى اسلامى ندارد.
پاسخ
شكى نيست كه ادعا، كارى سهل و آسان است، اما اقامه دليل بر آن، از كندن كوه از جا مشكل تر است. چگونه مى تواند عقايد وهابيان، مورد تأييد بزرگان اهل سنت باشد، در حالى كه اين مذهب، در اوايل قرن هشتم، به وسيله ابن تيميه(متوفاى 728) پديد آمد، و او نيز در زندان درگذشت، زيرا ...
ادامه نوشته

زيارت قبور و آثار سازنده آن

زيارت قبور و آثار سازنده آن

شيعه و اهل سنت از رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت كرده اند كه فرمود:
«زوروا القبور فإنّها تذكّركم الآخرة» ( [417]) هيچ يك از علما در زيارت قبور اشكالى نكرده و تمامى علماى اسلام چه سنّى و چه شيعه معتقدند كه زيارت قبور از مستحبات است. پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد: قبرستان برويد قبور را زيارت كنيد; چرا كه...
ادامه نوشته

ذکر آیه تطهیر، لابلای آیات مربوط به زنان پیامبر(ص)

ذکر آیه تطهیر، لابلای آیات مربوط به زنان پیامبر(ص)

سوال :اگر منظور از آیه تطهیر پنج تن هستند، پس چرا در لا بلاى بحث از وظایف زنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمده است؟

پاسخ : درباره این آیه در میان مفسران گفتگو است: بعضى آن را مخصوص همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله) دانسته اند، و آیات قبل و بعد را که درباره ازدواج رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سخن مى گوید، قرینه این معنى شمرده اند. 

ولى با توجه به یک مطلب، این عقیده نفى مى شود، و آن این که: ضمیرهائى که در آیات قبل و بعد آمده، عموماً به صورت ضمیر «جمع مؤنث» است، در حالى که ضمائر این قسمت از آیه ...
ادامه نوشته

اینقدر از خدا طلب مرگ نکن ! فرج نزدیک است انشاءالله .

درب زدم

مادر شهید آمدند دم درب و گفتند:  آقا کــــــــــو ؟

 گفتم: کدام آقا ؟

گفت : مقام معظم رهبری کجاست ؟

 گفتم : شما از کجا می دانید ؟

 شروع کرد به گریه کردن،

 گفت دیشب خواب بچه هام را دیدم، بچه ها آمدند گفتند

 خوش بحالت، فردا سید علی می خواهد بیاید خانه تان .

 اینجا که رسید، مقام معظم رهبری هم رسیدند به درب خانه .

 بعد مادر شهید گفت من خواب دیدم که امام هم تشریف آوردند و گفتند

 فردا سید علی آقا می خواهند بیایند، ما هم تبریک می گوییم .

 و یک مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند که من به شما بگویم .

مقام معظم رهبری فرمودند چه پیغامی !؟

 مادر شهید گفتند : امام فرمودند سلام ما را به سید علی آقا برسانید و به ایشان

 بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ نکن ! فرج نزدیک است انشاءالله .

 آقا خیلی گریه کرد  . . .


کتابهای قانونی ثانوی (اپوکریف)

کتابهای قانونی ثانوی (اپوکریف)

سوال :مجموعه کتابهای قانونی ثانوی دربردارنده ی چه مطالبی است؟

پاسخ :  این کتابها در کتاب مقدس کاتولیک و ارتودکس وجود دارد، ولی یهودیان و بیشتر فرقه های پروتستان آنها را قبول ندارند. بیشتر این کتابها از حکمت سخن می گویند.

سفر دوم مکابیان ابتدا محتوی دو رساله است که اولی را یهود ساکن در یهودیه به یهودیان مصر و دومی را یهودا (مکابی) به والی یهودیان مصر نوشته اند. و پس از این دو رساله ذکر مناقب یهودای مکابی آمده است. معلوم نیست مؤلف این دو کتاب چه کسانی اند، اما به هر حال ...

ادامه نوشته

ابن تیمیه و تکفیر یکی از علمای اهل سنت

در این مطلب توجه شما مخاطب گرامی را به تکفیر و توهین ابن تیمیه نسبت به ” عفیف الدین تلمسانی” یکی از علمای اهل سنت جلب می کنیم. امیدوارم در فضایی منطقی و بدور از تعصب مطالعه کنید

عفیف الدین تلمسانی کیست؟

او از علمای  فیلسوف و صوفی اهل سنت بوده که در قرن هفتم می زیسته

به دلیل تفکرات فیلسوفانه و صوفیش بارها توسط دشمنانش متهم به برخی از گناهان شده است از قبیل: شرب خمر. قیادت و فسق که هیچگاه ثابت نشد

در این مطلب به یکی دیگر از این تهمت ها که توسط ابن تیمیه به او زده شده است می پردازیم

ابن تیمیه در کتب خویش چنین نوشته است


ادامه نوشته

توهين شيخ وهابي به عايشه+تصوير

دکتر موسي شاهين لاشين،نويسنده وهابي در شرحي که بر صحيح مسلم نوشته با نام -فتح المنعم شرح صحيح مسلم-به عايشه توهين کرده وگفته است ايشان به جواني شير داده است!
او مي گويد:
وکانت عائشه ـ رضي الله عنها ـ ترى أن إرضاع الکبير يحرمه، وأرضعت غلاما فعلا، وکان يدخل عليها، وأنکر بقية أمهات المؤمنين ذلک.
عائشه ، اعتقاد داشت كه رضاع كبير سبب محرميت مى‌شود و قطعا خود او غلامي ( كه نزديك به سن بلوغ بوده) را شير داد و آن غلام بر او وارد مى‌شد؛ اما ساير مادران مؤمنان، آن را قبول نداشتند 
فتح المنعم شرح صحيح مسلم ج5 ص622


برای ادامه مقاله وهمچنین تصویر کتاب به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ادامه نوشته

چگونگي وحي بر پيامبر(ص) به نقل از صحيح بخاري

بخاري در صحيحش از قول عايشه،چگونگي وحي بر پيامبر ص را چنين آورده است.دقت کنيد:
عايشه مي‏ گويد: نزول وحي بر رسول الله ص به وسيلة خواب ها و روياهاي راستين، شروع شد. و آنچه را که رسول الله ص در عالم رويا مي ديد، مانند روشني صبح، تحقق پيدا مي کرد. بعدها رسول الله ص به گوشه نشيني علاقه مند گرديد و در غار حراء گوشه ‏نشين شد. و چندين شبانه روز بدون اينکه به خانه بيايد، در آنجا عبادت مي کرد و هنگامي که توشه اش تمام مي شد، به خانه مي رفت و توشه بر مي داشت. خديجه رضي الله عنها توشة او را آماده مي کرد. در يکي از روزها که در غار حراء مشغول عبادت پروردگارش بود، فرشته اي نزد او آمد و خطاب به وي گفت: ...

ادامه نوشته

تمام اهل سنت،طبق عقيده ي وهابي ها،مشرک هستند

1- ابن تيميه در مورد تقليد از مذاهب اربعه مي گويد:
فَمَنْ قَالَ : أَنَا شَافِعِيُّ الشَّرْعِ أَشْعَرِيُّ الِاعْتِقَادِ قُلْنَا لَهُ : هَذَا مِنْ الْأَضْدَادِ لَا بَلْ مِنْ الِارْتِدَادِ.

هرکس بگويد:من در فقه،شافعي هستم و از نظر کلامي،اشعري هستم،اينها ممکن نيست و ضد هم هستند ،بلکه هرکس چنين اعتقادي داشته باشد،مرتد هست!! مجموعه الفتاوي ابن تيميه ج4ص106


برای دیدن متن کتاب وهمچنین ادامه مقاله به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ادامه نوشته

دست دادن علما با "دختر نامحرم" حلال است! + عکس

«شيخ عبدالطيف محمود» از علماي سلفي در صفحه شخصي تويتر خود در توجيه دست دادنش با دختران در هنگام جشن فارغ التحصيلي چنين نوشت: "پيامبر (ص) را در خواب ديدم که به من مي گفت: براي علماي دين اشکالي ندارد که با دخترها دست دهند، به همين خاطر با اين دختران دست دادم."!!...

ادامه نوشته

احکام جهاد بهائیان، در کتاب "اقدس"

احکام جهاد بهائیان، در کتاب "اقدس"

سوال :جناب "میرزا بهاء" در کتاب "اقدس" چه احکامی درباره جهاد آورده است؟

پاسخ : "میرزا بهاء" در مقابل افکار "سید باب" و برای اینکه مسلک خود را به مقتضیات روز نزدیک کند، و صورت حق به جانب به خود بدهد؛ به طور کلی موضوع جهاد را از میان برداشته، و پیروان خود را به صلح طلبی و سازش با مخالفین و معاشرت با همه ادیان و توافق نظر و خوش روئی دعوت نموده، و از جنگ و جدال نهی می کند.

چنانکه "بهاء" در "اقدس" می گوید:
ادامه نوشته

احکام جهاد بهائیان، در کتاب بیان

احکام جهاد بهائیان، در کتاب "بیان"

سوال :جناب "میرزا بهاء" در کتاب بیان چه احکامی درباره جهاد آورده است؟

پاسخ : "سید باب" در کتاب "احسن القصص" توجه و نظر او در ابتدای امر به مخالفین اسلام بوده است، ولی در "بیان" به صراحت نسبت به مخالفین سخت گیری نموده و به مراتب بیش از گذشته، جان و مال آنان را غیر محترم شمرده است.

در "بیان" می گوید: 
ادامه نوشته

کلاس موسیقی با تدریس نامحرم

1 – کلاس موسیقی با تدریس نامحرم
شرکت در کلاس موسیقی که استاد آن مرد نامحرم است چه حکمی دارد؟
جایز نیست.

گفتگوی امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) در آخرین لحظات

گفتگوی امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) در آخرین لحظات

سوال :امام حسین(عليه السلام) پس از شهادت یارانش به امام سجاد(عليه السلام) چه فرمود؟

پاسخ : در روايتى آمده است: هنگامى كه امام حسين(عليه السلام) تنها شد به خيمه هاى برادرانش سر كشيد، آنجا را خالى ديد. آنگاه به خيمه هاى فرزندان عقيل نگاهى انداخت، كسى را در آنجا نيز نديد؛ سپس به خيمه هاى يارانش نگريست كسى را نديد، امام در آن حال ذكر «لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ» را فراوان بر زبان جارى مى ساخت.

ادامه نوشته

سخنان امام حسین(ع) در فقدان یارانش

سخنان امام حسین(ع) در فقدان یارانش

سوال :امام حسین(علیه السلام) پس از شهادت یارانش چه فرمود؟

پاسخ : چون تمام اصحاب به شهادت رسیدند امام حسين(عليه السلام) به آن قوم نگاهى كرده و پيوسته به راست و چپ مى نگريست و هيچ يك از اصحاب و ياران خود را نديد جز آنان كه پيشانى به خاك ساييده و صدايى از آنها به گوش نمى رسيد، پس ندا داد:

ادامه نوشته

کتاب «مفاهیم یجب ان تصحح» نقدی بر وهّابیّت

کتاب «مفاهیم یجب ان تصحح» نقدی بر وهّابیّت

سوال :کتاب «مفاهیم یجب ان تصحح» از کیست؟

پاسخ : این کتاب مربوط به یوسف بن علوى است. او عالم شجاعى بود که در مکّه مى زیست و حلقه درس قابل توجّهى داشت، علما و بزرگان مکّه و رجال سیاسى کشور سعودى احترام فوق العاده اى براى او قائل بودند؛ وى در این اواخر دیده از جهان بربست و موجى از تأثّر و اندوه منطقه را فرا گرفت.

او که خود را «خادم العلم الشریف بالبلد الحرام» مى خواند پیرو مذهب «مالکى» بود و از ذرّیه زهراى مرضیّه و به لقب «الحسنى» افتخار مى کرد و به دنبال نام خود آن را مى نگاشت.
حلقه درس او در ...

ادامه نوشته

حضرت علی اصغر(ع)، طفل شیرخوار امام حسین(ع)

حضرت علی اصغر(ع)، طفل شیرخوار امام حسین(ع)

سوال :حضرت علی اصغر(علیه السلام) چگونه به شهادت رسید؟

پاسخ : هنگامى كه امام(عليه السلام) شهادت خاندان وفرزندانش را ديد و از آنان كسى جز امام و زنان و كودكان و فرزند بيمارش ـ امام سجّاد(عليه السلام) ـ نماند، ندا داد:...

ادامه نوشته

برداشت نادرست وهّابیّت از واژه عبادت

برداشت نادرست وهّابیّت از واژه عبادت

سوال :وهابیون چه برداشتى از واژه عبادت در قرآن دارند؟

پاسخ : «عبادت» واژه قرآنى است که وهّابیان برداشت نادرستى از آن دارند. آنها با صراحت مى گویند: اگر کسى به سراغ صالحان برود که آنها نزد خداوند براى او شفاعت کنند مصداق آیه شریفه ذیل مى باشد: «أَلاَ للهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللهِ زُلْفَى إِنَّ اللهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِى مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللهَ لاَ یَهْدِى مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّارٌ»، (1)

(آگاه باشید که دین خالص از آنِ خداست، و آنها که غیر خدا را اولیاى خود قرار دادند، [دلیلشان این بود که:] اینها را نمى پرستیم مگر براى این که ما را به خدا نزدیک کنند. خداوند روز قیامت میان آنان در آن چه اختلاف داشتند داورى مى کند; خداوند آن کس را که دروغگو و کفران کننده است هرگز هدایت نمى کند).
ولى آنها به این نکته قرآنى توجّه ندارند که عیب کار مشرکان این نبود که از صالحان شفاعت مى طلبیدند، بلکه مشکل کار آنها این بوده که براى شفاعت، آنها را «عبادت و پرستش» مى کردند، در برابر آنها به خاک مى افتادند و سجده مى کردند. (در مفهوم آیه فوق و جمله «ما نعبدهم» دقّت فرمایید)
ما هنگامى که به زیارت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) برویم و بگوییم از تو مى خواهیم در دنیا و آخرت براى ما شفاعت کنى، آیا او را پرستش کرده ایم؟ براى او به خاک افتاده و سجده کرده ایم؟
«طلب شفاعت» چه ارتباطى به «عبادت» دارد؟ هر کس اهل لغت و اهل عرف باشد مى داند اگر کسى نزد حضرت مسیح مى آمد و بچّه کور مادر زاد خود را مى آورد و به او مى گفت تو که مى گویى کور مادر زاد را به اذن خدا شفا مى دهم «وَ أُبْرِءُ الاَکْمَهَ وَ الاَبْرَصَ»خواهش مى کنم فرزند مرا به اذن الله شفا بده، کجاى این کار عبادت است؟! این کارى است که قرآن آن را مجاز شمرده است.
«عبادت» در لغت و عرف به نهایت خضوع در برابر دیگرى گفته مى شود مانند رکوع و سجود، امّا خواهش کردن از دیگرى هیچ ارتباطى با این موضوع ندارد.
راغب در مفردات مى گوید: «العُبُودِیَّةُ إظْهارُ التَذَلُّلِ وَ الْعِبادَةُ أبْلَغُ مِنْها لأنَّها غایَةُ التَذَلُّلِ». (2)
در لسان العرب مى خوانیم : «اَصْلُ الْعُبُودِیَّةُ الخَضُوعُ وَ التَذَلُّلُ».
جالب این است که پیشواى مذهب وهّابیّت جمله: «لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللهِ زُلْفَى» را مورد توجّه قرار داده، ولى از کنار جمله «مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ...» به راحتى گذشته است، پس اشکال کار در عبادت غیر خدا است نه در «تقاضاى شفاعت براى قرب به خدا» آن هم شفاعت به اذن الله. (دقّت کنید)

آرى انسان هنگامى که با پیشداورى ناصوابى وارد مسأله اى مى شود، آن چه را موافق مقصود اوست مى بیند و آن چه مخالف است گاه به هیچ وجه نمى بیند و گاه ساده از کنار آن مى گذارد، سپس فتواى قتل میلیون ها نفر از مسلمین را به عنوان «مشرک» صادر مى کند! و خون و مال و ناموس این مشرکان را مباح مى شمرد! (3)

(1). سوره زمر، آیه 3.

(2). مفردات راغب، ماده «عبد».

(3). گرد آوري از کتاب: وهابیت بر سر دو راهی، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى، مدرسه الامام على بن ابى طالب(علیه السلام)، قم‏، 1390، ه ش، چاپ شانزدهم، ص 97.


ادامه نوشته

ابالفضل عباس(ع)، علمدار کربلاء

ابالفضل عباس(ع)، علمدار کربلاء

سوال :حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) چگونه به شهادت رسید؟

پاسخ : عبّاس بن على(عليه السلام) پرچمدار لشكر برادرش امام حسين(عليه السلام) بود. هنگامى كه ديد تمام ياران و برادران و عموزادگان شربت شهادت نوشيدند، گريست و به شوق ديدار پروردگار جلو آمد و پرچم را بر گرفت و از برادرش امام حسين(عليه السلام) اجازه ميدان خواست. امام(عليه السلام) (كه از فراق برادر سخت ناراحت بود) به سختى گريست به گونه اى كه محاسن شريفش از اشك ديدگانش تر شد، و فرمود:...

ادامه نوشته

سازگاري تدبير امور توسط فرشتگان، با مساله توحيد

سازگاري تدبير امور توسط فرشتگان، با مساله توحيد

پاسخ : قرآن مجيد در سوره نازعات، آيه 5، به مدبّرات امور سوگند ياد كرده؛ مى فرمايد: «فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْراً» و مشهور در ميان مفسّران اين است كه آنها همان فرشتگانى هستند كه امور جهان را تدبير مى كنند؛ آيا اين امر با مسأله توحيد ربوبى منافات ندارد؟

پاسخ اين سؤال روشن است:
ادامه نوشته

علت ناتمام ماندن خطبه شقشقیه

علت ناتمام ماندن خطبه شقشقیه

سوال :چرا امام علی(ع) سخن خود در خطبه شقشقیه را ادامه نداد؟

پاسخ : «سیّد رضى»(ره) در ذیل خطبه شقشقیه چنین مى گوید:

«بعضى گفته اند هنگامى که کلام امیرمؤمنان(علیه السلام) به این جا ( یعنی ارزش دنیای شما در نظر من از آب بینی یک بز کمتر است) رسید مردى از «اهل عراق» برخاست و نامه اى به دست آن حضرت داد (گفته شده که در آن نامه سؤالاتى بود که تقاضاى جواب آنها را داشت). على(علیه السلام) مشغول مطالعه آن نامه شد و هنگامى که از خواندن آن فراغت یافت «ابن عباس» عرض کرد: «اى امیرمؤمنان چه خوب بود خطبه را از آن جا که رها فرمودید ادامه مى دادید»!
امام(علیه السلام) در پاسخ او فرمود: ...
ادامه نوشته

تبدیل شدن اعراب جاهلی به انسان های متمدن

تبدیل شدن اعراب جاهلی به انسان های متمدن

سوال :امام علی(ع) نعمت های فراوانی که در سایه اسلام نصیب مسلمانان شد را چگونه بیان می نماید؟

پاسخ : امام علی(علیه السلام) در آغاز خطبه چهارم نهج البلاغه به نعمتهاى فراوان و چشمگیرى که در سایه اسلام نصیب مسلمانان ـ مخصوصاً مسلمانان آغاز اسلام ـ شد اشاره کرده و در سه جمله کوتاه که با تشبیهات زیبایى همراه است این مطلب را چنین توضیح مى دهد: «به وسیله ما در تاریکیهاى (جهل و گمراهى و جاهلیّت) هدایت یافتید و به کمک ما به اوج ترقّى رسیدید و در پرتو شعاع ما (خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)) صبح (سعادت) شما درخشیدن گرفت و تاریکیها پایان یافت» (بِنَا اهْتَدَیْتُمْ(1) فِى الظَّلْماءِ(2)، وَ تَسَنَّمْتُمْ(3) ذُرْوَة(4) الْعَلْیاءِ، وَ بِنا اَفْجَرْتُمْ(5) عَنِ السِّرارِ(6)).

در جمله اوّل...
ادامه نوشته

ماجرای جنگ نهروان

ماجرای جنگ نهروان

سوال :ماجرای جنگ نهروان چه بود؟

پاسخ : گروه «خوارج» از درون «جنگ صفّین» و داستان «حکمیّت» آشکار شدند و این یکى از پیامدهاى دردناک آن جنگ ویرانگر و خانمانسوز بود.

گروهى که حکمیّت را نخست پذیرفته بودند و بعد پشیمان شدند و آن را بر خلاف قرآن و کفر مى پنداشتند، وقاحت و بى شرمى را به جایى رساندند که به امام(علیه السلام) اصرار کردند که توبه نمایند وگرنه به نبرد با آن حضرت بر مى خیزند!
«على»(علیه السلام) که اختلاف شدید را در داخل لشکر ملاحظه کرد (و مشاهده نمود که منافقان پیوسته این آتش را دامن مى زنند) دستور مراجعت به «کوفه» را صادر فرمود.
در «کوفه» دوازده هزار نفر از افراد لجوج و متعصّب، از مردم جدا شدند و به «حروراء» که قریه اى در دو میلى «کوفه» بود رفتند و به همین دلیل این گروه از خوارج، حروریّه نامیده شدند. سرانجام در سرزمین «نهروان» که در نزدیکى حروراء بود آماده جنگ شدند. عجب این که...
ادامه نوشته

علت پذیرش بیعت مردم از سوی امام علی(ع)

علت پذیرش بیعت مردم از سوی امام علی(ع)

سوال :علت پذیرش بیعت مردم از سوی امام علی(ع) چه بود؟

پاسخ : امام(علیه السلام) در آخرین فراز از خطبه شقشقیه، دلایل پذیرش بیعت را به وضوح بیان مى کند و اهداف خود را از این پذیرش در جمله هاى کوتاه و بسیار پر معنا شرح مى دهد و در ضمن روشن مى سازد که اگر این اهداف بزرگ نبود، کمترین ارزشى براى زمامدارى بر مردم قائل نبود، مى فرماید:...

ادامه نوشته

ماجرای جنگ جمل

ماجرای جنگ جمل

سوال :جنگ جمل چگونه اتفاق افتاد؟

پاسخ : حدود سه ماه بیشتر از بیعت با امیرمؤمنان «على»(علیه السلام) نگذشته بود که تحمّل عدالت آن حضرت بر گروهى از مستکبران، سخت و ناگوار آمد و مخالفتها از سوى آنان شروع شد. «معاویه» در شام پرچم مخالفت را بر افراشت و حاضر به پذیرش بیعت نبود و براى رویاروى با حضرت آماده جنگ مى شد. «على»(علیه السلام) به فرمانداران خود در سه شهر «کوفه» و «بصره» و «مصر» نامه نوشت تا نیروهاى جنگى خود را براى مقابله با «معاویه» اعزام دارند.

در این گیر و دار «طلحه» و «زبیر» به بهانه سفر عمره، راهى «مکّه» شدند و در «مکّه»، «عایشه» را که از بیعت با آن حضرت ناراضى بود با خویش همراه کردند و به عنوان هوادارى از خون عثمان به سمت «بصره» حرکت نمودند.
قراین به خوبى گواهى مى داد که آنها...
ادامه نوشته

ماجرای جنگ صفیّن

ماجرای جنگ صفیّن

سوال :جنگ صفیّن چگونه اتفاق افتاد؟

پاسخ : بعد از پایان «جنگ جمل» على(علیه السلام) به «کوفه» آمده، به «معاویه» نامه نوشت و او را دعوت به بیعت و اطاعت نمود; ولى «معاویه» از پاسخ دادن تعلّل ورزید و در مقابل، مردم شام را به خوانخواهى «عثمان» دعوت نمود; حتّى بعضى را مأمور کرد که در همه جا اعلام کنند قاتل «عثمان»، «على»(علیه السلام) بوده است و سرانجام در پاسخ یکى از نامه هاى «على»(علیه السلام) به آن حضرت اعلام جنگ داد و مردم شام را براى این کار بسیج کرد. «على»(علیه السلام) پیش دستى فرمود و مردم «کوفه» را براى رفتن به سوى «صفّین» بسیج نمود، اکثریّت قریب به اتّفاق مردم، دعوتش را پذیرفتند و حرکت کردند. امام(علیه السلام) سپاه خود را به لشکریانى تقسیم کرد، بر هر لشکرى ...

ادامه نوشته

ویژگی های خطبه شقشقیه

ویژگی های خطبه شقشقیه

سوال :امام علی(ع) در خطبه شقشقیه چه اموری را بیان می فرماید؟

پاسخ : «خطبه شقشقیّه» با محتواى خاصّ خود در میان «خطبه هاى نهج البلاغه» کم نظیر یا بى نظیر است و این نشان مى دهد که «على»(علیه السلام) در شرایط خاصّى آن را بیان فرموده، تا واقعیّتهاى مهم مربوط به خلافت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) به فراموشى سپرده نشود و براى ثبت در تاریخ همیشه بماند و صراحت فوق العاده اى که «على»(علیه السلام) در این خطبه به خرج داده است براى همین منظور است; زیرا نباید واقعیّتها، فداى ملاحظات گوناگون شود و تعصّبها گرد و غبار فراموشى بر آن بپاشد.

على(علیه السلام) در این خطبه امور زیر را روشن فرموده است:

ادامه نوشته

ولادت پیامبر اعظم (ص)وامام صادق(ع)بر تمامی محبین انها مبارک باد

لزوم عصمت برای دریافت وحی

لزوم عصمت برای دریافت وحی

سوال : چرا دریافت کننده وحی باید معصوم باشد؟

پاسخ :  مى دانیم هر مأموریتى نیاز به شایستگى و قابلیّتى در خور آن مأموریت دارد. امکان ندارد افراد نالایق و کسانى که استعدادى براى آن مأموریت ندارند وظیفه خود را به طور صحیح انجام دهند.

این را هم مى دانیم که پیامبران، پیام خدا را از طریق وحى دریافت داشته، و به انسان ها مى رساندند. پیامى که سراسر نور و معنویت است؛ ...
ادامه نوشته

اختیار و معرفت یکی از سرچشمه های عصمت انبیاء

اختیار و معرفت یکی از سرچشمه های عصمت انبیاء

سوال : اگر عصمت انبیاء موهبتی الهی و خدادایست ، پاک بودن از گناه چه فضیلتی برای آن ها دارد؟

پاسخ :  کسانى که این اشکال را مطرح مى کنند توجّه به ریشه هاى عصمت انبیاء ندارند. آنها چنین مى پندارند که مقام عصمت مانند مصونیّت در برابر بعضى از بیمارى ها است که از طریق تزریق بعضى از واکسن ها انجام مى شود، و هرکس چنان تزریقى در مورد او انجام شود مبتلا به آن بیمارى نمى گردد چه بخواهد و چه نخواهد.

ولی مصونیّت معصومین در برابر گناه از مقام معرفت و علم و تقواى آنها سرچشمه مى گیرد، درست همانند پرهیز از پاره اى از گناهان براى فرد فرد ما که به خاطر علم و آگاهى و ایمان و معرفت آن را ترک مى کنیم. مثلا ...
ادامه نوشته

ایرادات وارده بر عدم عصمت انبیاء

ایرادات وارده بر عدم عصمت انبیاء

سوال :اگر انبیاء معصوم نباشند، چه پی آمد هایی پیش می آید؟

پاسخ :  ما معتقدیم که پیامبران الهی باید پاک از گناه باشند چرا که:...

ادامه نوشته

دوام توبه

دوام توبه

سوال :چه کنیم تا توبه ما دوام داشته باشد و دومرتبه مرتکب گناه نشویم؟

پاسخ : توبه باید پا برجا و دائم بوده باشد؛ از یک سو، هر زمان خطایى از انسان بر اثر وسوسه‏ هاى «نفس اماره» سربزند، باید بلافاصله به سراغ توبه رود، و در مرحله «نفس لوامه» در آید تا زمانى که به مرحله «نفس مطمئنه» رسد و ریشه‏ هاى وسوسه‏ ها از بیخ کنده شود.

واز سوى دیگر، ...

ادامه نوشته

معنای عبارت قرآنی «لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِیًّا»

معنای عبارت قرآنی «لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِیًّا»

سوال :«تسخیر انسان به وسیله انسان دیگر» به چه معنى است؟

پاسخ : این سؤال ممکن است در هنگام مطالعه آیه 32 سوره «زخرف» به وجود آمده باشد. خداوند مى فرماید: (ما معیشت آنها را در حیات دنیا در میانشان تقسیم کردیم و بعضى را بر بعضى برترى دادیم تا یکدیگر را مسخر کرده [و با هم تعاون نمایند])؛ «نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْض دَرَجات لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا».

اما با اندک تأملى در متن آیه پاسخ این سؤال روشن مى شود: 

ادامه نوشته

جنّ بودن ابلیس

جنّ بودن ابلیس

سوال :ابلیس فرشته بود یا جنّ؟

پاسخ : به یقین او از فرشتگان نبود، چرا که قرآن با صراحت مى گوید: «کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ اَمْرِ رَبِّهِ»؛ (او از جن بود، سپس نافرمانى پروردگارش را کرد). (1) ولى از آن جا که پیش از آن در مقام اطاعت و بندگى بسیار کوشا بود در صف فرشتگان جاى گرفت و به همین دلیل جزء مجموعه آنها محسوب مى شد و اگر در پاره اى از تعبیرات مانند خطبه قاصعه (خطبه 192) به عنوان ملک از او یاد شده به همین دلیل است؛ به علاوه خودش با صراحت مى گوید: ...

ادامه نوشته

معنای عبارت قرآنی «نِعَمَهُ ظاهِرَةً و باطِنَةً»

معنای عبارت قرآنی «نِعَمَهُ ظاهِرَةً و باطِنَةً»

سوال :منظور از نعمت «ظاهر و باطن» الهى چیست؟

پاسخ : در این که منظور از نعمت هاى «ظاهر» و «باطن» که در آیه 20 سوره لقمان آمده، چیست؟ مفسرین بسیار سخن گفته اند: 

بعضى، نعمت «ظاهر» را چیزى مى دانند که ...

ادامه نوشته

منظور از عبارت قرآنی «بِالعَدْلِ وَ الإحْسانِ»

منظور از عبارت قرآنی «بِالعَدْلِ وَ الإحْسانِ»

سوال :منظور از «عدل» و «احسان» در آیه 90 سوره نحل (انَّ اللّه یأمر بالعدل و الاحسان) چیست؟

پاسخ : عدل به معنى واقعى کلمه آنست که هر چیزى در جاى خود باشد، بنابراین، هر گونه انحراف، افراط، تفریط، تجاوز از حدّ، تجاوز به حقوق دیگران بر خلاف اصل عدل است.

یک انسان سالم، کسى است که تمام دستگاههاى بدن او هر یک کار خودش را بدون کم و زیاد، انجام دهد، اما به محض این که: یک یا چند دستگاه در انجام وظیفه کوتاهى کرد یا در مسیر تجاوز گام نهاد، فوراً آثار اختلال در تمام بدن نمایان مى شود، و بیمارى حتمى است.
کل جامعه انسانى نیز همانند بدن یک انسان است، که بدون رعایت اصل عدالت بیمار خواهد بود.
اما از آنجا که عدالت با همه قدرت و شکوه و تأثیر عمیقش، در مواقع بحرانى و استثنائى به تنهائى کارساز نیست، بنابراین نیاز به اصلى دیگر بسیار ضرورى است .و آن اصل...

ادامه نوشته

منظور از واژه «العَرْش»، در آیات قرآن

منظور از واژه «العَرْش»، در آیات قرآن

سوال :منظور از «عرش» در آیات قرآن چیست؟

پاسخ : الفاظ ما که براى بیان مشخصات زندگى محدود، و ناچیز ما وضع شده، نمى تواند به درستى بیانگر عظمت خداوند و حتى عظمت مخلوقات بزرگ او باشد، به همین دلیل، با استفاده از معانى کنائى این الفاظ، شبحى از آن همه عظمت را ترسیم مى کنیم. 

و از جمله الفاظى که، این سرنوشت را پیدا کرده است کلمه «عرش» است که در لغت به معنى «سقف» یا «تخت پایه بلند» در مقابل «کرسى» که به معنى «تخت پایه کوتاه» است آمده، سپس این کلمه در مورد «تخت قدرت خداوند» به عنوان «عرش پروردگار» به کار رفته است. 
در این که منظور از «عرش خدا» چیست؟ و این کلمه کنایه از چه معنائى مى باشد؟ مفسران و محدثان و فلاسفه سخن بسیار گفته اند. 
گاهى «عرش» را به معنى ...
ادامه نوشته

علت مهلت دادن به شیطان

علت مهلت دادن به شیطان

سوال :چرا خداوند به شیطان مهلت داده تا سبب گمراهی انسان ها گردد؟

پاسخ : اولا: شیطان به صورت یک موجود پاک آفریده شد و سالها قداست و پاکى خود را حفظ کرد تا آن جا که بر اثر اطاعت پروردگار همردیف فرشتگان شد، ولى سرانجام بر اثر خودخواهى و کبر و غرور و با سوء استفاده از آزادى خویش طریق گمراهى را پیش گرفت و به آخرین درجه انحطاط سقوط کرد.

ثانیاً:...

ادامه نوشته

سجده ملائکه بر آدم(ع)

سجده ملائکه بر آدم(ع)

سوال :آیا سجده ملائکه بر حضرت آدم(علیه السلام) نشانه شرک در پرستش است؟

پاسخ : در این که این سجده چه سجده اى بوده است و آیا سجده براى غیر خدا امکان پذیر است، در میان مفسّران گفتگوست. بعضى معتقدند که این سجده براى خدا بوده ولى به خاطر آفرینش چنین موجود شگرفى، در برابر آدم صورت گرفته است؛ بعضى دیگر مى گویند سجده براى آدم بوده، ولى نه سجده پرستش که مخصوص خداست؛ بلکه سجده خضوع یا سجده تحیّت و اداى احترام.

در کتاب عیون الاخبار از کتاب على بن موسى الرّضا(علیه السلام) آمده است: 
ادامه نوشته

روزی که امیرکبیر گریست

سال ۱۲۶۴ قمرى، نخستين برنامه‌ى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به اميرکبير خبر دادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ ويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مى‌شود.

هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باخته‌اند، امير بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد ...

ادامه نوشته

زشتى دورغ از دیدگاه اسلام

زشتى دورغ از دیدگاه اسلام

سوال :دیدگاه اسلام در مورد دروغ گفتن چیست؟

پاسخ : اصولاً ـ در تعلیمات اسلام، به مسأله راستگوئى و مبارزه با کذب و دروغ فوق العاده اهمیت داده شده است که نمونه هاى آن را به طور فشرده و فهرستوار ذیلاً ملاحظه مى کنید:

1 ـ راستگوئى و اداء امانت دو نشانه بارز ایمان و شخصیت انسان است، حتى دلالت این دو، بر ایمان از نماز هم برتر و بیشتر است.
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: 
ادامه نوشته

عوامل و ریشه هاى طلاق

عوامل و ریشه هاى طلاق

سوال :چه عوامل و انگیزه هایى موجب طلاق مى شود؟

پاسخ : طلاق مانند هر پدیده دیگر اجتماعى، داراى ریشه هاى مختلفى است که بدون بررسى دقیق و مقابله با آن، جلوگیرى از بروز چنین حادثه اى مشکل است، و لذا قبل از هر چیز، باید به سراغ عوامل طلاق برویم و ریشه هاى آن را در جامعه بخشکانیم، این عوامل بسیار زیاد است که امور زیر از مهم ترین آنها است:..

ادامه نوشته

مهریه در طلاق قبل از آمیزش

مهریه در طلاق قبل از آمیزش

سوال :میزان مهریه در صورتى که قبل از آمیزش طلاق صورت گیرد چقدر است؟

پاسخ :  پاسخ این سؤال را مى توان با توجه به آیه 237 سوره «بقره» بدست آورد. خداوند مى فرماید: (اگر آنها را طلاق دهید پیش از آن که با آنان تماس پیدا کنید [و آمیزش انجام شود] در حالى که مهرى براى آنها تعیین کرده اید، لازم است نصف آنچه را تعیین کرده اید به آنها بدهید)؛ «وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَریضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُم».

این حکم قانونى مسأله است، که به زن حق مى دهد نصف تمام مهریه را بدون کم و کاست، بگیرد هر چند آمیزشى حاصل نشده باشد.
ولى بعداً به سراغ جنبه هاى اخلاقى و عاطفى مى رود و مى فرماید: 
ادامه نوشته

محکمه خانوادگى براى جلوگیرى از طلاق

محکمه خانوادگى براى جلوگیرى از طلاق

سوال :فلسفه تعیین حکمین براى صلح و سازش میان دو همسر چیست؟

پاسخ : پاسخ این سؤال را مى توان با توجه به آیه 35 سوره «نساء» بدست آورد، در این آیه، به مسأله بروز اختلاف و نزاع میان دو همسر اشاره کرده، که اگر نشانه هاى شکاف و جدائى در میان آن دو پیدا شد، براى بررسى علل و جهات ناسازگارى و فراهم نمودن مقدمات صلح و سازش، باید داور و حَکَم، از دو فامیل انتخاب کرد، لذا مى فرماید: (و اگر از جدائى و شکاف میان آن دو بیم داشتید، یک نفر حَکَم از فامیل مرد براى رسیدگى به آن بگمارید)؛ «وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَیْنِهِما فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ أَهْلِه»...

ادامه نوشته

مصارف زکات

مصارف زکات

سوال :زکات در چه راه هایى باید مصرف گردد؟

پاسخ : بدون شک، یکى از ابتدائى و ضرورى ترین مسائل، به هنگام تشکیل حکومت، تشکیل «بیت المال» است، که به وسیله آن نیازهاى اقتصادى حکومت بر آورده شود، نیازهائى که در هر حکومتى بدون استثناء وجود دارد. 

به همین دلیل، یکى از نخستین کارهائى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در «مدینه» انجام داد، تشکیل بیت المال بود، که یکى از منابع آن را «زکات» تشکیل مى داد، و طبق مشهور، این حکم در سال دوم هجرت پیامبر(صلى الله علیه وآله) تشریع شد. 
آیه 60 سوره «توبه» به روشنى مصارف واقعى زکات را بیان کرده، و آن را در هشت مصرف خلاصه مى کند: 
ادامه نوشته

چگونگي وحي بر پيامبر(ص) به نقل از صحيح بخاري

بخاري در صحيحش از قول عايشه،چگونگي وحي بر پيامبر ص را چنين آورده است.دقت کنيد:
عايشه مي‏ گويد: نزول وحي بر رسول الله ص به وسيلة خواب ها و روياهاي راستين، شروع شد. و آنچه را که رسول الله ص در عالم رويا مي ديد، مانند روشني صبح، تحقق پيدا مي کرد. بعدها رسول الله ص به گوشه نشيني علاقه مند گرديد و در غار حراء گوشه ‏نشين شد. و چندين شبانه روز بدون اينکه به خانه بيايد، در آنجا عبادت مي کرد و هنگامي که توشه اش تمام مي شد، به خانه مي رفت و توشه بر مي داشت. خديجه رضي الله عنها...
ادامه نوشته

جواز توسل به رسول الله (ص) از زبان مبارک خود رسول الله (ص)

با تصحيح آلباني
حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ حَدَّثَنَا يَحْيَى عَنْ أَبِي غِفَارٍ حَدَّثَنَا أَبُو تَمِيمَةَ الْهُجَيْمِيُّ وَأَبُو تَمِيمَةَ اسْمُهُ طَرِيفُ بْنُ مُجَالِدٍ عَنْ أَبِي جُرَيٍّ جَابِرِ بْنِ سُلَيْمٍ قَالَ رَأَيْتُ رَجُلًا يَصْدُرُ النَّاسُ عَنْ رَأْيِهِ لَا يَقُولُ شَيْئًا إِلَّا صَدَرُوا عَنْهُ قُلْتُ مَنْ هَذَا قَالُوا هَذَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قُلْتُ عَلَيْکَ السَّلَامُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَرَّتَيْنِ قَالَ لَا تَقُلْ عَلَيْکَ السَّلَامُ فَإِنَّ عَلَيْکَ السَّلَامُ تَحِيَّةُ الْمَيِّتِ قُلْ السَّلَامُ عَلَيْکَ قَالَ قُلْتُ أَنْتَ رَسُولُ اللَّهِ قَالَ أَنَا رَسُولُ اللَّهِ الَّذِي إِذَا أَصَابَکَ ضُرٌّ فَدَعَوْتَهُ کَشَفَهُ عَنْکَ وَإِنْ أَصَابَکَ عَامُ سَنَةٍ فَدَعَوْتَهُ أَنْبَتَهَا لَکَ وَإِذَا کُنْتَ بِأَرْضٍ قَفْرَاءَ أَوْ فَلَاةٍ فَضَلَّتْ رَاحِلَتُکَ فَدَعَوْتَهُ رَدَّهَا عَلَيْکَ
جابر بن سليم مي گويد: ...
ادامه نوشته

امام رضا(عليه السلام) و دفاع عقلاني از دين

امام رضا(عليه السلام) در خلال جلسات علمي فراوان كه با صاحبان انديشه هاي غيرتوحيدي و مخالف داشت از عنصر عقل و استدلال و برهان، فراوان بهره مي برد و طرف هاي مقابل را با اين روش استدلالي و عقلي وادار به خضوع و اقناع و پذيرش عقايد حقه مي كرد. تجلي عقلانيت دين و دفاع عقلاني حضرت رضا(عليه السلام) از دين و آموزه هاي ديني محور بحث در گفت وگوي حاضر با حجت الاسلام دكتر رضائي مهر پژوهشگر و استاد حوزه علميه قم است كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
ادامه نوشته

فلسفه محلّل در طلاق

فلسفه محلّل در طلاق

سوال :فلسفه وجود محلّل پس از طلاق سوم چیست؟

پاسخ : همان گونه که ازدواج، یک امر حیاتى و ضرورى است، طلاق هم در شرایط خاصى، ضرورت پیدا مى کند، لذا اسلام بر خلاف مسیحیتِ تحریف یافته، طلاق را مجاز شمرده، ولى از آنجا که از هم پاشیدن خانواده ها زیان هاى جبران ناپذیرى براى فرد و اجتماع دارد، با استفاده از عوامل مختلفى، طلاق را تا آنجا که ممکن است محدود ساخته، و احکامى تشریع نموده که با توجه به آنها طلاق به حداقل مى رسد.

موضوع الزام به ازدواج مجدد یا مُحَلِّل که بعد از سه طلاق در آیه 230 سوره «بقره» آمده است، یکى از آن عوامل محسوب مى شود؛...

ادامه نوشته

شهادت امام حسن عسکری(ع)برتمامی دوستداران ان حضرت تسلیت باد

آيا ابن ابي الحديد ، شيعه بوده است يا سني معتزلي ؟

پاسخ :

در جواب اين سؤال سه نکته شايان ذکر است .

1- معناي شيعه :

شيعه به کسي مي گويند که اولاً قائل به امامت 12 امام که اولين آنها حضرت اميرالمؤمنين يعسوب  الدين  حبل المتين علي عليه الصلاة و السلام و آخرين آنها حضرت حجت امام زمان ارواحنا فداه است باشد و عقيده  داشته  باشد  که اينان  خلفاي‌ بر حق و بلافصل رسول خدايند و از تمامي  مخلوقات خدا برترند .

2- مذهب او :

ادامه نوشته

اهمیت صله رحم، در اسلام

اهمیت صله رحم، در اسلام

سوال :اهمیت صله رحم در اسلام تا چه حد است؟

پاسخ : اسلام نسبت به صله رحم، کمک، حمایت و محبت نسبت به خویشاوندان اهمیت فوق العاده اى قائل شده است، قطع رحم و بریدن رابطه از خویشان و بستگان را شدیداً نهى کرده است. 

اهمیت صله رحم تا آنجا است که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى فرماید:...

ادامه نوشته

ترک طواف نساء از روی عمد

1 – ترک طواف نساء از روی عمد

اگر کسي با علم و از روي عمد طواف نساء را ترک کند و سپس صاحب فرزند شود، فرزند حلال زاده است يا خير؟

جواب:

ادامه نوشته

دلیل تعدد احکام در ازدواج

دلیل تعدد احکام در ازدواج

سوال :به چه دلیل در اسلام این همه محدودیت و قید و بند در مسأله ازدواج وجود دارد؟

پاسخ : پاسخ این سؤال در آیات 26 و 27 سوره «نساء» آمده است، خداوند مى فرماید: (خداوند مى خواهد به وسیله این مقررات، حقایق را براى شما آشکار سازد، و به راه هائى که مصالح و منافع شما در آن است، شما را رهبرى کند)؛ «یُریدُ اللّهُ لِیُبَیِّنَ لَکُمْ».

وانگهى شما در این برنامه تنها نیستید، اقوام پاک گذشته نیز این گونه سنت ها داشته اند، (و به سنت هاى صحیح پیشینیان هدایت کند)؛«وَ یَهْدِیَکُمْ سُنَنَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُم».
علاوه بر این (خدا مى خواهد شما را ببخشد)؛ «وَ یَتُوبَ عَلَیْکُم».
و نعمت هاى خود را که بر اثر انحرافات شما قطع شده، بار دیگر به شما بازگرداند و این در صورتى است که شما از آن راه هاى انحرافى که در زمان جاهلیت و قبل از اسلام داشتید، بازگردید.
و در پایان آیه، مى فرماید: 
ادامه نوشته

شبهاتى در مورد ازدواج موقت

شبهاتى در مورد ازدواج موقت

سوال :در مورد ازدواج موقت چه اشکالاتى مطرح شده است؟

پاسخ : الف ـ گاهى مى گویند: چه تفاوتى میان «ازدواج موقت» و «فحشاء» وجود دارد؟ هر دو «خودفروشى» در برابر پرداختن مبلغى محسوب مى شوند و در حقیقت این نوع ازدواج نقابى است بر چهره فحشاء و آلودگى هاى جنسى! تنها تفاوت آن دو، در ذکر دو جمله ساده، یعنى اجراى صیغه است.

پاسخ:
ادامه نوشته

فضیلت تلاوت سوره طارق

فضیلت تلاوت سوره طارق

سوال :فضیلت تلاوت سوره «طارق» چیست؟

پاسخ : در فضیلت تلاوت این سوره، در حدیثى از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «مَنْ قَرَأَها أَعْطاهُ اللّهُ بِعَدَدِ کُلِّ نَجْم فِی السَّماءِ عَشْرَ حَسَنات!»؛ (هر کس آن را تلاوت کند، خداوند به تعداد هر ستاره اى که در آسمان وجود دارد ده حسنه به او مى بخشد)!.(1)

و در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده: 
ادامه نوشته

شأن نزول آیه (74) سوره «توبه»

شأن نزول آیه (74) سوره «توبه»

سوال :شأن نزول آیه (74) سوره «توبه» چه می باشد؟

پاسخ : در آیه (74) سوره «توبه» می خوانیم: «یَحْلِفُونَ بِاللّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا کَلِمَةَ الْکُفْرِ وَ کَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ یَنالُوا وَ ما نَقَمُوا إِلاّ أَنْ أَغْناهُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ یَتُوبُوا یَکُ خَیْراً لَهُمْ وَ إِنْ یَتَوَلَّوْا یُعَذِّبْهُمُ اللّهُ عَذاباً أَلیماً فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ وَ ما لَهُمْ فِی الاَْرْضِ مِنْ وَلِىّ وَ لا نَصِیر»؛ (به خدا سوگند مى خورند که (در غیاب پیامبر، سخنان نادرست) نگفته اند; در حالى که قطعاً سخنان کفرآمیز گفته اند; و پس از اسلام آوردنشان، کافر شده اند; و تصمیم (به کار خطرناکى) گرفتند، که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام مى گیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کَرَم) خود، بى نیاز ساختند! (با این حال،) اگر توبه کنند، براى آنها بهتر است; و اگر روى گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکى کیفر خواهد داد; و در سراسر زمین، نه ولىّ و حامى دارند، و نه یاورى! 


شأن نزول:...
ادامه نوشته

رحلت پیامبر اعظم (ص)وشهادت امام حسن مجتبی(ع)وشهادت امام رضا(ع)تسلیت باد

نژاد پرستى یهود

نژاد پرستى یهود

سوال :بیان قرآن در مورد خود خواهى و خود پرستى یهود چیست؟

پاسخ : قرآن در آیه 80 سوره «بقره» به یکى از گفته هاى بى اساس یهود که آنان را به خود مغرور ساخته و سرچشمه قسمتى از انحرافات آنها شده اشاره کرده و به آن پاسخ مى گوید:

مى فرماید:
ادامه نوشته

تعبیر ساعة العسرة بر جنگ تبوک

تعبیر ساعة العسرة بر جنگ تبوک

سوال :چرا از جنگ تبوک به ساعة العسرة تعبیر شده است؟

پاسخ : «ساعة» از نظر لغت، به معنى بخشى از زمان است، خواه کوتاه باشد یا طولانى، البته به زمان هاى خیلى طولانى ساعت گفته نمى شود، و «عسرة» به معنى مشقت و سختى است. تاریخ اسلام نشان مى دهد که مسلمانان هیچ گاه به اندازه جریان «تبوک» در فشار و زحمت نبودند؛ زیرا از طرفى حرکت به سوى «تبوک»، در موقع شدت گرماى تابستان بود، از سوى دیگر خشکسالى مردم را به ستوه در آورده بود، و از سوى سوم فصلى بود که مى بایست مردم همان مقدار محصولى که بر درختان بود جمع آورى، و براى طول سال خود آماده کنند. از همه اینها گذشته، ...

ادامه نوشته

معنای واژه قرآنی «صَمَد»

معنای واژه قرآنی «صَمَد»

سوال :«صمد» در آیه (اللّه الصمد) به چه معناست؟

پاسخ : صمد در اصل لغت، به معنى شخص بزرگى است که همه نیازمندان به سوى او مى روند و از هر نظر پُر و کامل است، و ظاهراً بقیه معانى و تفسیرهاى دیگرى که براى آن ذکر شده، به همین ریشه باز مى گردد.

محمد بن حنفیّه از امیرمؤمنان على(علیه السلام) درباره «صمد» سؤال کرد، حضرت(علیه السلام) فرمودند: 

ادامه نوشته

نخستین مسلمان در کلام علماى اهل سنت

 نخستین مسلمان در کلام علماى اهل سنت

پاسخ : با نظرى گذرا به کلمات و عبارات اهل سنت پى مى بریم که بسیارى از آن ها تصریح به تقدّم اسلام حضرت على(علیه السلام) کرده و به این جهت او را ستوده اند:

1 ـ ابوجعفر اسکافى مى گوید: «واذا تأمّلنا الروایات الصحیحة والأسانید القویة الوثیقة وجدناها کلّها ناطقة بانّ علیاً(علیه السلام)اوّل من اسلم»؛ «و هر گاه در روایات صحیحه و سندهاى قوى و مورد اطمینان تأمل کنیم مى یابیم که همگى متّفق القولند که على(علیه السلام) اوّلین مسلمان است».(1)
2 ـ ذهبى مى گوید: 
ادامه نوشته

کیفیت اسلام آوردن عمر بن خطاب

 کیفیت اسلام آوردن عمر بن خطاب

سوال :ابن هشام کیفیت اسلام آوردن عمر خطاب را چگونه تشریح مى کند؟

پاسخ : اسامة بن زيد بن اسلم از پدر بزرگ خود روايت مى‏ كند كه عمر بما گفت آيا دوست داريد كه درباره چگونگى مسلمان شدنم برايتان توضيح دهم؟

گفتيم: آرى. گفت: من از دشمنان سرسخت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودم، روزى در گرماى سوزان ظهر در يكى از كوچه‏ هاى مكه مردى از قريش مرا ديد، پرسيد اى پسر خطاب كجا ميروى؟ و چه در سر دارى؟ گفتم: مي خواهم چنين و چنان كنم، گفت: ...

ادامه نوشته

نخستین مسلمان به روایت ابن عبدالبّر

 نخستین مسلمان به روایت ابن عبدالبّر

سوال :عقیده ابن عبدالبّر در مورد نخستین مسلمان چیست؟

پاسخ : ابن عبد البرّ در ترجمه ابوبکر مى گوید: «شیخى براى ما از مجالد، از شعبى، از ابن عباس نقل کرده که از او سؤال شد: کدامین شخص اوّل کسى است که اسلام آورده است؟ گفت: ابوبکر».(1)

او نیز از شعبه، از عمر بن مرّه از ابراهیم نخعى نقل کرده که اولین مسلمان ابوبکر است.(2)
در پاسخ مى گوییم:

ادامه نوشته

سخن ابن عبدالبّر درباره نخستین مسلمان

 سخن ابن عبدالبّر درباره نخستین مسلمان

سوال :آیا سخن ابن عبدالبّر در مورد نخستین مسلمان بودن ابوبکر قابل پذیرش است؟

پاسخ : ابن عبد البرّ در ترجمه ابوبکر مى گوید: «شیخى براى ما از مجالد، از شعبى، از ابن عباس نقل کرده که از او سؤال شد: کدامین شخص اوّل کسى است که اسلام آورده است؟ گفت: ابوبکر».(1)

او نیز از شعبه، از عمر بن مرّه از ابراهیم نخعى نقل کرده که اولین مسلمان ابوبکر است.(2)
در پاسخ مى گوییم:
ادامه نوشته

آیا روایتى که ازمیمون بن مهران درموردنخستین مسلمان بودن ابوبکرنقل شده اعتبارى دارد؟

 سخن میمون بن مهران درباره نخستین مسلمان

سوال :آیا روایتى که از میمون بن مهران در مورد نخستین مسلمان بودن ابوبکر نقل شده اعتبارى دارد؟

پاسخ : ابن حجر هیتمى از فرات بن سائب نقل مى کند که از میمون بن مهران سؤال کردم: ابوبکر اول کسى است که اسلام  آورد یا على؟ گفت: «به خدا سوگند! که ابوبکر به پیامبر در زمان بحیراى راهب اسلام آورد در آن زمانى که گذر پیامبر به او افتاد... .»!(1)

در پاسخ مى گوییم:

ادامه نوشته