اگرمنظور رسول خدا(ص)از حديث غدير،امامت اميرمؤمنان (ع) بود،چرا صحابه دچاراختلاف شدند؟(بخش دوم)
سخن زشت برخي صحابه در توجيه تمرد از فرمان رسول خدا (ص) :
تمرد صحابه از فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله ، قلب آن حضرت را جريحه دار كرد ؛ اما بدتر از آن سخني است برخي از صحابه در توجيه تمردشان ذكر كرده اند . مسلم نيشابوري در صحيحش مي نويسد :
قال جَابِرٌ فَقَدِمَ النبي صلي الله عليه وسلم صُبْحَ رَابِعَةٍ مَضَتْ من ذِي الْحِجَّةِ فَأَمَرَنَا أَنْ نَحِلَّ قال عَطَاءٌ قال حِلُّوا وَأَصِيبُوا النِّسَاءَ قال عَطَاءٌ ولم يَعْزِمْ عليهم وَلَكِنْ أَحَلَّهُنَّ لهم فَقُلْنَا لَمَّا لم يَكُنْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ عَرَفَةَ إلا خَمْسٌ أَمَرَنَا أَنْ نُفْضِيَ إلي نِسَائِنَا فَنَأْتِيَ عرَفَةَ تَقْطُرُ مَذَاكِيرُنَا الْمَنِيَّ قال يقول جَابِرٌ بيده كَأَنِّي أَنْظُرُ إلي قَوْلِهِ بيده يُحَرِّكُهَا .
صحيح مسلم ، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري (متوفاي261هـ) ، ج 2 ، ص883 ، ح1216 ، كتاب الحج ، باب بيان وجوه الإحرام ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي .
جابر گفت : رسول خدا در صبح روز چهارم ذي الحجة آمد و به ما دستور داد كه از احرام خارج شويم و فرمود : از احرام خارج شويد و نزد زنانتان برويد . عطاء مي گويد: مردم نزد زنانشان نرفتند ؛ ولي از احرام خارج شدند . گفتيم : بين ما و عرفه پنج روز بيشتر فاصله نيست ، به ما دستور مي دهيد كه با زنان جمع شويم و بعد به سوي عرفه برويم در حالي كه از آلت هاي ما مني مي چكد ؟ عطا گفت كه جابر اين سخن را مي گفت و با دستش نيز نشان مي داد ، من به سخن او مي نگريستم و او با دست آلتش را حركت مي داد .
بخاري اين گونه نقل مي كند :
... فَأَمَرَ النبي صلي الله عليه وسلم أَصْحَابَهُ أَنْ يَجْعَلُوهَا عُمْرَةً وَيَطُوفُوا ثُمَّ يُقَصِّرُوا وَيَحِلُّوا إلا من كان معه الْهَدْيُ فَقَالُوا نَنْطَلِقُ إلي مِنًي وَذَكَرُ أَحَدِنَا يَقْطُرُ ... .
رسول خدا به اصحابش دستور داد تا حج را به عمره تبديل كنند ، سپس طواف كرده ، تقصير انجام دهند و از احرام خارج شوند ؛ مگر كسي كه قرباني به همراه خود دارد ، صحابه گفتند : ما به سوي مني رهسپار شويم ؛ در حالي كه از آلت ما مني مي چكد ؟
الجامع الصحيح المختصر ، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256هـ) ج 2 ، ص594 ، ح1568 ، كتاب الحج ، باب 81 ، تَقْضِي الْحَائِضُ الْمَنَاسِكَ كُلَّهَا إِلاَّ الطَّوَافَ بِالْبَيْتِ ، ناشر : دار ابن كثير ، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفي ديب البغا .
و در روايت ديگر مي نويسد :
فَيَرُوحُ أَحَدُنَا إلي مِنًي وَذَكَرُهُ يَقْطُرُ مَنِيًّا .
الجامع الصحيح المختصر ، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256هـ) ج 2 ، ص885 ، كتاب الشركة،47 ، باب 15، الاِشْتِرَاكِ فِي الْهَدْيِ وَالْبُدْنِ ، ناشر : دار ابن كثير ، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفي ديب البغا .
هر يك از ما به طرف مني برود، در حالي كه از آلت او مني مي چكد ؟
آيا كساني كه در حضور رسول خدا چنين كلماتي را بر زبان جاري مي كنند و اين گونه از فرمان صريح آن حضرت سرپيچي مي كنند ، بعد از آن حضرت از فرمانش سرپيچي نخواهند كرد ؟
مخالفت صحابه با رسول خدا (ص) در روزه سفر :
در سال هشتم هجرت، رسول خدا صلي الله عليه وآله براي فتح مكه قصد آن سرزمين نمود. در اين سفر آن حضرت به همراهانش دستور داد كه روزه خود را افطار كنند و خود نيز در حالي كه همه مردم مي ديدند ، افطار كرد ؛ ولي در عين حال برخي از صحابه از فرمان پيامبر خدا سرپيچي و تا غروب آفتاب افطار نكردند . رسول خدا پس از آگاهي از موضوع ، با صراحتا تمام آنان را عصيان گر و گناهكار ناميد.
مسلم نيشابوري در صحيحش مي نويسد :
حدثني محمد بن الْمُثَنَّي حدثنا عبد الْوَهَّابِ يَعْنِي بن عبد الْمَجِيدِ حدثنا جَعْفَرٌ عن أبيه عن جَابِرِ بن عبد اللَّهِ رضي الله عنهما أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم خَرَجَ عَامَ الْفَتْحِ إلي مَكَّةَ في رَمَضَانَ فَصَامَ حتي بَلَغَ كُرَاعَ الْغَمِيمِ فَصَامَ الناس ثُمَّ دَعَا بِقَدَحٍ من مَاءٍ فَرَفَعَهُ حتي نَظَرَ الناس إليه ثُمَّ شَرِبَ فَقِيلَ له بَعْدَ ذلك إِنَّ بَعْضَ الناس قد صَامَ فقال أُولَئِكَ الْعُصَاةُ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ .
صحيح مسلم ، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261هـ) ج 2 ، ص785 ، ح1114 ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي .
جابر بن عبد اللَّه مي گويد : پيامبر در سال فتح مكه در ماه رمضان با حالت روزه از شهر خارج شد ا به «كراع الغميم» رسيد، همراهان آن حضرت هم روزه بودند، ظرفي آب در خواست نمود و آن را بالا بالا برد تا مردم آن را ببينند، سپس آن را نوشيد. پس از گذشتن لحظاتي، گفتند: برخي از مردم روزه هستند. فرمود: آنان سركشان هستند ، سركشانند .
رسول خدا (ص) از پيمان شكني امت خبر داده بود :
علاوه بر آنچه گذشت، پيامبر خدا از آينده اصحاب واز تغييرها ودگرگوني ها ي اعتقادي وروحي آنان، آگاهي بيشتري داشت ولذا از نافرماني آنان و عدم پذيرش ولايت امير مؤمنان عليه السلام خبر داده است .
أبو يعلي موصلي در مسندش به نقل از امير المؤمنين عليه السلام مي نويسد :
... قال قلت يا رسول الله ما يبكيك قال ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك إلا من بعدي قال قلت يا رسول الله في سلامة من ديني قال في سلامة من دينك .
مسند أبي يعلي ، أحمد بن علي بن المثني أبو يعلي الموصلي التميمي الوفاة: 307هـ) ج 1 ، ص426 ، ناشر : دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : حسين سليم أسد .
رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله گريست و صداي گريه اش بلند شد. پرسيدم: علت گريه شما چيست؟ فرمود: علت گريه من، حسادتهائي است كه مردم نسبت تو در دل دارند و آشكار نمي كنند و هنگامي آثار حسادتشان را بروز مي دهند كه من دعوت حق را اجابت كرده ام و در ميان شما نيستم ، علي عليه السلام مي گويد : سؤال كردم : اي فرستاده خدا ! آيا در آن هنگام دين من سالم است ، فرمود : بلي دينت سالم است .
حاكم نيشابوري نيز المستدرك مي نويسد :
عن علي رضي الله عنه قال إن مما عهد إلي النبي صلي الله عليه وسلم أن الأمة ستغدر بي بعده .
از علي عليه السلام نقل شده كه فرمود : از چيزهايي كه رسول خدا (ص) به من فرمود اين است كه : پس از من، مردم با حيله گري با تو رفتار مي كنند
و بعد از نقل روايت مي گويد :
هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه .
المستدرك علي الصحيحين ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ) ج 3 ، ص150 ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : مصطفي عبد القادر عطا .
اين حديث سندش صحيح است ؛ ولي بخاري و مسلم نقل نكرده اند .
امير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه مي فرمايد :
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَعْدِيكَ عَلَي قُرَيْش وَ مَنْ أَعَانَهُمْ فَإِنَّهُمْ قَطَعُوا رَحِمِي وَ صَغَّرُوا عَظِيمَ مَنْزِلَتِيَ وَ أَجْمَعُوا عَلَي مُنَازَعَتِي أَمْراً هُوَ لِي .
نهج البلاغه ، خطبه 172 و شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد ، ج 4، ص104.
بار خدايا از قريش و تمامي كساني كه ياريشان كردند به پيشگاه تو شكايت مي كنم ؛ زيرا قريش پيوند خويشاوندي مرا قطع كردند و مقام و منزلت بزرگ مرا كوچك شمردند و در ربودن حقي كه براي من بود ، با يكديگر هم داستان شدند .
نتيجه : تمرد صحابه از فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله در باره ولايت امير المؤمنين عليه السلام ، نخستين تمرد آن ها نبوده ؛ بلكه حتي در زمان حيات آن حضرت نيز بارها و بارها از فرمان آن حضرت سرپيچي شده است ؛ بنابراين صرف اختلاف صحابه نمي تواند دليلي بر رد حديث غدير باشد .
برای ورود به قسمت اول مقاله کلیک نمایید
صفحه ی فیس بوکم :