مناظره پنجم شبکه ولایت وشبکه ی کلمه (مناظره پنجم استادعباسی وسجودی)
بنا بر قولی که شبکه ی کلمه داده بود پنجمین مناظره بین استادعباسی وسجودی
اتفاق افتاد که قضاوت درباره ی این مناظره روبه دوستان عزیز واگذارمیکنم
دراین مناظره به راحتی میتوان تشخیص داد شبکه ی ولایت برنده است یا شبکه ی کلمه.دراین مناظره مشاهده میشود که شبکه ی کلمه titleاسم اقای سجودی رواز کارشناس به شیعه هدایت شده تغییرداده وهمچنین titleادرس سایت رواینقدرجابه جامیکندوبعد صورت اقای سجودی رو می پوشاند.اینست ارزشی که بعداز رسواشدن برای کارشناسشون قائلند.
برای دریافت فایل صوتی وفایل تصویری روی لینک های زیرکلیک نمایید منتظر نظراتتون دررابطه با این مناظره هستم
مناظره چهارم شبکه ولایت وشبکه ی کلمه (مناظره چهارم استادعباسی وسجودی)
بنا بر قولی که شبکه ی کلمه داده بود چهارمین مناظره بین استادعباسی وسجودی
اتفاق افتاد که قضاوت درباره ی این مناظره روبه دوستان عزیز واگذارمیکنم
موضوع مناظره:عدالت صحابه قسمت سوم (ماجرای إفک ونقش صحابه درآن )
برای دریافت فایل صوتی وفایل تصویری روی لینک های زیرکلیک نمایید منتظر نظراتتون دررابطه با این مناظره هستم
مناظره سوم شبکه ولایت وشبکه ی کلمه (مناظره سوم استادعباسی وسجودی)
مناظره دوم شبکه ی ولایت وشبکه ی کلمه (مناظره دوم استاد عباسی و سجودی)
امام حسین(ع) و پوشیدن لباس کهنه قبل از شهادت
طبق آنچه که در روایات آمده هنگامى که امام حسین(علیه السلام) عزم میدان کرد، فرمود:
«اِئْتُونی بِثَوْب لا یُرْغَبُ فیهِ، اَلْبِسُهُ غَیْرَ ثِیابِی، لا اُجَرَّدُ، فَاِنِّی مَقْتُولٌ مَسْلُوبٌ»؛ (برایم جامه کهنه اى بیاورید که کسى به آن رغبت نکند تا آن را زیر لباسهایم بپوشم و بعد از شهادتم مرا برهنه نکنند، زیرا مى دانم پس از شهادت لباسهایم ربوده خواهد شد). لباس تنگ و کوتاهى آوردند ولى امام(علیه السلام) آن را نپوشید و فرمود: «هذا لِباسُ أَهْلِ الذِّمَّةِ»؛ (این لباس اهل ذمّه (کفّار اهل کتاب) است).
لباس بلندترى آوردند. امام(علیه السلام) آن را پوشید سپس با بانوان حرم خداحافظى کرد. در آن هنگام حضرت سکینه گریه سر داد. امام وى را به سینه چسبانید و فرمود:
استدلال امام جواد(ع) در مورد قطع انگشتان دست دزد
امام جواد - علیه السلام ـ گاه از راه مناظره و گاه از راههاى دیگر بیمایگى فقها و قضات دربارى را روشن نموده برترى خود بر آنان را در پرتو علم امامت ثابت مى کرد و از این رهگذر اعتقاد به اصل «امامت» را در افکار عمومى تثبیت مى نمود. از آن جمله فتوایى بود که امام در مورد چگونگى قطع دست دزد صادر کرد که تفصیل آن بدین قرار است:
امام جواد(ع) و مقابله با احادیث جعلی
نقل شده است که پس از آنکه مأمون دخترش را به امام جواد تزویج کرد در مجلسى که مأمون و امام و یحیى بن اکثم و گروه بسیارى در آن حضور داشتند، یحیى به امام گفت:
روایت شده است که جبرئیل به حضور پیامبر رسید و گفت: یا محمد! خدا به شما سلام مى رساند و مى گوید:
مناظره هشام بنحكم باضرار ابن منبي (استاد مذهب جبر)
| جانشین پیامبر اسلام (ص) ـ برتری امام علی (ع) مناظره هشام بنحكم باضرار ابن منبي (استاد مذهب جبر) |
| روزی ضرار بن ضبی كه از علمای بزرگ اهل تسنّن و رئیس مذهب جبر بود نزد یحیی بن خالد وزیر هارون الرّشید آمد، و پس از گفتاری گفت: «من برای بحث و مناظره آماده هستم، هر كس را بخواهی بگو برای بحث حاضر گردد.» یحیی: آیا آمادهای با «ركن شیعه» مناظره كنی؟ ضرار: آری، با هر شخصی آماده مناظره هستم. یحیی برای هشام بن حكم (شاگرد برجسته امام صادق ـ علیه السّلام ـ پیام فرستاد، هشام حاضر شد، و مجلس بحث و مناظره به ترتیب زیر، شروع گردید: هشام: |
جواب عبدالله بن حذاقه به امپراطورروم
هفت ساعت مهلت برای استغفار
عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ أَبُو عَلِيٍ اأَْشْعَرِيُ عَنْ مُحَمَدِ
بْنِ عَبْدِ الْجَبَارِ عَنْ صَفوَْانَ عَنْ أَبِي أَيوُبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي
عَبْدِ اللَهِ ع قَالَ مَنْ عَمِلَ سَيِئَةً أُجِلَ فِيهَا سَبْعَ سَاعَاتٍ مِنَ الننَهَارِ
فَإِنْ قَالَ أَسْتتَغْفِرُ اللَهَ الَذِي اَ إِلَهَ إِاَ هُوَ الْحَيُ الْقَيُومُ ثثَاَثَ مَرَاتٍ
لَمْ تُكْتَبْ عَلَيْهِ
حضرت صادق )ع ( فرمود:
بهلول و غلامی که از تلاطم دریا میترسید _ داستان کوتاه
آورده اند که یکی از بازرگانان بغداد با غلام خود در کشتی نشسته و به طرف بصره در حرکت بودند و در همان کشتی بهلول و جمعی دیگر بودند.غلام از طلاطم دریا وحشت داشت گریه و زاری میکرد.مسافران از گریه و زاری این غلام خسته شده بودند که در این هنگام بهلول از صاحب غلام خواست اجازه بدهد به طریقی غلام را ساکت کند.بازرگان هم اجازه داد.بهلول فورا دستور داد تا غلام را به دریا انداختند و چون نزدیک به هلاکت رسید او را بیرون آوردند.غلام از آن به بعد در گوشه ای از کشتی آرام نشست.
مسافران از بهلول سوال كردند:در این کار چه حکمتی بود که غلام ساکت و آرام شد؟ بهلول گفت:این غلام قدر امنیت کشتی را نمی دانست و وقتی به دریا افتاد فهمید کشتی جای امن و آرامی است.
بازنویسی شده توسط خودم از کتاب بهلول عاقل نوشته ی محمود متدین
بهلول و طبیب دربار هارون ـ داستان کوتاه
آورده اند که هارون الرشید طبیب مخصوصی از یونان برای دربار خود خواست .وقتی آن طبیب وارد بغداد شد هارون الرشید با جلال مخصوصی آن طبیب را وارد دربار کرد و بسیار به او احترام می گذاشت.
تا چند روز ارکان دولت و اکابر شهر بغداد به دیدن آن طبیب میرفتند تا اینکه روز سوم بهلول هم به اتفاق چند نفر به دیدن آن طبیب رفت و در ضمن تعارف و صحبت های معمولی ناگهان بهلول از طبیب پرسید: شغل شما چیست؟ طبیب چون سابقه ی بهلول را شنیده بود و او را به دیوانگی می شناخت خواست او را مسخره کند به او جواب داد: من طبیب هستم و مرده ها را زنده میکنم! بهلول در جواب گفت: تو زنده ها را نکش مرده زنده کردنت پیش کش.
هارون و اهل مجلس از این جواب بهلول بسیار خندیدند و طبیب از رو رفت و بغداد را ترک کرد.
بازنویسی شده توسط خودم از کتاب بهلول عاقل نوشته ی محمود متدین
مناظره ی امام صادق بایک زندیق درباره ی اثبات پیغمبران ورسولان
هشام بن حكم گويد:
امام صادق عليه السلام بزنديقى كه پرسيد:
پيغمبران و رسولان را از چه راه ثابت مى كنى؟
فرمود:
سخن امام رضابایکی ازاصحاب درباره ی صفات الهی
حضرت امام رضا(ع) به يكى از اصحاب فرمود:
بدان خدايت خير آموزد خداى تبارك و تعالى قديم است وقديم بودن صفتى است
براى او كه خردمند را رهبرى مى كند به اينكه چيزى پيش از او نبوده و
در هميشگى بودنش شريك ندارد، پس به اعتراف داشتن عموم خردمندان اين صفت
معجزه را (يعنى قديم بودنى كه از درك آن عاجزند) براى ما روشن گشت كه چيزى
پيش از خدا نبوده كه نسبت به دوامش هم چيزى به او نيست
(همه چيز فانى شوند و او باقى است )و گفته آنكه معتقد است كه پيش از او
يا همراه او چيزى بوده باطل گشت؛ زيرا ...
درالله اکبر الله بزرگترازچیست؟
جميع گويد: امام صادق عليه السلام از من پرسيد: معنى الله اكبر چيست؟
عرض كردم :خدا بزرگتر از همه چيز است.
فرمود: مگر آنجا چيزى بود كه خدا بزرگتر از آن باشد.
عرض كردم: پس چيست؟
فرمود: خدا بزرگتر از آنستكه وصف شود.
پرسش ابن سنان ازامام صادق درباره ی تفسیربسم الله الرحمن الرحیم
ابن سنان گويد: از امام صادق عليه السلام تفسير)))بسم الله الرحمن الرحيم((( را
پرسيدم، فرمود: باء بهاء (روشنى) خدا و سين سناء (رفعت) خداست و
ميم مجد (بزرگوارى) خداست و بعضى روايت كرده اند كه ميم ملك (سلطنت) خداست و
الله معبود هر چيزيست، رحمن مهربان است بتمام خلقش، رحيم مهربانست
بخصوص مؤمنين.
اصول كافى جلد 1 صفحه: 154 رواية 1
بحث امام صادق بایک زندیق درباره ی خوشنودی وخشم خدا
هشام بن حكم گويد:
از جمله پرسش زنديق از امام صادق عليه السلام اين بود كه:
خدا خشنودى و خشم دارد؟ حضرت فرمود:
آرى ولى خشم و خشنودى او طبق آنچه در مخلوقين پيدا مى شود نيست؛
زيرا كه خشنودى حالتى است كه به انسان وارد مى شود و او را از
حالى به حالى بر مى گرداند چونكه مخلوق تو خالى ساخته شده و به هم
آميخته است، هر چيز در او راه دخولى دارد و خالق ما را راه
دخولى بر اشياء نيست زيرا او يكتاست، ذاتش يگانه و صفتش يگانه است،
پس خرسندى او پاداش او و خشمش كيفرش مى باشد بدون اينكه
چيزى در او تأثير كند و او را برانگيزاند و از حالى به حالى گرداند؛
زيرا اين تغييرات از صفات مخلوقين ناتوان نيازمند است.[1]
مذاکره عاصم بن حمیدباامام صادق(ع)دررابطه بادیدن خدا
عاصم بن حميد گويد: با امام صادق
عليه السلام درباره آنچه راجع به ديدن خدا روايت
كنند مذاكره ميكردم، حضرت فرمود: اين خورشيد
يك هفتادم نور كرسى است و كرسى يك هفتادم نور
عرش و عرش يك هفتادم نور حجاب و حجاب يك
هفتادم نور ستر، اگر آنها راست گويند چشم خود را
به همين خورشيد وقتي كه در ابر نباشد بدوزند.
«حقيقت ايمان چيست؟» _داستانی از بهلول
گفته اند روزي بهلول در مجلس «محمد بن سليمان عباسي»، پسر
عموي هارونالرشيد حاضر بود و يكنفر از علماء اهل تسنن بنام «عمر بن
عطاء العدوي» كه از اولاد عمر بن خطاب بود نيز در مجلس حضور داشت.
«عمر بن عطاء العدوي» از والي اذن خواست تا با بهلول مشغول مباحثه و
مذاكرهشود، آنگاه از بهلول پرسيد: «حقيقت ايمان چيست؟»
بهلول گفت:
...
بحث امام با محمدبن عبیده برسرتقلید مرجعه واصحاب
بهلول و خریدار بهشت_داستان کوتاه
پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.
آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست
کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.
ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه)با یکی از
خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و
گفت:
- بهلول، چه می سازی؟
بهلول با لحنی جدی گفت:
- بهشت می سازم.
...
چراخداحضرت عیسی وحضرت موسی وحضرت محمدرابامعجزه های متفاوت فرستاد
ابن سكيت گويد به امام دهم عليه السام عرض كردم:
چرا خدا حضرت موسى را با وسيله عصا و يدبيضا و ابزار ابطال جادو فرستاد و
حضرت عيسى را به وسيله طبابت و حضرت محمد را كه بر او و خاندانش و
پيغمبران درود باد به وسيله كام و سخنرانى.
حضرت فرمود:
عقل ونیرنگ
شخصى از امام ششم عليه السام پرسيد عقلچيست؟ فرمود:
چيزى است كه بوسيله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آيد آن شخص گويد:
گفتم پس آنچه معاويه داشت چه بود؟ فرمود:
آن نيرنگست، آن شيطنت است، آن نمايش عقل را دارد ولى عقل نيست.
مناظره اي كوتاه و دندانشکن با يك وهابي (بسیار خواندنی)
مناظره شيخ مفيد با قاضي عبدالجبار (سني)
مناظره شيخ مفيد با قاضي عبدالجبار (سني)
جانشینی بعد از پیامبر(ص)
در عصر شیخ مفید(ره)، یكی از علمای بزرگ اهل تسنّن، در بغداد
مجلس درسی داشت، و به نام «قاضی عبدالجبّار» خوانده میشد،
روزی قاضی عبدالجبّار در مجلس درس خود نشسته بود،
شاگردانش از سنّی و شیعه حاضر بودند، در آن روز شیخ مفید(ره)
نیز به آن مجلس وارد شد و دم در نشست، قاضی تا آن روز شیخ مفید
را ندیده بود، ولی وصفش را شنیده بود.
پس از لحظهای، شیخ مفید به قاضی رو كرد و گفت: ...
مناظره امام باقر(عليه السلام) با اسقف اعظم
پاسخ بی نظیر حضرت علی(ع) به علم بهتر است یا ثروت؟
جمعیت زیادی دور حضرت علی ( ع ) حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب
پرسید: یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟ علی در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا
علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد. مرد که پاسخ سؤال
خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همانطور که
ایستاده بود بلافاصله پرسید : یا اباالحسن! سؤالی دارم، میتوانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت:
بپرس! مرد که آخر:جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟ علی فرمود:
علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ میکند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.
نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همانجا که ایستاده بود نشست.
در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد،و امام در پاسخش فرمود:
علم بهتر است؛ زیرا...
داستانی از بهلول(پاسخ جالب بهلول به عالم دروغین)
روزی بهلول را بر درس یکی از به ظاهر عالمان گذر افتاد. او شنید که واعظ در درس خود می گفت:من بر سه چیز ایراد دارم که خلاف عقل است .اول آنکه می گویند: شیطان از آتش است به آتش چطورمعذب می شود؟ دوم آنکه می گویند: خداوند را نمی توان دید این چگونه ممکن است که شیئی وجود داشته باشد و دیده نشود؟ سوم آنکه می گویند: خالق همه چیز خدا است پس همه چیز از جانب او است .
چون سخن به اینجا رسید بهلول کلوخی از زمین برداشت ...
سوال ریاضی یک یهودی از امام علی علیه السلام
شخصى یهودی به حضور امام على (ع ) آمد و پرسید: «عددى را به دست من بده
كه قابل قسمت بر 1،2،3،4،5،6،7،8،9باشد بى آنكه باقى بیاورد.»
امام على (ع ) بى درنگ به او فرمود: "روزهاى هفته را بر روزهاى یكسال
خودت ضرب كن كه حاصل ضرب آن، قابل قسمت بر همه
اعداد مذكور (بدون باقیمانده) خواهد بود". سؤال كننده هفت را در 360 ضرب كرد
حاصل ضرب آن 2520 شد، این عدد را بر 2،3،4،5،6،7،8،9، 1
تقسیم كرد، دید بر همه این اعداد قابل قسمت است بدون آنكه باقى بیاورد!
امام کاظم(ع)وابو یوسف(ازدانشمندان مخالف اهل بیت)
زير سايه رفتن مُحْرِم
مهدي عباسي سومين خليفة عباسي، روزي در محضر امام موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ
نشسته بود، ابويوسف (كه از دانشمندان مخالف اهل بيت نبوّت بود) در آن مجلس
حضور داشت، به مهدي رو كرد و گفت: «اجازه ميدهي سؤالهايي از موسي بن جعفر كنم
كه از پاسخ آنها درمانده شود؟»
مهدي عباسي: ...
تفسیرایه ی شهر رمضان الذی انزل فیه القران
حفص بن غیاث گوید: از حضرت صادق علیه السلام درباره گفتار خدای عز و جل پرسیدم که
می فرماید: «شهر رمضان الذی أنزل فیه القرآن * ماه رمضان که فرود آمد در آن قرآن». با
این که قرآن از اول تا آخر در ظرف مدت بیست سال نازل شده؟ حضرت صادق علیه السلام فرمود:
ایه غار ایافضیلتی برای ابوبکر دارد؟ (مناظره ی شیخ مفید رحمه الله علیه)
« الاّ تَنْصُروُهُ فَقَدْ نَصَرهُ اللّهُ اِذْ اَخْرَجَهُ الَّذینَ کَفَروُا ثانِیَ اثْنَیْنِ اْذْ هُما فی الْغارِ اِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لاتَحْزَنْ اِنَّ اللّهَ مَعَنا فَاَنْزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَ اَیَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْها …: اگر پیامبرـ صلّی اللّه علیه وآله ـ را یاری نکنید، خداوند او را یاری خواهد کرد (همان گونه که در سختترین ساعات، او را تنها نگذارد) آن هنگام که (در جریان هجرت) کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی که دوّمین نفر بود (و یک نفر همراه او بیش نبود) درآن هنگام که آن دو، در غار بودند، و او به همسفر خود میگفت: غم مخور، خدا با ما است، در این موقع خداوند آرامش خود را بر او (پیامبر) فرستاد، و با لشگرهائی که آنها را نمیدیدند او را تقویت نمود».
علمای اهل تسنّن،این آیه را که از دلائل معروف فضائل ابوبکر میدانند،و ابوبکر را به عنوان «یار غار» خوانده، و برای تأیید خلافت او به آن تکیه مینمایند، و شعرای آنها با یادآوری همین عنوان، او را میستایند، مثلاً سعدی میگوید:
برای ادامه ی متن وپاسخ به این شبهه به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید
بطلان قیاس
روزی ابوحنیفه[1] برای ملاقات با امام صادق ـ علیهالسّلام ـ به خانه امام آمد و اجازه ملاقات
خواست، امام اجازه نداد.
ابوحنیفه گوید: جلو در، مقداری توقف كردم تا اینكه عدهای از مردم كوفه آمدند و اجازه ملاقات
خواستند به آنها اجازه داد، من هم با آنها داخل خانه شدم. وقتی به حضورش رسیدم گفتم:
شایسته است كه شما نمایندهای به كوفه بفرستید و مردم آن سامان را از ناسزا گفتن به اصحاب
محمد نهی كنی بیش از ده هزارنفر در این شهر به یاران پیامبر ناسزا میگویند.
امام: مردم از من نمیپذیرند.
ابوحنیفه: چگونه ممكن است سخن شما را نپذیرند در صورتیكه شما فرزند پیامبر خدا هستید؟
امام: تو خودت یكی از همانهائی هستی كه گوش به حرف من نمیدهند، مگر بدون اجازه من
داخل خانه نشدی، و بدون اینكه بگویم ننشستی، و بی اجازه شروع به سخن گفتن ننمودی؟
شنیدهام كه تو بر اساس قیاس[2] فتوا میدهی؟
ابوحنیفه: آری.
امام: وای بر تو كه،
مناظره امام(ع)باعالم سنی
عده ای از حضرت رضا علیه السلام خواهش کردند که در حضور مأمون در مناظرهای در مورد
امامت شرکت کند. امام پذیرفت، مجلسی تشکیل شد و «یحیی بن ضحاک سمرقندی» برای بحث با
او دعوت شد.
امام فرمود: «بپرس!»
او گفت: «شما بپرسید ای پسر رسول خدا تا ما به سؤال شما افتخار کنیم.»
امام فرمود: «ای یحیی، نظر تو درباره کسی که ادعا میکند راستگوست ولی به راستگویان، نسبت
دروغگویی میدهد، چیست؟ یا چنین کسی راستگو و پیرو دین حق است یا دروغگو؟»
یحیی مدتی به فکر فرو رفت و چیزی نگفت.
مأمون گفت: «چرا جواب نمیدهی؟»
یحیی گفت: «سؤالی از من کرد که نمیتوانم پاسخ دهم.»
مأمون از حضرت رضا علیه السلام پرسید: «منظورتان از این سؤال چه بود؟»
عبدالله دیصانی با امام صادق(اثبات خدا)
شدند.عبدالله امام راخطاب قرار داد وگفت:مرا به افریدگارم راهنمایی کن؟امام صادق(ع)از اوپرسید:
نامت چیست؟عبدالله لختی سکوت نمود،بدون آنکه پاسخی دهد از جایش برخاست وازمنزل امام
بیرون فت!یکی از دوستانش که از پی او آمده بود،پرسید چرانامت را نگفتی ؟عبدالله گفت:
برای دیدن ادامه ی این مناظره به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید ولی قبلش لطفا برای سلامتی
پدرسمیه جان صلوات بفرستید
مناظره علامه یهودی باحضرت علی(ع)
من ازدانشمندان وعلمای یهود هستم وچندپرسش دارم که اگر جواب گویید،اسلام خواهم اورد.
عمرگفت پرسش هایت چیست؟ان مرد گف:سه تا وسه تاو یکی؟
داستان اثبات وجود خدا.
داستان اثبات وجود خدا.
مردی برای اصلاح سر و صورت به ارایشگاه رفت و با او گفت و گو کرد .انها در مورد مسائل
مختلفی گفت و گو میکردن وقتی به موضوع خدا رسیدن ارایشگر گفت من باور ندارم که
خداوجود دارد :مشتری پرسید چرا باور نمیکنی؟ارایشگر جواب داد:کافی است به خیابان بری
تا ببینی؟شما به من بگو اگه خدا وجود داشت این همه ادما مریض میشدن یا مردم درد و
رنجی داشتن یا بچه های بی سرپرست پیدا میشدند؟من نمیتوانم تصور کنم که خدا اجازه
میدهد که مردم این قدر درد و رنج ببینن؟مشتری به او جوابی نداد .ارایشگر که کارش تمام شد
مشتری از مغازه بیرون رفت .همین که بیرون امد مردی را با موهای بلند و کثیف و به هم
ریخته دید.مشتری برگشت و به ارایشگر گفت.میدونی چی؟به نظر من ارایشگر وجود
ندارد.ارایشگر:چرا این حرف و میزنی من که این جا هستم همین الان موهای تو رو کوتاه
کردم.مشتری:نه چون اگه شما وجود داشتین این مرد با موهای کثیف و بلند نبود.ارایشگر:نه
مسئله این نیست ما وجود داریم اما مردم به ما مراجعه نمیکنن.مشتری:نکته همین هست
خدا وجود دارد ولی فقط مردم به او مراجعه نمیکنن و دنبالش نمیگردن.برای همین هست که
درد و رنج در دنیا وجود دارد...
مناظره ی بین دونفر2
در بحث پیش شبهه حدیثی در مورد معراج صحبت کردیم ودر این
بحثی،بحثی در مورد ناشایست بودن خلافت ابوبکر بر مسلمین بحث خواهیم کرد امیدوارم تا
اخر همراه ما باشید
بهلول وابوحنیفه
بهلول بن عمرو كوفی از دانشمندان زیرك و زبر دست و نكته سنج عصر
امام صادق ـ علیه السّلام ـ و امام كاظم ـ علیه السّلام ـ بود،
او برای اینكه قاضی هارون الرّشید نشود، خود را به دیوانگی زد،
تا هارون از او منصرف شده و مقام قضاوت را به او واگذار ننماید،
او اهل مناظره بود و با استدلال و لطائف بسیار ظریف، پوچی
عقائد انحرافی مخالفان را آشكار مینمود،
یكی از مناظرات او این بود كه:
مناظره ی امام رضا(ع)باعلمای مسیحی (ایاعیسی خداست؟)
مسیحیان اعتقاد دارندکه عیسی خداست .
برای انکاراین حرفشان این مطلب را بخونید
اونها اعتقاد دارند مسیح فردی عابد و سالک بود و ریاضت می کشید .
و ازدواج هم نکرد.
اگر به مسیحیان بگویید : ما قبول نداریم که عیسی عبادت می کرد .
عیسی از نظر جسمی ضعیف و رنجور بود . نمی توانست زیاد عبادت کند.
آنها اعتراض می کنند و می گویند این حرف غلط هست .
بعد از آنها سوال کنید
اگر عیسی عبادت زیاد می کرد؟ برای چه کسی عبادت می کرد؟
مگر عیسی خدا نیست؟ خدا برای خدا عبادت می کنه ؟عجیب نیست؟
متن کامل را براتون نوشتم بخونید و نظر بدهیدمناظره امام رضا
خیلی دلم می خواست این مناظره را داخل وبلاگم بگذارم .
بخونید هم جالب هست . هم طرز گفتگو با افراد مختلف را نشونتون می دهد .
چون الگوی ما پیامبر و ائمه هستند
برای دیدن مناظره به ادامه مطلب مراجعه نمایید
صفحه ی فیس بوکم :