مناظره اي كوتاه و دندانشکن با يك وهابي (بسیار خواندنی)
یك وهابی در قبرستان بقیع یك شیعه را گرفته بود. میگفت: چه میگویی:
یا حسن یا حسن! حسن مات! امام حسن مُرد! خاك شد خلاص! توسل به مرده شرك است.
این وهابی برای اینكه این شیعه را بكوبد، قلمش را روی زمین انداخت. گفت: ببین
این قلم من است. هان! روی زمین انداخت. گفت: یا حسن، قُم! امام حسن بلند شو
این قلم را به من بده! دیدی قلم را نداد. مُرد! تمام شد.
این شیعه هم یك خرده نگاه كرد و به این وهابی گفت: حالا تو قلمت را به من بده.
قلم را از این وهابی گرفت، روی زمین انداخت. گفت: یا الله! قلم را به من بده. دیدی
خدا هم قدرت ندارد. مگر هركس زنده است و قدرت دارد باید نوكر تو باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 8:50 توسط امین
|
صفحه ی فیس بوکم :