تأثير اعمال معنوى

سؤال: تأثير اعمال و مسائل معنوى در زندگى انسان چگونه است؟

جواب: آيات قرآن پيوند روشنى ميان مسائل معنوى و مادى برقرار مى سازد و استغفار از گناه و بازگشت به سوى خدا را مايه آبادانى و خرمى و طراوت و سرسبزى و اضافه شدن نيروئى بر نيروها معرفى مى كند.
اين حقيقت، در بسيارى از آيات قرآن به چشم مى خورد، از جمله در سوره «نوح»(عليه السلام)از زبان اين پيامبر بزرگ مى خوانيم: فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفّاراً * يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً * وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوال وَ بَنينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنّات وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً:
«به آنها گفتم از گناهان خود در پيشگاه پروردگارتان استغفار كنيد، كه او آمرزنده است * تا باران آسمان را پشت سر هم بر شما فرو ريزد * و شما را با اموال و فرزندان كمك بخشد، و باغ ها و نهرها براى شما قرار دهد».(1)
جالب توجه اين كه: در روايات اسلامى مى خوانيم «ربيع بن صبيح» مى گويد: نزد امام حسن(عليه السلام) بودم، مردى از در وارد شد و از خشكسالى آباديش شكايت كرد، به او گفت: استغفار كن!
ديگرى آمد از فقر شكايت كرد، به او نيز گفت: استغفار كن.
سومى آمد و به او گفت: دعا كن خداوند پسرى به من بدهد، به او نيز گفت: استغفار كن.
«ربيع» مى گويد: (من تعجب كردم) به او گفتم: هر كس نزد تو مى آيد، و مشكلى دارد و تقاضاى نعمتى، به او همين دستور را مى دهى و به همه مى گوئى استغفار كنيد و از خدا طلب آمرزش نمائيد.
در جواب گفت: آنچه را گفتم از پيش خود نگفتم، من اين مطلب را از كلام خدا، كه از پيامبرش نوح حكايت مى كند، استفاده كردم و سپس آيات سوره نوح را كه در بالا ذكر شد تلاوت كرد.
آنها كه عادت دارند از اين مسائل آسان بگذرند، فوراً يك نوع ارتباط و پيوند معنوى ناشناخته، در ميان اين امور قائل مى شوند، و از هر گونه تحليل بيشتر خود را راحت مى كنند.
ولى، اگر بيشتر دقت كنيم در ميان اين امور پيوندهاى نزديكى مى يابيم، كه توجه به آنها مسائل مادى و معنوى را در متن جامعه، همچون تار و پود پارچه به هم مى آميزد، و يا همانند ريشه و ساقه درخت با گل و ميوه آن ربط مى دهد.
كدام جامعه است، كه آلوده به گناه، خيانت، نفاق، دزدى، ظلم، تنبلى و مانند آنها بشود و اين جامعه آباد و پر بركت باشد؟
كدام جامعه است، كه روح تعاون و همكارى را از دست دهد، جنگ و نزاع و خونريزى را جانشين آن سازد و زمين هاى خرم و سرسبز و وضع اقتصادى مرفهى داشته باشد؟
كدام جامعه است، كه مردمش آلوده انواع هوس ها باشند، و در عين حال نيرومند و پا بر جا در مقابل دشمنان ايستادگى كنند؟
با صراحت بايد گفت: هيچ مسأله اخلاقى نيست، مگر اين كه اثر مفيد و سازنده اى در زندگى مادى مردم دارد.
و هيچ اعتقاد و ايمان صحيحى پيدا نمى شود، مگر اين كه در ساختن يك جامعه اى آباد و آزاد و مستقل و نيرومند سهم به سزائى دارد.
آنها كه، مسائل اخلاقى و ايمان مذهبى و توحيد را از مسائل مادى جدا مى كنند، نه مسائل معنوى را درست شناخته اند و نه مادى را.
بديهى است اگر دين، به صورت يك سلسله تشريفات، آداب ظاهرى و خالى از محتوا در ميان مردم باشد، تأثيرى در نظام مادى اجتماع نخواهد داشت، اما آنگاه كه اعتقادات معنوى و روحانى، آن چنان در اعماق روح انسان نفوذ كند، كه آثارش در دست، پا، چشم، گوش، زبان و تمام ذرات وجودش ظاهر گردد، آثار سازنده اين اعتقادات در جامعه بر هيچ كس مخفى نخواهد ماند.
ممكن است، ما نتوانيم بعضى از مراحل پيوند استغفار را با نزول بركات مادى درست درك كنيم، ولى بدون شك قسمت بيشترى از آن براى ما قابل درك است.
در انقلاب اسلامى كشور ما ايران، در اين عصر و زمان به خوبى مشاهده كرديم، اعتقادات اسلامى و نيروى اخلاق و معنويت چگونه توانست بر نيرومندترين اسلحه زمان و قوى ترين ارتش ها و قدرت هاى استعمارى پيروز گردد، و اين نشان مى دهد: كار برد عقائد دينى و اخلاق مثبت معنوى تا چه حد در مسائل اجتماعى و سياسى زياد است.(2)

پی نوشت: 


1 ـ نوح، آيات 10 ـ 12.
2. تفسير نمونه، جلد 9، صفحه 161.