حجاب1
بعدی انشالله نظرخودمو میگم
باتشکرازهمه ی دوستانی که نظراتشونو گذاشتن![]()
به ادامه ی مطلب مراجعه کنید
بعدی انشالله نظرخودمو میگم
باتشکرازهمه ی دوستانی که نظراتشونو گذاشتن![]()
به ادامه ی مطلب مراجعه کنید
برای پاسخ به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید
جواب بدهند
لطفافقط پاسخ سوال رو بدهیدوازتفره رفتن بپرهیزید
چراقبرحضرت فاطمه پنهان است؟
چراحضرت فاطمه دختررسول اکرم که پیامبردروصف ایشان گفته است سیده النسااهل جنه
چراایشان را شبانه دفن کردند؟
چراوصیت کرد که ابوبکروعمر که بقول خودشان خلفای مسلمین بودند رو وصیت کرد که نگذارند
به تشیع جنازه اش بروند؟اقایان میتوانندسند این مطلب را درکتب خودشون
صحیح البخاری ج۴ ص۱۵۴۹ ح۳۹۹۸،تاویل مختلف الحدیث ج۱ص۳۰۰،
المصنف ج۳ص۵۲۱رقم۶۵۵۴و۶۵۵۵،شرح صحیح البخاری ابن بطال ج۳ص۳۲۵
منتظرپاسخ های وهابیان وبرادران اهل تسنن هستم
بنظرشما حجاب خوب است یا بد؟
اگر بد است چرابد است؟
اگر خوب است چراخوب است؟
منتظرپاسخ های شماهستم
پ.ن:لطفا دراین پست فقط نظرتونو درموردحجاب بگید
هر روز دیدم داره وضع حجاب بدتر از دیروز می شه ، فقط برای هم روضه خوندیم
وای حجاب وای بدحجابی ...
بخيل را آسايشى نيست و حسود را خوشى و لذتى نيست و زمامدار را وفايى نيست و دروغگو را مروت و مردانگى نيست
یکی از نکاتی که قابل تامل است اینکه چرا وهابیون بر پیامبرخدا صلی الله علیه و اله و سلم صلوات ناقص میفرستند و اهل البیت علیهم السلام را داخل این صلوات قرار نمیدهند؟این مقاله نگاهی است به این انحراف وهابیون از سنت رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم از کتب معتبر و قابل قبول آنان.
ایه صلوات
زمانی که آیه شریفه
«إنَ الله وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِ یا اَیُّها الَّذینَ آمَنوُا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیْماً»
احزاب: 56
نازل شد، مسلمانان پرسیدند: چگونه درود فرستیم؟ پیامبر فرمود:
«لا تُصَلُّوا عَلَیَّ الصَّلوةَ الْبترْاء»
«بر من، صلوات ناقص نفرستید». باز پرسیدند: چگونه درود بفرستیم؟ فرمود: بگویید:
«أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ عَلی آلِ مُحَمَّد».
الصواعق المحرقه. (ابن حجر)، چاپ دوم در «مکتبة القاهره» مصر، باب 11، فصل اوّل، ص 146 و نظیر آن در «الدرّ المنثور»، ج 5، تفسیر آیه 56 سوره احزاب، به نقل از محدّثان و صاحبان صحاح و مسانید، از قبیل عبدالرّزاق و ابن ابی شیبه و احمد و بخاری و مسلم و ابو داوود و ترمذی و نسائی و ابن ماجه و ابن مردویه، از کعب ابن عجرة از پیامبر گرامی، آمده است.
حال چگونه هست که بعضی صلوات ناقص و ابتر میفرستند خود خوانندگان قضاوت کنند؟
طبق حدیثی که از ابن حجر نقل کرده است، پیامبر(صلی الله علیه وآله)در برابر مسلمین فرمود:
لا تصلّوا علیّ الصلاة البتراء، فقالوا: وما الصلاة البتراء؟ قال: تقولون: اللّهمّ صلّ علی محمّد و تمسکون. بل قولوا: اللّهم صلّ علی محمّد وآل محمّد؛
بر من صلوات ناقص نفرستید. اصحاب پرسیدند: ای رسول خدا! صلوات ناقص چیست؟ فرمود: این که بگویید: اللّهم صلّ علی محمّد و تا همین جا اکتفا کنید، بلکه بگویید:
اللهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد .
الصواعق المحرقة، ص86.
روایاتی بر چگونگی صلوات در کتب برادران اهل سنت و اقایان وهابی
یکی از نکاتی که قابل تامل است اینکه چرا وهابیون بر پیامبرخدا صلی الله علیه و اله و سلم صلوات ناقص میفرستند و اهل البیت علیهم السلام را داخل این صلوات قرار نمیدهند؟این مقاله نگاهی است به این انحراف وهابیون از سنت رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم از کتب معتبر و قابل قبول آنان.
ایه صلوات
زمانی که آیه شریفه
«إنَ الله وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِ یا اَیُّها الَّذینَ آمَنوُا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیْماً»
احزاب: 56
نازل شد، مسلمانان پرسیدند: چگونه درود فرستیم؟ پیامبر فرمود:
«لا تُصَلُّوا عَلَیَّ الصَّلوةَ الْبترْاء»
«بر من، صلوات ناقص نفرستید». باز پرسیدند: چگونه درود بفرستیم؟ فرمود: بگویید:
«أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ عَلی آلِ مُحَمَّد».
الصواعق المحرقه. (ابن حجر)، چاپ دوم در «مکتبة القاهره» مصر، باب 11، فصل اوّل، ص 146 و نظیر آن در «الدرّ المنثور»، ج 5، تفسیر آیه 56 سوره احزاب، به نقل از محدّثان و صاحبان صحاح و مسانید، از قبیل عبدالرّزاق و ابن ابی شیبه و احمد و بخاری و مسلم و ابو داوود و ترمذی و نسائی و ابن ماجه و ابن مردویه، از کعب ابن عجرة از پیامبر گرامی، آمده است.
حال چگونه هست که بعضی صلوات ناقص و ابتر میفرستند خود خوانندگان قضاوت کنند؟
طبق حدیثی که از ابن حجر نقل کرده است، پیامبر(صلی الله علیه وآله)در برابر مسلمین فرمود:
لا تصلّوا علیّ الصلاة البتراء، فقالوا: وما الصلاة البتراء؟ قال: تقولون: اللّهمّ صلّ علی محمّد و تمسکون. بل قولوا: اللّهم صلّ علی محمّد وآل محمّد؛
بر من صلوات ناقص نفرستید. اصحاب پرسیدند: ای رسول خدا! صلوات ناقص چیست؟ فرمود: این که بگویید: اللّهم صلّ علی محمّد و تا همین جا اکتفا کنید، بلکه بگویید:
اللهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد .
الصواعق المحرقة، ص86.
روایاتی بر چگونگی صلوات در کتب برادران اهل سنت و اقایان وهابی
ماندن او به آستان با كرامت حضرت عباس نذر كرد و مادر، اسم او را عباس نهاد. او در
محيط ساده و باصفاي روستا و جو مذهبي خانواده رشد كرد. پس از اتمام تحصيلات ابتدايي
در زادگاهش براي ادامه تحصيل راهي تهران شد. در آغاز سال سوم دبيرستان مجدداً به
كاشان بازگشت و موفق به اخذ ديپلم در رشته نساجي گرديد. دوران سربازي خود را در
پادگان عباسآباد كه در آن زمان فرماندهي حكومت نظامي تهران بود، گذراند.
به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید
قران نسبت به پیامبرمیگوید:
ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلّا وَحْىٌ يُوحى(نجم ایه ی۲و۳و۴)
هرگز دوست شما [= رسول خدا] گمراه نشده و منحرف نگرديده است،و هرگز از روى هواى
نفس سخن نمى گويد آنچه مى گويد چيزى جز وحى (الهى) كه بر او القا شده نيست.
قران میگوید تمام سخنان جزوحی چیزدیگه ای نیست
وهیچیش ازروی هوای نفس نیست اونجایی که به پیغمبرگفتنددارد هزیان میگوید هرچی میخواد
بگه این ایااین مخالف بااین ایه نیست؟ عزیزان میتوانند
درکتاب صحیح البخاری ج ۶ص۲۶۸۰حدیث۶۹۳۲و
کتاب صحیح المسلم ج۳ص۱۲۵۹حدیث۱۶۳۷قضیه ی حرف عمربه پیامبرراببینند(متن عربی را هم درادامه ی مطلب)
اگربگوینداین مال ایات قران است فقط ،روایات متعددی اقایان اهل سنت
دارند دررابطه با قضیه ی عبدالله بن عمربن عاص که سخنان پیغمبررا میشنید ومینوشت بعضی
اعتراض کردندکه پیغمبر مثل ما یک فرد عادی است درحال غضب ودرحال رضا سخن میگه
اخه این چه کاری است تواقای عبدالله بن عمرانجام میدهی مینویسی میگوید من دست ازنوشتن
کشیدم خدمت پیغمبررسیدم اعتراض بعضی ازقریش رو گفتم حضرت فرمود قسم به خدایی
که من پیغمبرجانم دردست اوست ازمن جزحق خارج نمیشوداقایان میتواننددرکتاب
مسنداحمدجلد دوم ص۱۶۲وص۹۲ و
درکتاب سنن دارمی جلد اول ص۱۲۵ودرکتاب سنن ابی داوود ج دوم ص۱۷۶و
درکتاب مستدرک حاکم جلداول ص۱۰۶فتح الباری ازابن حجر جلد اول ص۱۸۵
تفسیرابن کثیرسلفی جلدچهارص۲۶۴و...این روایت رو اورده اند
سوال دوم بنده اینست طبق تصریح صحیح البخاری وصحیح المسلم جناب عمربرگشت گفت
حسبنا کتاب الله کتاب خدادرمیان ماهست وماروکفایت میکند واحتیاجی به نوشته ی پیغمبرنداریم
خوب ایا این خودش نشانگراین نیست که جناب عمر سنت پیغمبررو درهمان جازیرسوال برد
اضافه براینکه ما اتاکم من الرسول وخضوع ومانهاکم ان فنتهو مخالفت شد ومن ینتهوا الی و
رسول فقد ضل ضلاله مبینا
ایااین هایی که امدند گفتند واختلاف ونزاع کردند اکثرالغو امدندسروصدا کردندبطوری که پیغمبراکرم
که به خوش رویی معروف بود گفت قومو انی گفت ازخانه ی من برید بیرون این خودعبارت
صحیح البخاری وصحیح المسلم است این برای یک عرب خیلی سخته که افرادی رو ازخانه بیرون
کنه ایا این باایه ی شریفه
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاتَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صوت النَّبِيِّ وَ لاتَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لاتَشْعُرُونَ (049 | حجرات - 2)
كه ايمان آورده ايد! صداى خود را از صداى پيامبر بالاتر نبريد، و در برابر او بلند سخن مگوييد (و او را بلند صدا نزنيد) آن گونه كه بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى كنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى كه نمى دانيد
ایااین اقایانی که امدند نسبت به پیغمبر نسبت هزیان دادند ونگذاشتند پیغمرنامه را بنویسد اصلاگیریم
حرفی که ازجناب عمراست ان الرجل قدغلب الوجع بیماری پیامبرروفراگرفته وسخنانش فاقدارزشه
ایامگرجناب ابوبکرزمانی که میمرد همین حال برایش اتفاق نیوفتاد مگرخودبزرگان اهل سنت
نقل نمیکنند که ابوبکرداشت وصیت مینوشت جناب عثمان هم نویسنده ی وصیت بود ابی بکر
بیهوش شد قبل ازاینکه نام کسی رو ببرد عثمان اونموقع ازقول ابوبکرنوشت وصی من
عمربن خطاب است ابوبکربهوش امد به عثمان گفت کسی رو نوشتی عثمان گفت بله من احساس
کردم وقتی که تو ازهوش رفتی دیگربهوش نخواهی امد نام عمررو نوشتم ابوبکرگفت خداتورارحمت
کند
خوب اونجاچراهیچکس نگفت ان رجل لیهجر یاقدغلب الوجع ابوبکردرحال غش وصیت نامه نوشت
بعدمرگ ابوبکرعمرهمون نامه رواورد بین مردم گفت مردم ببینید این وصیت نامه ی جانشین پیغمبر
است جانشین معین کرده ومن جانشینش هستم اگرمیخواید قضیه ی ازهوش رفتن ابوبکردرحال وصیت
را ببینید میتوانید تاریخ دمشق ابن عساکرج۳۹ص۱۸۶ وج۴۴ص۲۴۸تاریخ مدینه ج۲ص۶۶۸
تاریخ طبری ج۲ص۳۵۳تاریخ ابن خلدون ج۲ص۸۵و...
پیغمبراکرم دوتاسخن قبل ازمرگش گفت یک دفترویک قلمی به من بدیدبنویسم چیزی راکه شما
رابرای همیشه بیمه کند اینجاگفتند که برپیامبرهوی غالب شده ازونطرف قضیه ی نمازخوندن
ابوبکررو میگندیکی ازقوی ترین دلایل اهل سنت برای خلافت ابوبکرهمین نمازخواندن ابوبکر
چطورزمانی که پیغمبر درحال بیماری دستورمیده که ابوبکرنمازبخوانه واینو میکوبنید که این
دلیل خلافت ابوبکراست چرااینو نمیگید که بیماری برپیامبرغالب شده بوده
منتظرپاسخ های اهل تسنن ووهابیان هستم
لطفاپاسخ این سوال رو بگویند
توسط آقاي عبدالرحمان چابهاري چاپ شده است. اين كتاب مشتمل بر
گفتگوي مكاتبه اي مؤسسه در راه حق با فردي از منطقه مرزي خراسان (تايباد) است كه
نويسنده در سال 1402 (ه" ق) مطابق با 1360 (ه" ش) آن را چاپ كرده است. و
در سال 1385 (ه" ش) نيز تجديد چاپ شده است. اين جانب با مطالعه اين كتاب نكاتي يافتم
كه وظيفه ام مي دانم آنها را نقد كنم.
توسط آقاي عبدالرحمان چابهاري چاپ شده است. اين كتاب مشتمل بر
گفتگوي مكاتبه اي مؤسسه در راه حق با فردي از منطقه مرزي خراسان (تايباد) است كه
نويسنده در سال 1402 (ه" ق) مطابق با 1360 (ه" ش) آن را چاپ كرده است. و
در سال 1385 (ه" ش) نيز تجديد چاپ شده است. اين جانب با مطالعه اين كتاب نكاتي يافتم
كه وظيفه ام مي دانم آنها را نقد كنم.
امّا پيش از آن بيان چند مطلب لازم است:
ای سرو بلند قامت دوست--- وه وه که شمایلت چه نیکوست
در پای لطافت تو میراد--- هر سرو سهی که بر لب جوست
نازک بدنی که مینگنجد--- در زیر قبا چو غنچه در پوست
مه پاره به بام اگر برآید--- که فرق کند که ماه یا اوست؟
آیا اسلام ایرانیان مدیون ومرهون عمربن خطاب است؟
اخیرا برخی از علمای اهل تسنن یا از روی عمد وبه قصد ایجاد تفرقه بین شیعه وسنی یا
از روی جهل وبی اطلاعی از تاریخ درمحافل ومجالس جمعی مطرح کرده اند:چون ایران
درزمان عمربن خطاب فتح شده پس اسلام ایرانیان مرهون او است وبرایرانیان لازم است
کف پای عمر وکف سم اسب عمر را ببوسند.!!!؟؟
برخی از علمای اهل تسنن براین عقیده اند که اسلام ایرانیان مرهون فتوحات عمربن خطاب
است ولذا ایرانیان باید کف پای عمر بلکه سم اسب عمر را ببوسند!؟
اگر اسلام آوردن مردم ایران درسایر فتوحات مانند اسلام آوردن اهل مدائن بوده اسلام آنها
هم مورد قبول وتایید اسلام است همان طور که تاریخ شهادت می دهد فتوحات عمر بازور
شمشیر بوده واگردرهمان فتوحات مردم با میل ورغبتی باطنی به اسلام گرویده باشند شکی
نیست که گرایش آنان به خاطر سلامت نفس خودشان بوده واینکه آنان در جست وجوی
دین حق بوده اند.
صدیقه ممدوحی و شهید ورکش برای نجات افغانستان از فقر فرهنگی از ایران راهی شدند؛ چندی بعد پیوندی آسمانی بین این دو پرستو صورت گرفت؛ روزهای جمعه در جوار شهدای گمنام کلکچال با خادمی زائران سپری میشد تا اینکه یکی از پرستوها به پرواز درآمد و دیگری ماند و راهش را ادامه داد.
[1]- شيبی،مصطفی،الصلة بين التصوف والتشيع،ص18و23
[2]- نشار،علی شامی،نشاَالفكرالفلسفی،ج2،ص 21
[3]- همان،ص24
خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:
وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ وَالَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيم. التوبة / 100.
پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار، و افرادى كه به نيكى از آنها پيروى كردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نيز) از او خشنود شدند و باغهايى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و اين است پيروزى بزرگ!.
خداوند در اين آيه از پيشى گيرندگان مهاجر و انصار كه خليفه اول و دوم نيز به طور قطع جزء آنها هستند، رضايت دائمى خود را اعلام و به آنها وعده بهشت داده است؛ اما شما با مطرح كردن قضيه هجوم به خانه فاطمه، غصب خلافت و... در حقيقت اين آيه را انكار مىكنيد و از افرادى كه خداوند به صورت دائم از آنها راضى شده است، ناراضى هستيد و به آنان تهمتهاى ناروا مىزنيد.
فریدون مشیری
خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:
وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ وَالَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيم. التوبة / 100.
پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار، و افرادى كه به نيكى از آنها پيروى كردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نيز) از او خشنود شدند و باغهايى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و اين است پيروزى بزرگ!.
خداوند در اين آيه از پيشى گيرندگان مهاجر و انصار كه خليفه اول و دوم نيز به طور قطع جزء آنها هستند، رضايت دائمى خود را اعلام و به آنها وعده بهشت داده است؛ اما شما با مطرح كردن قضيه هجوم به خانه فاطمه، غصب خلافت و... در حقيقت اين آيه را انكار مىكنيد و از افرادى كه خداوند به صورت دائم از آنها راضى شده است، ناراضى هستيد و به آنان تهمتهاى ناروا مىزنيد.
استدلال به اين آيه براى تبرئه خلفا از هجوم به خانه وحى و غصب حق اميرمؤمنان علي عليه السلام و... بر دو محور استوار است: 1. رضايت دائمى خداوند از اصحاب؛ 2. وعده قطعى بهشت به آنان.
در توضيح و پاسخ به اين شبهه به چند نكته اشاره مىكنيم:
| |
|
او آنها را به کتابخانه مورد نظرش برساند و تحویل دهد. البته ابن اثیر این تعهد را پذیرفت ولی به آن عمل نکرد. ابن خلکان هم یکی دیگر از بزرگان اهل تسنن هم بسیار او را ستوده و بعد از ملاقاتی که در سال 626 هجری قمری با او در حلب داشت، گفت: ابن اثیر حافظ حدیث بود، تاریخ را از بر داشت و انساب عرب را به خوبی میدانست و به اخبار عرب واقف بود. ابن اثیر مورد احترام نویسندگان زیادی بود که از آثار او بهره های زیادی بردند. مثلا ابن جوزی از او به عنوان استاد یاد کرده همینطور "ابن کثیر و ابن حنبلی". آثاری که از او به جای مانده عموما درباره تاریخ است. خودش در مقدمه کتاب «الکامل» میگوید: من همیشه تمایلی به خواندن کتابهای تاریخی و دانستن تجارب گذشتگان داشتم و سرانجام در سال 632 هجری قمری در موصل از دنیا رفت. |
| |
|
|
سؤال: سبط ابن جوزی که بود؟
شمس الدین ابوالمظفر یوسف بن قزاوغلی ابن عبدالله سبط ابی الفرج ابن جوزی (581ـ654ق)- که نوه دختری ابن جوزی مورخ معروف است، یکی از مهم ترین دانشمندان اهل سنت به ویژه حنابله و حنفیّه در زمینه اخلاق و موعظه، تاریخ، رجال، حدیث و تفسیر قرآن می باشد. او در بغداد متولد شد و با مهاجرت به دمشق و سکونت در آنجا در همان دیار وفات یافت. کتابها و نظرات او یکی از منابع مهم و دست اول تراجم نویسان، صحابه شناسان ومورخان اهل سنت به شمار می رود.
به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید
بسم الله الرحمن الرحیم
1- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (إذا کانَ یَوْمُ القیامَةِ نادى مُنادٍ: یا أَهْلَ الجَمْعِ غُضُّوا أَبْصارَکُمْ حَتى تَمُرَّ فاطِمَة) .
(روز قیامت یک صدائی بلند میشود که : إی مردم غضّ بصر کنید که فاطمة (س) میخواهد عبور کند) .
کنز العمّال ج 13 ص 91 و 93/ منتخب کنز العمّال بهامش المسند ج 5 ص 96/ الصواعق المحرقة ص 190/ أسد الغابة ج 5 ص 523/ تذکرة الخواص ص 279/ ذخائر العقبى ص 48/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 356/ نور الأبصار ص 51 و 52/ ینابیع المودّة ج 2 باب 56 ص 136.
2- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (کُنْتُ إذا اشْتَقْتُ إِلى رائِحَةِ الجنَّةِ شَمَمْتُ رَقَبَةَ فاطِمَة) .
( اگر به بوی بهشت اشتیاق میکردم فاطمه را بو میکردم ) .
منتخب کنز العمّال ج 5 ص 97/ نور الأبصار ص 51/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 360.
3- قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (حَسْبُک مِنْ نساءِ العالَمیَن أَرْبَع: مَرْیمَ وَآسیَة وَخَدیجَة وَفاطِمَة) .
( از زنان عالم 4 نفر بهترینانند : مریم وآسیه وخدیجه وفاطمه (س) ) .
مستدرک الصحیحین ج 3 باب مناقب فاطِمَة ص 171/ سیر أعلام النبلاء ج 2 ص 126/ البدایة والنهایة ج 2 ص 59/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 363.
به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید
Download Video 245 MB (مناظره)
http://www.megaupload.com/?d=5RSX51S8
Download Video 98 MB (نظرات بينندگان)
http://www.megaupload.com/?d=QTEE8NZI
Download Audio 8 MB (مناظره)
http://www.fileden.com/files/2008/8/6/2037460/monazere_qazwini-moradzehi_070808_AUDIO.wma
Download Audio 4 MB (نظرات بينندگان)
http://www.fileden.com/files/2008/8/6/2037460/monazere_qazwini-moradzehi_nazarat_070808_AUDIO.wma
وهابیا به ماشیعیان تهمت میزنندکه شماشیعیان برخلاف شیوه وروش پیغمبرنمازمیخونید ونوع
نمازخوندنتون برخلاف شیوه ی پیغمبراست دراین قسمت ازکتب اهل تسنن مطالبی برای
روشن شدن موضوع می اورم انشالله برای همگان این بحث روشن شودکه شیعه نیست که
برخلاف سنت پیغمبرنمازمیخواند
از صحیح البخاری ج اول ص200حدیث784
ازعمران بن حصین روایت است که وی روزی پشت سرعلی درشهربصره نمازخواندوگفت:
این مرد،مارا به یاد نمازخواندن رسول الله انداخت .
ازین افراد من سوال میکنم توی این مدت خلافت خلفاچه گذاشته که این افراد میگندنماز
علی یاداورنمازپیامبربود
هرچندکه میدانم که وهابیوند فقط خودشونو قبول دارند وبقیه ی سنی هارو هم تکفیر میکنند
ولی برای روشن شدن موضوع چندمطلب ازکتب مختلف فرقه های مختلف اهل تسنن رو بیان
میکنم
امام شافعی درکتابش بنام الام ج اول ص208 نقل میکند ازوحدبن کیدان که میگوید:
درطول خلافت سه خلیفه کل سنت های پیغمبردچارتغییرشدحتی نماز
همچنین ازامام مالک رئیس مذهب مالکی درکتابش بنام الموطأدرجلداول ص93ازجدشان
انس بن مالک نقل میکنه :
ازسنت پیغمبرجزاذان که مردم رو برای نمازمیارند چیزی دیگه ای باقی نمونده
حالاپیغمبرفرمودانی تارکم فیکم ثقلین کتاب الله وعترتی واهل بیتی ،عترت واهل بیت کناررفت
وخانه نشین شدن واولین ضربه ای که خورد برهمین پیکره ی نمازاست
موفق باشید
وهابیون اظهارمی کنند که درزمان تولد حضرت علی کعبه بتکده بوده پس فضیلتی برحضرت علی
نیست
برای پاسخ به این شبهه به ادامه ی مطلب مراجعه کنید
|
نقش علامه در شيعه شدن سلطان محمد خدابنده (اولجايتو) اولجايتو پيش از آن كه شيعه شود به مذهب حنفي گرايش داشت اما هيچ گاه نسبت به اين مذهب تعصبي از خود نشان نداد به همين دليل زير دستان او احيانا از مذاهب ديگر پيروي مي كردند. حتي برخي از كارگزاران او اعتقادات غير حنفي داشتند به عنوان مثال قاضي القضات او « نظام الدين عبدالملك مراغي» از مذهب شافعي پيروي مي كرد و وقتي به منصب قاضي القضاتي رسيد آزادانه عقايد مذاهب ديگر را نقض نمود بدون آن كه از جانب سلطان ممانعتي از كار او به عمل آيد. از اين رو بازار مناظرات مذهبي رواج گرفت و در اين ميان برخي از علماي شيعه نيز در اين گونه مناظرات شركت مي كردند كه علامه حلي از جمله آنان بوده است. |
هرچند در منابع اين نظريه، به طه حسين نسبت داده شده اما در منابع كهن فرقه شناسی نيز كسانی
اين نظريه را بيان كرده اند از جمله شهرستانی وملطی بيان می كنند كه تعدادی از ياران علی (ع)
گفتند:«علی (ع) نه مرده است ونه مرگ بر او رواست بلكه او زنده است ونمی ميرد.»( )به طور
کلی می توان گفت بعدازشهادت امام علی (ع)تعدادی از یاران ومحبان آن امام دوچاراین غلوشدندولی
این دیدگاه به کل شیعه تعمیم دادن نمی تواند درست باشدتاجایی که شکل گیری شیعه رابه این زمان
ارجاع داد .
شهید احمد ضیائی
نام : احمد
نام خانوادگی : ضیائی
تاریخ تولد : 1336
محل تولد : کبودراهنگ
تاریخ شهادت : 1367
محل شهادت : عملیات مرصاد
قَد اَفلَحَ مَن زَکاها وَقَد خابَ مَن دَسّیها
کسی که درون خویش را پیراست و تهذیب کرد ، قطعاٌ پیروز شده است
و هر کس روان خویش را بیالود قطعاٌ شکست خورده است.
(شمس_9 و10)
به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید
سوال: ابن تيميه در مورد حدیث رد شمس میگوید: «حديث ردّ الشمس را عده اي همچون طحاوي، قاضي عياض و ديگران ذكر كرده و آن را از معجزات پيامبر دانسته اند. ولي اهل حديث مي دانند اين حديث دروغ و جعلي است» (منهاج السنه 7 ،320). آیا قول ابن تیمیه صحت دارد؟
جواب:
در دوران كودكی، مادرش را – كه بانویی باایمان بود – از دست داد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه
را در ارومیه به پایان رسانید و در دوره دبیرستان (همزمان با شهادت برادرش علی باكری به دست
دژخیمان ساواك) وارد جریانات سیاسی شد. فعالیت های سیاسی – مذهبی : پس از اخذ دیپلم با وجود
آنكه از شهادت برادرش بسیار متاثر بود، به دانشگاه راه یافت و در رشته مهندسی مكانیك مشغول
تحصیل شد. از ابتدای ورود به دانشگاه تبریز یكی از افراد مبارز این دانشگاه بود. او برادرش حمید
را نیز به همراه خود به این شهر آورد.شهید باكری در طول فعالیت های سیاسی خود (طبق اسناد
محرمانه بدست آمده) از طرف سازمان امنیت آذربایجان شرقی (ساواك) تحت كنترل و مراقبت بود.
پس از مدتی حمید را برای برقراری ارتباط با سایر مبارزان، به خارج از كشور فرستاد تا در
ارسال سلاح گرم برای مبارزین داخل كشور فعال شود.شهید مهدی باكری در دوره سربازی با
تبعیت از اعلامیه حضرت امام خمینی(ره) – در حالی كه در تهران افسر وظیفه بود – از پادگان
فرار و به صورت مخفیانه زندگی كرد و فعالیت های گوناگونی را در جهت پیروزی انقلاب اسلامی
نیز انجام داد.

گر چه شهر قم شده گنجينه علم و ادب / قطرهای باشد ز دريای کمال فاطمه . . .
ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر مبارک باد

روزی ابوحنیفه[1] برای ملاقات با امام صادق ـ علیهالسّلام ـ به خانه امام آمد و اجازه ملاقات
خواست، امام اجازه نداد.
ابوحنیفه گوید: جلو در، مقداری توقف كردم تا اینكه عدهای از مردم كوفه آمدند و اجازه ملاقات
خواستند به آنها اجازه داد، من هم با آنها داخل خانه شدم. وقتی به حضورش رسیدم گفتم:
شایسته است كه شما نمایندهای به كوفه بفرستید و مردم آن سامان را از ناسزا گفتن به اصحاب
محمد نهی كنی بیش از ده هزارنفر در این شهر به یاران پیامبر ناسزا میگویند.
امام: مردم از من نمیپذیرند.
ابوحنیفه: چگونه ممكن است سخن شما را نپذیرند در صورتیكه شما فرزند پیامبر خدا هستید؟
امام: تو خودت یكی از همانهائی هستی كه گوش به حرف من نمیدهند، مگر بدون اجازه من
داخل خانه نشدی، و بدون اینكه بگویم ننشستی، و بی اجازه شروع به سخن گفتن ننمودی؟
شنیدهام كه تو بر اساس قیاس[2] فتوا میدهی؟
ابوحنیفه: آری.
امام: وای بر تو كه،
برای اطمینان از جعلی نبودن جسد صدام، کفن را از چهرۀ او کنار زد اما او و حاضران با دیدن
چهرۀ صدام وحشت زده شدند زیرا ؛

وقتی ملک عبدالله پادشاه عربستان نمیتواند یک آیه قرآن از روی آن بخواند ...
حجم : 2،447 مگابايت | فرمت 3gp
لينك دانلود : مستقيم

سبز علی محمدآبادی در تاریخ سال 1340 در روستای بدرآباد از توابع بم دیده به جهان گشود.
پس از گذراندن تحصیلات علوم جدید به سبب علاقه فراوانی که نسبت به مسائل اسلامی داشت، در سال 59 به حوزه علمیه قم شتافت و در مدرسه رسول اکرم (ص) ثبت نام نمود و مشغول تحصیل شد و در کنار درس به تهذیب نفس پرداخت.
ایشان از صفا وصمیمیت و سادگی خاصی برخوردار بود و پیش از انقلاب در پخش اعلامیه های امام خمینی (ره) فردی کوشا بود.
شهید سبزعلی چند بار حتی مورد ضرب و شتم مأمورین خون آشام پهلوی قرار گرفت و پس از انقلاب لحظه ای آرام نداشت و با نهاد های انقلابی مخصوصاً سپاه بم همکاری نزدیک می نمود و در کنار درس برای روشن کردن خطوط انقلاب به نقاط دور دست مسافرت می کرد و در تشکیل انجمن های اسلامی و جلسات مذهبی مخصوصاً در شهرستان بم جدیت می کرد.
در سال 1358 به مدت چهار ماه برای دیدن آموزش نظامی به تهران رفت و چون جنگ تحمیلی صدام تکریتی آمریکائی بر علیه ایران اسلامی شروع شد او مشتاقانه به جبهه آمد و در شب تاسوعای حسینی 14/8/1360 در آبادان (جزیره مینو) در حالیکه مشغول وضو گرفتن بود با خون خویش وضو گرفت در حالیکه یا مهدی می گفت به لقاء الله پیوست.
متولد شد. پایبندی خانواده او (بویژه پدرش) به اسلام عزیز باعث گردید كه از همان كودكی عشق
به خدا و خاندان عصمت و طهارت(ع) در جان و قلب محمد ریشه دواند. از همین ایام وی تحت
نظر پدر بزرگوارش به فراگیری قرآن مجید پرداخت. فعالیتهای سیاسی – مذهبی فعالیتهای
سیاسی – مذهبی شهید جهانآرا از شركت در جلسات مسجد امام صادق(ع) خرمشهر شروع شد.
واز همان زمان مبارزه جدی او علیه طاغوت آغاز شد. در سال 1348 – در سن 15 سالگی –
تحت تاثیر جنبش اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) همراه عدهای از دوستان فعال
مسجدیاش وارد مبارزات سیاسی شد.
(فروردین 62)؛ ظفر چهار (تیر 63)؛ و عاشورای سه (مرداد 63). فکه روایت سرزمینی است
که رمل های آن پیکر خونین بسیاری از عزیزان این سرزمین را کفن شده است.
این روایت ساده و مختصری است از منطقه فکه، که احتمالاً یا رفته ای یا قرار است که بروی و
ببینی. اما من می-خواهم روایت دومی را هم از فکه بیان کنم. روایتی که این¬قدر مختصر نباشد
و گوشه¬ای از حقایق را به تصویر بکشد.
مـاه
خورشيد و ماه در تناسب می باشند
« خورشيد و ماه در تناسب هستند».
چه تناسبی ميان ماه و خورشيد وجود دارد؟
خـورشـيـد
« سوگند به خورشید و پرتو آن ــ و به ماه وقتیکه آنرا بازتاب می دهد ــ و به روز وقتیکه آنرا متجلی می کند ــ و به شب وقتیکه آنرا می پوشاند»
نکته آیات: روز پرتو خورشید را متجلی می کند و شب آنرا می پوشاند:
تصویری که می بینیم تصویر کره زمین است که از فضا گرفته شده است. چنانکه می بینیم فضا در
اصل سیاه و تاریک است، هر چند نور و پرتو خورشید در فضا وجود دارد اما متجلی نیست، ولی
آن بخشی از زمین که روبروی خورشید قرار دارد و روز نامیده می شود آن را متجلی می کند.
که ارتفاع آن حدوداً 100 کیلومتر از جـو است. و با چرخش زمین و رفتن روز بجای شب، شب
آن بخش متجلی پرتو خورشید را می پوشاند...
جانباز شهيد محمدتقي طاهرزاده در شهريور 1349 در شهر اصفهان چشم بر اين دنياي خاكي گشود؛
از هفت سالگي كار كرد، تا سوم راهنمايي درس خواند و در هفده سالگي يعني در اسنفد 1366 به
جبهه رفت.
در تيرماه 1367 در شلمچه دچار موجگرفتگي شد و حدود يك ماه بعد به عالم بيهوشي رفت.
دوران بيهوشي اين جانباز، 18 سال به طول انجاميد. در طول اين مدت آنچه بر شگفتي اين واقعه
ميافزود، پرستاري عاشقانه پدر وي بود.
در اين 18 سال كه محمدتقي بر روي تخت خوابيده بود، با همان دو چشم نافذش همه تنهاييهاي
پدر و مادر را پر ميكرد.
ساخته شدهاست. سازندگان استون هنج، از سال ۳۱۰۰ پیش از میلاد، سنگهای این بنا را به شکل
چند دایره تو در تو، در مکان فعلی آن کار گذاشتند. احتمالاً از این دایرههای سنگی برای مشاهده
حرکات خورشید، ماه و ستارگان که در آن زمان طی مراسم مذهبی مورد پرستش قرار میگرفتند،
استفاده میشدهاست. سنگهایی شبیه به آنچه که در این بنا به کار رفته، در مناطق دیگر مانند کارناک
فرانسه و نیوگرنج ایرلند، یافت شدهاست.

|
تاريخ تولد :1336 |
نام پدر :هاشم |
|
تاریخ شهادت : 23/11/1364 |
محل تولد :بوشهر /گناوه /بهمنياري |
|
طول مدت حیات :28 |
محل شهادت :اروند كنار |
| مزار شهید :گلستان شهداي گناوه | |
جهانگير رشيدي در سال 1336 در روستاي بهمنياري از توابع گناوه به دنيا آمد. صداقت و تعهد
و اخلاص در وجودش موج ميزد. اندک زماني بعد به بندر گناوه مهاجرت کرد و در آنجا به مدرسه
رفت.
او ضمن آموختن علم، به پدر و مادر نيز کمک ميکرد، در ايام تعطيلي و تابستانها با توجه به فقر
مالياي که داشت در گرماي طاقتفرساي گناوه به کارگري پرداخت تا هزينه تحصيل خود را مهيا کند.
با اخذ مدرک سيکل وارد هنرستان صنعتي نورآباد ممسني شد و با اخذ ديپلم فني فارغالتحصيل گشت.
دوران خدمت نظام وظيفه او با اوج قيام ملت مسلمان ايران عليه استبداد پهلوي همراه بود و او
با شنيدن فرمان امام مبني بر ترک پادگانها از آنجا گريخت و به خيل تظاهرکنندگان پيوست.
با پيروزي انقلاب به عضويت سپاه پاسداران درآمد و با حزب جمهوري اسلامي، دفتر گناوه،
همکاري فعال داشت.
امامت شرکت کند. امام پذیرفت، مجلسی تشکیل شد و «یحیی بن ضحاک سمرقندی» برای بحث با
او دعوت شد.
امام فرمود: «بپرس!»
او گفت: «شما بپرسید ای پسر رسول خدا تا ما به سؤال شما افتخار کنیم.»
امام فرمود: «ای یحیی، نظر تو درباره کسی که ادعا میکند راستگوست ولی به راستگویان، نسبت
دروغگویی میدهد، چیست؟ یا چنین کسی راستگو و پیرو دین حق است یا دروغگو؟»
یحیی مدتی به فکر فرو رفت و چیزی نگفت.
مأمون گفت: «چرا جواب نمیدهی؟»
یحیی گفت: «سؤالی از من کرد که نمیتوانم پاسخ دهم.»
مأمون از حضرت رضا علیه السلام پرسید: «منظورتان از این سؤال چه بود؟»
داوود کريمی متولد ۲۷ بهمن ماه سال ۱۳۲۶ در محله سلسبيل تهران است، در ۸ سالگى پدرش را بر اثر
حادثه اى از دست داد. چنين بود كه مسئوليت خانه به دوش داود كوچك افتاد. با وجود نمرات ممتاز در
مدرسه، ناچار ترك تحصيل كرد و مشغول كار شد. ۸ سال ديگر، حاج داوود از طريق شهيد عراقى با
امام خمينى آشنا شد. در سال هاى نخستين دهه ۵۰ با گروهى از دوستانش، گروه «فجر اسلام» را به
راه انداخت. يك گروه چريكى و سياسى نيمه مخفى كه با علمايى همچون مرحوم «محمد بهشتى» و
«محمدرضا مهدوى كنى» از روحانيت مبارز تهران ارتباط داشت.
هشت ، نه سال بیشتر نداشتم که دیگر از تمسخر همکلاسی هایم خسته شده بودم.
دیگر طاقتم طاق شده بود؛ آمدم خانه ، با لب و لوچه ای آویزان و با چهره ای گریان. در خودم بودم
که پدرم دستی بر سر رویم کشید و با نگرانی پرسید: چرا گریه می کنی؟
با عصبانیت گفتم: من اسمم رو دوست ندارم! اصلاً چرا اسم من رو گذاشتید حرّ؟
پدر انگار انتظار چنین جوابی را نداشت پرسید: چرا؟
دوباره بغضم ترکید و گفتم: بچه ها مسخره ام می کنند. به من می خندند! یک دفعه پدر زد زیر خنده !
با حرص گفتم: « بیا تو هم به من می خندی ، بعد من از بچه های مدرسه چه انتظاری داشته
باشم ؟!»
پدر نشاندم روی پایش و به من گفت: یادت هست وقتی که ماه محرم می آمد با هم می رفتیم
تعزیه می دیدیم؟ گفتم: خب! پدر ادامه داد در بین سپاه امام حسین(ع) یه نفر بود که اولش
راه رو به امام بسته بود ، بعد اومد یار امام شد و تا آخرین قطره خونش واسه امام و بچه هاش
جنگید و شهید شد. گفتم آره یادمه ، اسمش حر بود.
پدر تبسمی کرد و گفت: « تو اسمش رو خوب یادت هست ، تو می دانی او چقدر آدم خوبی بوده ،
پس چرا از این که اسمت حر است ناراحتی ، ببین من و مادرت اگر اسمت رو گذاشتیم حر به این
نیت بود که از یاران امام زمان شوی. این ها را که شنیدم دیگر ناراحت نبودم ، دیگر احساس
سرشکستگی نمی کردم ، حالا دیگر سینه ام را سپر می کردم و با یک عالمه جواب به
همکلاسی هایم منتظر فردایم شدم که چگونه یار امام زمان شوم.»
به جهان گشود و همچون ساير جوانان، سرگرم تحصيل گرديد. با پيدايش جرقه هاي انقلاب اسلامي
دوشادوش ملت به مبارزه عليه رژيم ستم شاهي پرداخت و در بيست و سومين بهار زندگي خود، در
اوايل سال 59 به کردستان رفت تا با رزمي بي امان، دشمنان داخلي انقلاب را منکوب نمايد. او
دوران جواني خود را با لذت حضور در جبهه هاي نبرد از کردستان گرفته تا جاي جاي جبهه هاي
جنوب در صف مقدم مبارزه با متجاوزان بعثي در سِـمت هايي چون: دو سال فرماندهي جبهه
فياضيه آبادان، شش سال فرماندهي لشکر 8 نجف، يکسال فرماندهي لشکر 14 امام حسين(ع)،
هفت سال فرماندهي قرارگاه حمزه سيدالشهدا(ع) و قرارگاه رمضان و پنج سال
فرماندهي نيروي هوايي سپاه را به عهده داشت.
روز جمعه ماه محرم سال 1336 در يكي از محلههاي مستضعف نشين اصفهان به نام «كوي كلم»
خانواده با ايمان خرازي مفتخر به قدوم سربازي از عاشقان اباعبدالله (ع) گشت. هوش و ادب،
زينت بخش دوران كودكي او بود و در همان ايام همراه پدر به نماز جماعت و مجالس ديني راه يافت
و به تحصيل علوم در مدرسهاي كه معلمان آنجا افرادي متعهد بودند، پرداخت. اكثر اوقات پس از
تكاليف مدرسه به مسجد محله به نام مسجد «سيد» رفته با صداي پرطنينش اذان و تكبير ميگفت.
شهيد حسن باقري (غلامحسين افشردي) در 25 اسفند 1334 مصادف با سالروز ميلاد امام حسين(ع)
در تهران بدنيا آمد. وي پس از گذراندن دوران دبستان در دبيرستان «مروي» ادامه تحصيل داد و با
اخذ ديپلم در سال 54 در دانشگاه اروميه در رشته دامپروري پذيرفته شد اما پس از چندي به دليل
فعاليت هاي مذهبي و مبارزاتي از دانشگاه اخراج شده و در سال 56 به خدمت سربازي اعزام
مي شود و سرانجام با فرمان حضرت امام(ره) مبني بر فرار سربازان از پادگان ها، سربازي را ترك
مي كند.
وي كه با پيروزي انقلاب اسلامي وارد فعاليت هاي مختلف فرهنگي و اجتماعي از جمله خبرنگاري
مي شود در سال 59 با شروع جنگ تحميلي راهي جبهه هاي جنوب شده و در بدو ورود به اهواز
«واحد اطلاعات عمليات رزمي» را براي دستيابي دقيق از موقعيت دشمن راه اندازي مي كند كه اين
آغازي براي راه اندازي اين واحد در ستاد عمليات جنوب مي شود.
تولد و كودكي: