سوال هایی ازبرادران اهل تسنن ووهابی
ازوهابیون وبرادران اهل تسنن چندتاسوال دارم منتظر پاسخ هایشان هستم
قران نسبت به پیامبرمیگوید: ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلّا وَحْىٌ يُوحى(نجم ایه ی۲و۳و۴) هرگز دوست شما [= رسول خدا] گمراه نشده و منحرف نگرديده است،و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى گويد آنچه مى گويد چيزى جز وحى (الهى) كه بر او القا شده نيست. قران میگوید تمام سخنان جزوحی چیزدیگه ای نیست وهیچیش ازروی هوای نفس نیست اونجایی که به پیغمبرگفتنددارد هزیان میگوید هرچی میخواد بگه این ایااین مخالف بااین ایه نیست؟ عزیزان میتوانند درکتاب صحیح البخاری ج ۶ص۲۶۸۰حدیث۶۹۳۲و کتاب صحیح المسلم ج۳ص۱۲۵۹حدیث۱۶۳۷قضیه ی حرف عمربه پیامبرراببینند اگربگوینداین مال ایات قران است فقط ،روایات متعددی اقایان اهل سنت دارند دررابطه با قضیه ی عبدالله بن عمربن عاص که سخنان پیغمبررا میشنید ومینوشت .بعضی اعتراض کردندکه پیغمبر مثل ما یک فرد عادی است درحال غضب ودرحال رضا سخن میگه اخه این چه کاری است تواقای عبدالله بن عمرانجام میدهی مینویسی میگوید من دست ازنوشتن کشیدم خدمت پیغمبررسیدم اعتراض بعضی ازقریش رو گفتم حضرت فرمود قسم به خدایی که من پیغمبرجانم دردست اوست ازمن جزحق خارج نمیشوداقایان میتواننددرکتاب مسنداحمدجلد دوم ص۱۶۲وص۹۲ و درکتاب سنن دارمی جلد اول ص۱۲۵ودرکتاب سنن ابی داوود ج دوم ص۱۷۶و درکتاب مستدرک حاکم جلداول ص۱۰۶فتح الباری ازابن حجر جلد اول ص۱۸۵ تفسیرابن کثیرسلفی جلدچهارص۲۶۴و...این روایت رو اورده اند سوال دوم بنده اینست طبق تصریح صحیح البخاری وصحیح المسلم جناب عمربرگشت گفت حسبنا کتاب الله کتاب خدادرمیان ماهست وماروکفایت میکند واحتیاجی به نوشته ی پیغمبرنداریم خوب ایا این خودش نشانگراین نیست که جناب عمر سنت پیغمبررو درهمان جازیرسوال برد اضافه براینکه ما اتاکم من الرسول وخضوع ومانهاکم ان فنتهو مخالفت شد ومن ینتهوا الی و رسول فقد ضل ضلاله مبینا ایااین هایی که امدند گفتند واختلاف ونزاع کردند اکثرالغو امدندسروصدا کردندبطوری که پیغمبراکرم که به خوش رویی معروف بود گفت قومو انی گفت ازخانه ی من برید بیرون این خودعبارت صحیح البخاری وصحیح المسلم است این برای یک عرب خیلی سخته که افرادی رو ازخانه بیرون کنه ایا این باایه ی شریفه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاتَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صوت النَّبِيِّ وَ لاتَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لاتَشْعُرُونَ (049 | حجرات - 2) كه ايمان آورده ايد! صداى خود را از صداى پيامبر بالاتر نبريد، و در برابر او بلند سخن مگوييد (و او را بلند صدا نزنيد) آن گونه كه بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى كنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى كه نمى دانيد ایااین اقایانی که امدند نسبت به پیغمبر نسبت هزیان دادند ونگذاشتند پیغمرنامه را بنویسد اصلاگیریم حرفی که ازجناب عمراست ان الرجل قدغلب الوجع بیماری پیامبرروفراگرفته وسخنانش فاقدارزشه ایامگرجناب ابوبکرزمانی که میمرد همین حال برایش اتفاق نیوفتاد مگرخودبزرگان اهل سنت نقل نمیکنند که ابوبکرداشت وصیت مینوشت جناب عثمان هم نویسنده ی وصیت بود ابی بکر بیهوش شد قبل ازاینکه نام کسی رو ببرد عثمان اونموقع ازقول ابوبکرنوشت وصی من عمربن خطاب است ابوبکربهوش امد به عثمان گفت کسی رو نوشتی عثمان گفت بله من احساس کردم وقتی که تو ازهوش رفتی دیگربهوش نخواهی امد نام عمررو نوشتم ابوبکرگفت خداتورارحمت کند خوب اونجاچراهیچکس نگفت ان رجل لیهجر یاقدغلب الوجع ابوبکردرحال غش وصیت نامه نوشت بعدمرگ ابوبکرعمرهمون نامه رواورد بین مردم گفت مردم ببینید این وصیت نامه ی جانشین پیغمبر است. جانشین معین کرده ومن جانشینش هستم .اگرمیخواید قضیه ی ازهوش رفتن ابوبکردرحال وصیت را ببینید میتوانید در تاریخ دمشق ابن عساکرج۳۹ص۱۸۶ وج۴۴ص۲۴۸تاریخ مدینه ج۲ص۶۶۸ تاریخ طبری ج۲ص۳۵۳تاریخ ابن خلدون ج۲ص۸۵و... مطالعه کنید. پیغمبراکرم دوتاسخن قبل ازمرگش گفت یک دفترویک قلمی به من بدیدبنویسم چیزی راکه شما رابرای همیشه بیمه کند اینجاگفتند که برپیامبرهوی غالب شده ازونطرف قضیه ی نمازخوندن ابوبکررو میگند یکی ازقوی ترین دلایل اهل سنت برای خلافت ابوبکرهمین نمازخواندن ابوبکر چطورزمانی که پیغمبر درحال بیماری دستورمیده که ابوبکرنمازبخوانه واینو میکوبنید که این دلیل خلافت ابوبکراست چرااینو نمیگید که بیماری برپیامبرغالب شده بوده؟ منتظرپاسخ های اهل تسنن ووهابیان هستم. لطفاپاسخ این سوال رو بگویند
صحیح البخاری ج۶ص۲۶۸۰حدیث۶۹۳۲
6932 - حدثنا إبراهيم بن موسى: أخبرنا هشام، عن معمر، عن الزُهري، عن عبيد الله بن عبد الله، عن ابن عباس قال:
لما حُضِرَ النبي صلى الله عليه وسلم قال، وفي البيت رجال فيهم عمر بن الخطاب، قال: (هلمَّ أكتب لكم كتاباً لن تضلوا بعده). قال عمر: إن النبي صلى الله عليه وسلم غلبه الوجع، وعندكم القرآن. فحسبنا كتاب الله. واختلف أهل البيت، اختصموا: فمنهم من يقول: قرِّبوا يكتب لكم رسول الله صلى الله عليه وسلم كتاباً لن تضلوا بعده، ومنهم من يقول ما قال عمر، فلما أكثروا اللغط والاختلاف عند النبي صلى الله عليه وسلم قال: (قوموا عني).
صحیح المسلم ج۳ص۱۲۵۹حدیث۱۶۳۷
وحدثني محمد بن رافع وعبد بن حميد (قال عبد: أخبرنا. وقال ابن رافع: حدثنا عبدالرزاق). أخبرنا معمر عن الزهري، عن عبيدالله بن عبدالله بن عتبة، عن ابن عباس، قال:
لما حضر رسول الله صلى الله عليه وسلم وفي البيت رجال فيهم عمر ابن الخطاب. فقال النبي صلى الله عليه وسلم (هلم أكتب لكم كتابا لا تضلون بعده). فقال عمر: إن رسول الله صلى الله عليه وسلم قد غلب عليه الوجع. وعندكم القرآن. حسبنا كتاب الله. فاختلف أهل البيت. فاختصموا. فمنهم من يقول: قربوا يكتب لكم رسول الله صلى الله عليه وسلم كتابا لن تضلوا بعده، ومنهم من يقول ما قال عمر. فلما أكثروا اللغو والاختلاف عند رسول الله صلى الله عليه وسلم، قال رسول الله صلى الله عليه وسلم (قوموا).
صفحه ی فیس بوکم :