جریان منع حدیث از رسوال خدا(ص)

سوال: جریان منع حدیث رسول خدا(ص) چیست؟

جواب: به دنبال انحرافهاى عمیقى که پس از رحلت پیامبر (ص) در جامعه اسلامى به وقوع پیوست، حادثه اسف انگیز دیگرى نیز رخ داد که آثار شوم و زیانبار آن مدتها بر جهان اسلام سنگینى مى کرد و آن عبارت از جلوگیرى از نقل و نوشتن و تدوین «حدیث» بود.
با آنکه حدیث و گفتار پیامبر (ص) بعد از قرآن مجید در درجه دوم اهمیت قرار گرفته است و پس از کتاب آسمانى بزرگترین منبع فرهنگ اسلامى به شمار مى رود، و اصولاً این دو، از هم قابل تفکیک نمى باشند، خلیفه اول و دوم به مخالفت با نقل وتدوین حدیث برخاستند و به بهانه هاى پوچ و بى اساس، و در واقع با انگیزه هاى سیاسى از هر گونه فعالیت مسلمانان در زمینه نقل و کتابت حدیث بشدت جلوگیرى نمودند.
ابوبکر گفت: از رسول خدا چیزى نقل نکنید و اگر کسى از شما درباره مسئله اى پرسید، بگویید کتاب خدا (قرآن) در میان ما و شما است، حلالش را حلال و حرامش را حرام بشمارید.(1)
خلیفه دوم براى جلوگیرى از نوشتن احادیث پیامبر (ص) طى بخشنامه اى به تمام مناطق اسلامى نوشت: «هر کس حدیثى از پیامبر (ص) نوشته، باید آن را از بین ببرد».(2)
وى تنها به صدور این بخشنامه اکتفا نکرد، بلکه به تمام یاران پیامبر (ص) و حافظان حدیث اکیداً هشدار داد که از نقل و کتابت حدیث خوددارى کنند!
«قرظه بن کعب»، یکى از یاران مشهور پیامبر، مى گوید: هنگامى که عمر ما را به سوى عراق روانه مى کرد، خود مقدارى با ما راه آمد و گفت: آیا مى دانید چرا شما را بدرقه کردم؟ گفتیم: لابد خلیفه براى احترام ما که یاران پیامبریم، قدم رنجه کرده اند! گفت: گذشته از احترام شما، براى این جهت شما را بدرقه نمودم که مطلبى را به شما توصیه کنم تا به پاس پیاده روى و بدرقه ام آن را انجام دهید.
آنگاه افزود: شما به منطقه اى مى روید که مردم آنجا، با زمزمه تلاوت قرآن، فضاى مسجد و محفل خود را پر کرده اند، توصیه من به شما این است که آن ها را به حال خود واگذارید و مردم را با احادیث، مشغول نسازید و با نقل حدیث، از خواندن قرآن باز ندارید، قرآن را پیراسته از هر سخن و حدیثى براى مردم بخوانید و از پیامبر (ص) کمتر حدیث به میان آورید، من نیز در این کار با شما همکارى خواهم کرد!
وقتى که «قرظه» به محل ماموریت خود وارد شد، به او گفتند: براى ما حدیث نقل کن. وى جواب داد: خلیفه ما را از نقل حدیث باز داشته است.(3)
عمر در دوران خلافتش یک بار تصمیم گرفت که احادیث پیامبر را بنویسد، آنگاه به منظور تظاهر به آزادى، موضوع را با مردم در میان نهاد و پس از یک ماه اندیشیدن، راه چاره را یافت و به مردم اعلام کرد: «امتهاى گذشته را به یاد آوردم که با نوشتن بعضى کتابها و توجه زیاد به آنها از کتاب آسمانى خود باز ماندند، لذا من هرگز کتاب خدا (قران) را با چیزى درهم نمى آمیزم».(4)
خلیفه در این باره تنها به سفارش و تاکید اکتفا نمى کرد، بلکه هر کس را که اقدام به نقل حدیثى مى نمود. بشدت مجازات مى کرد، چنانکه روزى به «ابن مسعود» و «ابودردأ» و «ابوذر»، که هر سه از شخصیتهاى بزرگ صدر اسلام بودند، گفت: این حدیث ها چیست که از پیامبر (ص) نقل مى کنید؟ و آنگاه آن ها را زندانى کرد، این سه تن تا هنگام مرگ عمر در زندان به سر مى بردند!.(5)
این گونه کیفرها و سختگیریها باعث شد که سایر مسلمانان نیز جرأت نقل و کتابت حدیث را نداشته باشند.(6)

پی نوشت ها:

(1) . شمس الدین ذهبى، تذکره الحفاظ، بیروت، دارالتراث العربى، ج 1، ص 3.
(2) . ابوریه، محمود، اضوأ على السنه المحمدیه، الطبعه الثانیه، مطبعه صور الحدیثه، ص 43 (من کان عنده شیئى فلیمحه).
(3) . شمس الدین ذهبى، همان ماخذ، ص 7 - عجاج الخطیب، محمد، السنه قبل التدوین، قاهره، دارالفکر، 1391 ه'.ق، ص 97 - ابن ماجه، سنن، بیروت، داراحیأ التراث العربى، ج 1، ص 12 - الحاکم النیشابورى، المستدرک على الصحیحین، بیروت، دارلمعرفه، ج 1، ص 102.
(4) . ابوریه، محمود، اضوأ على السنه المحمدیه، الطبعه الثانیه، مطبعه صور الحدیثه، ص 43 (من کان عنده شیئى فلیمحه). محمد بن سعد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر، ج 3، ص 287 - عسکرى، سید مرتضى، نگاهى به سرنوشت حدیث، تهران، انتشارات روزبه، 1353 ه'.ش، ص 23 - سیوطى، تدریب الراوى فى شرح تقریب النواوى، بیروت، دارالکتب العربى، 1409 ه'.ق، ج 2، ص 64.
(5) - الحاکم النیشابورى، المستدرک على الصحیحین، بیروت، دارلمعرفه، ج 1، ص .110 در تذکره الحفاظ (ج 1، ص 7) به جاى ابوذر، ابومسعود انصارى نام برده شده است.
(6) . گرد آوری از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوائی، ص 322.