مجبور بودن امام جواد(ع) بر ازدواج با ام فضل


 از آنجا که بى هیچ شکى، امام اهداف و مقاصد واقعى مأمون را از این گونه کارها مى دانست و نیز مى دانست که او همان کسى است که مرتکب جنایت بزرگ قتل پدرش امام رضا (ع) شده، به نظر مى رسد که موافقت امام با این ازدواج عمدتاً بر اثر فشارى بوده است که مأمون از پیش بر امام وارد کرده بوده است، زیرا ازدواجى اینچنین، تنها به مصلحت مأمون بوده است نه به مصلحت امام! نیز مى توان تصوّر کرد که نزدیکى امام به دربار مى توانست مانع ترور حضرت از طرف معتصم و عامل پیشگیرى از سرکوبى سران تشیّع و یاران برجسته امام توسط عوامل خلیفه باشد، و این، به یک معنا مى توانست شبیه قبول وزارت هارون از طرف على بن یقطین یعنى نفوذ در دربار خلافت به نفع جبهه تشیّع باشد.

«حسین مکارى»، یکى از یاران امام جواد، مى گوید: در بغداد خدمت امام جواد (ع) شرفیاب شدم و زندگیش را دیدم. در ذهنم خطور کرد که، «اینک که امام به این زندگى مرفّه رسیده است هرگز به وطن خود، مدینه، باز نخواهد گشت». امام لحظه اى سر به زیر افکند، آنگاه سر برداشت و در حالى که رنگش از اندوه زرد شده بود، فرمود: اى حسین! نان جوین و نمک خشن در حرم رسول خدا(ص) نزد من از آنچه مرا در آن مى بینى محبوبتر است.(1)
به همین جهت امام در بغداد نماند و با همسرش «ام الفضل» به مدینه بازگشت و تا سال 220 همچنان در مدینه مى زیست.(2)

پی نوشت:

(1) . راوندى،، الخرائج والجرائح، تصحیح و تعلیق: حاج شیخ اسداللهََ ربّانى، انتشارات مصطفوى، ج 1، ص 344 - مجلسى، بحار الأنوار، تهران، المکتبه الاسلامیه، 1395 ه'. ق، ج 50، ص 48 - قزوینى،، سید کاظم، الامام الجواد من المهد اًّلى اللحد، الطبعه الأولى، بیروت، مؤسسه البلاغ، 1408 ه'. ق، ص 152.
(2) . گرد آوری از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوائی، ص 558.