غنیمت های جنگ جمل

سؤال: غنیمت های جنگ جمل چه بود؟

جواب: در کتاب شرح نهج البلاغة آمده است: روایت کنندگان، اتّفاق نظر دارند که على(ع) آنچه از اسلحه، چارپا، اثاثیه و کالا در لشکرگاه جمل یافت، همه را برداشت و میان یارانش تقسیم کرد.

عده ای از یاران امام علی(ع) به وى گفتند: بصریان شکست خورده در جنگ را، میان ما تقسیم کن و آنان را بَرده قرار ده.
امام علی(ع) فرمود: «نه».
یاران امام(ع) گفتند: چگونه خون آنان براى ما حلال است و اسیر گرفتن آنان بر ما حرام؟
امیرالمومنین(ع) فرمود: «چگونه انسان هاى ناتوان در سرزمین هجرت و اسلام براى شما حلال باشند؟! فقط آنچه در لشکرگاه خویش بر ضدّ شما به کار گرفتند غنیمت است و براى شماست؛ و هر چه در خانه ها پنهان ساخته اند و درب بر رویش بسته اند، از آنِ  صاحبانش است و براى شما در آن، بهره اى نیست».
اما عده ای بر برده گرفتن بصریان شکست خورده در جنگ، اصرار ورزیدند، تا اینکه امام(ع) برای رد کردن خواسته هایشان فرمود: «عایشه را قرعه زنید، تا به نام هرکس در آمد، به وى دهم!». 
آنگاه اشخاصی که اصرار بر برده گرفتن، شکست خوردگان داشتند، گفتند: اى امیرمؤمنان! از خداوند  طلب آمرزش مى کنیم. و از خواسته شان دست برداشتند[1].
در کتاب شرح الأخبار هم آمده است: یاران على(علیه السلام) آنچه را اهل بصره براى پیکار با على (علیه السلام) به لشکرگاه خود آورده بودند، به غنیمت گرفتند؛ و متعرّض دیگر اموال آنان نشدند چرا که على(علیه السلام)جز آن مال ها، اموال کشتگان اهل بصره را براى ورثه شان باقى گذاشت[2].
مسعودی هم در کتاب مروج الذهب می نویسد: على(علیه السلام) آنچه از اسلحه، چارپا، اثاثیه و ابزار و دیگر چیزها در لشکرگاه جملیان یافت، برداشت و میان یاران خود تقسیم کرد و براى خود مانند دیگر افراد، پانصد درهم برداشت، و براى همه همراهانش، چه یاران و چه بستگان و فرزندان، چنین کرد.
بعد از تقسیم غنائم مردى از یارانش نزد وى آمد و گفت: اى امیرمؤمنان! من چیزى دریافت نکرده ام؛ چرا که عذری داشتم که مرا از حضور در هنگام گرفتن غنایم باز داشت.
على (علیه السلام) پانصد درهم خود را به وى بخشید[3].
و در کتاب جمل آمده است: على (علیه السلام) خود نیز مانند یکى از یارانش سهم برداشت. و در همان حال که به تقسیم اموالْ سرگرم بود، کسى آمد و گفت: اى امیر مؤمنان! نام من از دیوان تو افتاده است.
على(علیه السلام) سهم خود را به وى داد[4].
همچنین به نقل از ثورى از داوود بن ابى هند و او از ابو حرب بن ابو الأسود آمده است که ابو حرب گفت: در بصره، امر شگفتى دیدم. چون طلحه و زبیر به بصره رسیدند، نزد گروهى از بصریان فرستادند که من هم داخل آنان بودم. با طلحه و زبیر، وارد بیت المال شدیم. 
چون طلحه و زبیر اموال را دیدند، گفتند: این همان چیزی است که خدا و پیامبرش به ما وعده داده. و این آیه را خواندند: «وَعَدَکُمُ اللَّهُ مَغانِمَ کَثیرَةً تَأْخُذُونَها فَعَجَّلَ لَکُمْ هذِهِ وَ کَفَّ أَیْدِیَ النَّاسِ عَنْکُمْ وَ لِتَکُونَ آیَةً لِلْمُؤْمِنینَ وَ یَهْدِیَکُمْ صِراطاً مُسْتَقیما»؛[5] « خداوند غنایم فراوانى به شما وعده داده بود که آنها را به دست مى‏آورید، ولى این یکى را زودتر براى شما فراهم ساخت و دست تعدّى مردم را از شما بازداشت تا نشانه‏اى براى مؤمنان باشد و شما را به راه راست هدایت کند!»[6]. 
گفتند: ما به این اموال، از هرکس سزاوارتریم.
اما على بن ابى طالب(علیه السلام) بعد از پیروزی بر جملیان ما را فرا خواند و همراه او وارد بیت المال شدیم. 
علی(ع) وقتى اموال را دید، یک دست را بر دست دیگر زد و فرمود: «اى طلاهاى زرد! اى نقره هاى سفید! دیگرى را بفریبید» و از آنان روی گرداند. 
به خدا سوگند، نه بدانچه در آن جا بود، توجّهى کرد و نه در آنچه دیده بود، اندیشید؛ بلکه ثروت ها را نزد او چون خاکى بى ارزش یافتم. 
از گفتار (طلحه و زبیر) و از عمل کرد وى شگفت زده شدم! از این رو با خود گفتم: « طلحه و زبیر از کسانى اند که دنیا را مى خواهند، و علی(ع) از کسانى است که آخرت را مى جوید». 
و آنگاه علی(ع) همه اموال را به طور مساوى میان یارانش تقسیم نمود، جز پانصد درهم که براى خود، کنار گذاشت.
ناگاه مردى نزد او آمد وگفت: نامِ من از دیوان تو افتاده است.
علی(ع) فرمود: «پانصد درهم من را به وى دهید».
سپس فرمود: «سپاسْ خداوندى را که چیزى از این ثروت را به من نداد و آن را بر مسلمانان فراوان نمود»[7].
آنگاه پس از تقسیم بیت المال براى سخنرانى برخاست و خداوند متعال را حمد کرد و بر او ثنا گفت و بر محمّد و خاندانش درود فرستاد. سپس فرمود: « اى مردم! خدا را بر نعمت هایش سپاس مى گویم. اینک طلحه و زبیر کشته شدند و عایشه، شکست خورد. 
به خدا سوگند، عایشه باید در خانه اش مسکن مى گزید که خداوند، جهاد را بر او واجب نساخته است. نخستین خطاى او همین است.به خدا سوگند، او براى جملیان، شوم تر از ماده شتر سرزمین حِجْر[8] بود... . جملیان براى بر پا داشتن باطل آمدند و ستمگرانه بازگشتند. 
ما بر حقّیم و آنان (دشمنان) بر باطل اند، و خداوند به زودى ما و آنها را در روز قیامت، جمع مى کند. اینک براى خودم و شما طلب آمرزش مى کنم»[9].[10

منابع
[1] . شرح نهج البلاغة: ج 1، ص 250؛ و الإمامة والسیاسة: ج 1، ص 97 .
[2] . شرح الأخبار: ج 1؛ ص 389؛ ح 331 .
[3] . مروج الذهب: ج 2؛ ص 380؛ و الأخبار الطوال: ص 211.
[4] . الجمل: ص 400.
[5] . سوره فتح: آیه 20.
[6] . ترجمه آیت الله العظمی مکارم.
[7] . الجمل: ص 400؛ مروج الذهب: ج 2، ص 380؛ شرح نهج البلاغة : ج 1، ص 249؛ و ج 9، ص 322.
[8] . اشاره به ناقه صالح دارد و حِجر، نام منطقه ثمود است که در میان راه مدینه و شام قرار دارد (معجم البلدان: ج 2، ص 221) .
[9] . الجمل: ص 402.
[10] . محمد محمدی ری شهری: دانش نامه امیرالمومنین؛ ج5، ص 259.