این مقاله برگرفته ازنوشته های استادشهیدمطهری است وبنده فقط ازایشان نقل میکنم:


يكی از مسائلی كه در بحث " عدل الهی " مورد گفتگو قرار ميگيرد مسأله

" اعمال خير غير مسلمانان " است .

امروز اين سؤال در ميان طبقات مختلف از جاهل و عالم ، و بيسواد و تحصيلكرده

 مطرح است كه آيا كارهای خير افراد غيرمسلمان مقبول است يا غير مقبول ، 

اگر مقبول است پس چه فرق ميكند كه انسان مسلمان باشد يا نباشد ، عمده 

اين است كه در دنيا كار خير بكند ، فرضا مسلمان نبود و يا هيچ دينی نداشت

 زيانی نكرده است ، و اگر غير مقبول است و يكسره پوچ و باطل است و

 اجر و پاداشی نزد خدا ندارد با عدل الهی چگونه سازگار است ؟

عين اين پرسش از نظر تشيع در دائره اسلام ميتواند مطرح شود :

 آيا عمل مسلمان غير شيعه مقبول در گاه الهی است يا پوچ و باطل است ؟ 

اگر مقبول درگاه الهی است پس چه فرق ميكند انسان مسلمان شيعه باشد يا 

مسلمان غيرشيعه ، عمده اين است كه انسان مسلمان باشد ، فرضا شيعه نبود و 

ولايت اهل البيت را نداشت زيانی نكرده است ، و اگر مقبول نيست با عدل الهیچگونه

 سازگار است ؟

در گذشته ، اين مسأله فقط در ميان فلاسفه و در كتب فلسفی مورد بحث و گفتگو 

واقع ميشد ولی در زمان ما به ميان همه طبقات كشيده شده است ،كمتر كسی را 

ميتوان يافت كه لااقل در ذهن خود و برای خود اين مسأله راطرح نكند .

فلاسفه الهی از اين ديدگاه بحث ميكردند كه اگر بنا شود همه مردمی كه از

دين خارجند اهل شقاء و عذاب الهی باشند لازم ميآيد كه در نظام هستی غلبه

با شر و قسر باشد ، در حالی كه اين مطلب از اصول قاطع و مسلم است كه

اصالت و غلبه برای سعادتها و خيرهاست نه برای بدبختيها و شرور .

بشر ، گل سرسبد آفرينش است ، همه چيز ديگر برای خاطر او ( البته به

مفهوم صحيحی كه حكيمان از اين مطلب درك ميكنند نه به مفهومی كه معمولا

كوته نظران ميانديشند ) خلق شده است . اگر بنا باشد كه بشر خودش برای

دوزخ آفريده شده باشد يعنی مال اكثريت انسانها دوزخ باشد پس بايد

اعتراف كرد كه خشم خدا بر رحمتش ميچربد ، زيرا اكثريت مردم از دين حق

بيگانه هستند ، تازه آنها هم كه به دين حق مشرفند ، از لحاظ عمل دچار

ضلالت و انحرافند . اين بود طرح بحث در نزد فيلسوفان .

قريب نيم قرن است كه بر اثر سهولت ارتباطات ميان ملل مسلمان و

غيرمسلمان و ازدياد وسائل ارتباطی و بالا رفتن ميزان مراوده ملتها با

يكديگر ، اين مسأله در ميان عموم طبقات ، خصوصا طبقه به اصطلاح روشنفكر

مورد پرسش و گفتگو است كه آيا شرط حتمی قبول شدن اعمال صالح ، اسلام و

ايمان است ؟

اينها وقتی كه در زندگی بعضی از مخترعين و مكتشفين بشر در عصر اخير كه

مسلمان نيستند ولی خدمات بسيار ارزندهای به بشريت كردهاند ، مطالعه

ميكنند و آنها را لايق پاداش مييابند و از طرف ديگر قبلا چنين

ميانديشيدهاند كه عمل غير مسلمان مطلقا هبا و هدر است ، سخت دچار ترديد

و اضطراب ميگردند . بدين ترتيب مسألهای كه سالها در قلمروی خاص

فيلسوفان بود به ميان محافل عامه مردم پا گذاشت و به صورت اشكالی در

مسأله عدل الهی درآمد .

البته اين اشكال مستقيما مربوط به عدل الهی نيست ، اين اشكال مربوط به

ديد اسلام درباره انسان و اعمال انسان است و از اين نظر با عدل الهی

مربوط ميگردد كه به نظر ميرسد اينگونه ديد و اظهار نظر درباره انسان و

اعمال او و معامله حق متعال با او بر خلاف موازين عدل الهی است .

من در تماسهايی كه با جوانان و دانشجويان داشته و دارم با طرح اين

پرسش زياد روبرو شدهام ، گاهی ميپرسند آيا مخترعين و مكتشفين بزرگ با

اينهمه خدمات شايانی كه نسبت به بشريت انجام دادهاند به جهنم ميروند ؟

آيا پاستور و اديسون و امثالشان جهنمی هستند و مقدسين بيكارهای كه عمری

را به بطالت در گوشه مسجد بسر بردهاند بهشتی هستند ؟ آيا خدا بهشت را

فقط برای ما شيعه ها ساخته است ؟

برای ورودبه قسمت دوم مقاله اینجاراکلیک نمایید