اعمال خير غير مسلمانان قسمت اول
این مقاله برگرفته ازنوشته های استادشهیدمطهری است وبنده فقط ازایشان نقل میکنم:
يكی از مسائلی كه در بحث " عدل الهی " مورد گفتگو قرار ميگيرد مسأله
" اعمال خير غير مسلمانان " است .
امروز اين سؤال در ميان طبقات مختلف از جاهل و عالم ، و بيسواد و تحصيلكرده
مطرح است كه آيا كارهای خير افراد غيرمسلمان مقبول است يا غير مقبول ،
اگر مقبول است پس چه فرق ميكند كه انسان مسلمان باشد يا نباشد ، عمده
اين است كه در دنيا كار خير بكند ، فرضا مسلمان نبود و يا هيچ دينی نداشت
زيانی نكرده است ، و اگر غير مقبول است و يكسره پوچ و باطل است و
اجر و پاداشی نزد خدا ندارد با عدل الهی چگونه سازگار است ؟
عين اين پرسش از نظر تشيع در دائره اسلام ميتواند مطرح شود :
آيا عمل مسلمان غير شيعه مقبول در گاه الهی است يا پوچ و باطل است ؟
اگر مقبول درگاه الهی است پس چه فرق ميكند انسان مسلمان شيعه باشد يا
مسلمان غيرشيعه ، عمده اين است كه انسان مسلمان باشد ، فرضا شيعه نبود و
ولايت اهل البيت را نداشت زيانی نكرده است ، و اگر مقبول نيست با عدل الهیچگونه
سازگار است ؟
در گذشته ، اين مسأله فقط در ميان فلاسفه و در كتب فلسفی مورد بحث و گفتگو
واقع ميشد ولی در زمان ما به ميان همه طبقات كشيده شده است ،كمتر كسی را
ميتوان يافت كه لااقل در ذهن خود و برای خود اين مسأله راطرح نكند .
فلاسفه الهی از اين ديدگاه بحث ميكردند كه اگر بنا شود همه مردمی كه از
دين خارجند اهل شقاء و عذاب الهی باشند لازم ميآيد كه در نظام هستی غلبه
با شر و قسر باشد ، در حالی كه اين مطلب از اصول قاطع و مسلم است كه
اصالت و غلبه برای سعادتها و خيرهاست نه برای بدبختيها و شرور .
بشر ، گل سرسبد آفرينش است ، همه چيز ديگر برای خاطر او ( البته به
مفهوم صحيحی كه حكيمان از اين مطلب درك ميكنند نه به مفهومی كه معمولا
كوته نظران ميانديشند ) خلق شده است . اگر بنا باشد كه بشر خودش برای
دوزخ آفريده شده باشد يعنی مال اكثريت انسانها دوزخ باشد پس بايد
اعتراف كرد كه خشم خدا بر رحمتش ميچربد ، زيرا اكثريت مردم از دين حق
بيگانه هستند ، تازه آنها هم كه به دين حق مشرفند ، از لحاظ عمل دچار
ضلالت و انحرافند . اين بود طرح بحث در نزد فيلسوفان .
قريب نيم قرن است كه بر اثر سهولت ارتباطات ميان ملل مسلمان و
غيرمسلمان و ازدياد وسائل ارتباطی و بالا رفتن ميزان مراوده ملتها با
يكديگر ، اين مسأله در ميان عموم طبقات ، خصوصا طبقه به اصطلاح روشنفكر
مورد پرسش و گفتگو است كه آيا شرط حتمی قبول شدن اعمال صالح ، اسلام و
ايمان است ؟
اينها وقتی كه در زندگی بعضی از مخترعين و مكتشفين بشر در عصر اخير كه
مسلمان نيستند ولی خدمات بسيار ارزندهای به بشريت كردهاند ، مطالعه
ميكنند و آنها را لايق پاداش مييابند و از طرف ديگر قبلا چنين
ميانديشيدهاند كه عمل غير مسلمان مطلقا هبا و هدر است ، سخت دچار ترديد
و اضطراب ميگردند . بدين ترتيب مسألهای كه سالها در قلمروی خاص
فيلسوفان بود به ميان محافل عامه مردم پا گذاشت و به صورت اشكالی در
مسأله عدل الهی درآمد .
البته اين اشكال مستقيما مربوط به عدل الهی نيست ، اين اشكال مربوط به
ديد اسلام درباره انسان و اعمال انسان است و از اين نظر با عدل الهی
مربوط ميگردد كه به نظر ميرسد اينگونه ديد و اظهار نظر درباره انسان و
اعمال او و معامله حق متعال با او بر خلاف موازين عدل الهی است .
من در تماسهايی كه با جوانان و دانشجويان داشته و دارم با طرح اين
پرسش زياد روبرو شدهام ، گاهی ميپرسند آيا مخترعين و مكتشفين بزرگ با
اينهمه خدمات شايانی كه نسبت به بشريت انجام دادهاند به جهنم ميروند ؟
آيا پاستور و اديسون و امثالشان جهنمی هستند و مقدسين بيكارهای كه عمری
را به بطالت در گوشه مسجد بسر بردهاند بهشتی هستند ؟ آيا خدا بهشت را
فقط برای ما شيعه ها ساخته است ؟
برای ورودبه قسمت دوم مقاله اینجاراکلیک نمایید
صفحه ی فیس بوکم :