سند روایت أبى الهیّاج

سؤال: آیا روایت أبى الهیّاج از نظر سند معتبر است؟


جواب: روایت «أبى الهیّاج» به نقل صحیح مسلم چنین است:
«یحیى بن یحیى و ابوبکر بن ابى شیبه و زهیر بن حرب نقل کرده اند از وکیع از سفیان از حبیب بن ابى ثابت از أبى الهیّاج أسدى که على بن ابیطالب(علیه السلام) به من فرمود:
آیا تو را بر نینگیزم به کارى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مرا بدان بر انگیخت؟ این که هیچ تمثالى را باقى نگذارى مگر این که آنرا نابود سازى و هیچ قبر بر آمده اى را باقى نگذارى مگر اینکه آنرا مساوى و مسطّح قرار دهى»(1)
در سند روایت نام چند راوى دیده مى شود که باید بررسى شوند، از جمله: وکیع، سفیان ثورى، حبیب بن ابى ثابت و ابو وائل اسدى. چهار نفر فوق در منابع حدیثى و رجالى اهل سنت مورد جرح و ذمّ قرار گرفته اند. «ابن حجر عسقلانى» درباره «وکیع» از احمد بن حنبل چنین نقل مى کند:
 «اَنَّه أخْطَأَ فى خَمْسْمِائَتِ حدیث»(2). وکیع در پانصد مورد نقل حدیث اشتباه و خطا کرده است و نیز از «محمد بن نصر المروزى» نقل مى کند که گفته است:
«وکیع حدیث را تا انتها از حفظ مى خواند و الفاظ حدیث را تغییر مى داد و گویا نقل به معنا میکرد(و عین الفاظ را بیان نمى کرد) و از اهل زبان عربى نبود»(3)
درباره سفیان ثورى نیز از «ابن مبارک» نقل مى کند که مى گوید:
«حَدَّثَ سُفیان بِحَدیث، فَجِئْتُهُ وَهُوَ یُدَلِّسُهُ، فَلَمّا رَآنى اءسْتَحْیى »(4)
سفیان، حدیثى را نقل مى کرد، پس من نزد او آمدم و (مشاهده کردم که او) در حدیث تدلیس مى کرد، پس هنگامى که مرا دید، حیا کرد و شرمنده شد.
هم چنین در ضمن شرح محال یحیى القطّان چنین نقل کرده است: «ابوبکر گوید: از یحیى شنیدم که میگفت: سفیان ثورى تلاش کرد که مردى غیر مثوق و ضعیف را بر من تدلیس (وثقه معرفى) کند امّا نتوانست»(5). در مورد «حبیب بن ابى ثابت» از «ابن حبان» نقل مى کند که: «حبیب در احادیث، تدلیس مى کرد»(6)
در مورد ابن وائل نیز سید محسن امین مى گوید: «ابن وائل از راه على(علیه السلام) انحراف پیدا کرد و کینه او را در دل داشت و (منافق بود، زیرا) رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: اى على! تو را دوست نمى دارد مگر شخص مؤمن و دشمن نمى دارد مگر منافق.
ابن ابى لحدید در شرح نهج البلاغه مى گوید: یکى از منحرفین از على(علیه السلام) ابو وائل برادر ابن سلمى است که طرفدار عثمان بود و درباره على(علیه السلام) بد گوئى مى کرد و گفته مى شود که او بر رأى خوارج بود»(7)چنین فردى حتى اگر از نظر خود برگشته باشد، در زمینه نقل حدیث مورد اعتماد نخواهد بود. مؤلف کشف الاءرتیاب، درباره ابى الهیّاج که راوى حدیث است چنین مى گوید: «سیرطى در شرح سنن نسائى مى گوید: ابى الهیّاج در تمام ککتب حدیث تنها همین یک حدیث را دارد»(8)
و شخصى که تنها یک حدیث نقل کرده است در زمینه نقل حدیث مورد اعتنا نخواهد بود.
اکنون قضاوت در مورد سند حدیث را به خواننده واگذار مى کنیم!
 

 

1.صحیح مسلم النروى 7/36
2.تهذیب التهذیب 11/125 (حروف واو)
3.همان ص 130 ـ 131
4.هان، جلد 4، ص 115

5.همان، ج 11، ص 218
6.همان، ج2، ص 179
7.همان، ص 293
8.همان ،ص 294