سؤال: آیا فاطمه زهرا(س) از ارث بردن پدرش محروم شد؟

جواب: بسیارى از علماى اهل سنت مانند: ثعلبى در تفسیر کشف البیان، و جلال الدین سیوطى در جلد چهارم درّالمنثور[1]. و نیز شیخ سلیمان بلخى حنفى و بسیارى دیگر نقل کرده ‏اند و می گویند بعد از آنکه آیه شریفه: « وَآتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ.» [2]یعنی حقوق خویشان و ارحام خود را ادا کن». نازل شد؛ پیامبر ( صلى الله علیه و آله) فاطمه (علیها السلام) را خواست و فرمود: «خداوند به من امر نموده که فدک را به تو واگذار کنم».[3] و بلافاصله در همان مجلس فدک را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. و تا زمانى که پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) در قید حیات بود، فدک در تصرف فاطمه (س) بود.[4] 

ولی بعد از ارتحال پیامبر(ص)، مامورین خلیفه اول- ابوبکر- فدک را از تصرف مستاجرین فاطمه (س) در آورده و مصادره نمودند. ابوبکر که به حدیث ساختگى «ما جماعت پیامبران چیزى را ارث قرار نمى‏ دهیم و هر چه از ما بماند، صدقه‏ایى است که به امت تعلق خواهد داشت». استناد ‏جست[5]. لکن دقت نداشت که: اولًا فدک هبه‏ اى بوده است که به دستور پروردگار در زمان حیات پیامبر (ص) به فاطمه (علیها السلام) واگذار شده است. زیرا لازمه ارث بودن، آن است که بعد از وفات پیامبر به او رسیده باشد. 
ثانیاً از آنجایى که همه پیامبران و انبیاى عظام، ارث و وارث داشته و ورثه آن‏ها پس از فوتشان ماتر کشان را تصرف نموده‏اند؛ از قبیل آیه شریفه: « وَوَرِثَ سُلَیْمَانْ داوُودَ»[6]؛ سلیمان از داوود ارث برد. و آیه شریفه: « فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ»[7]؛ «خداوند از لطف خویش فرزند صالح و جانشینى شایسته به من عطا کرد که وارث من و همه آل یعقوب باشد» و نیز آیه: « وَزَکَرِیَّا إِذْ نادى‏ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَأَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَوَهَبْنا لَهُ یَحْیى»‏[8]؛ «هنگامى که زکریا خدا را صدا زد: بار الها! مرا تنها نگذار و به من فرزندى عطا نما تا وارث من باشد که تو بهترین وارث اهل عالم هستى. ما هم دعاى او را مستجاب و به او یحیى را عطا نمودیم». و آیه 76 سوره انفال، آیه 12 سوره نسا و آیه 176 سوره بقره. در مى‏یابیم که این حدیث، کاملًا ساختگى، مجعول و در تعارض آشکار با آیات قرآن مجید است.[9]
به استناد همین آیات قرآن حضرت زهرا(س) خطاب به ابو بکر فرمود: « اى ابوبکر! کدام قانون مرا از ارث پدر محروم کرده، آیا در کتاب خدا آمده است که تو از پدرت ارث ببرى و من از ارث پدر محروم باشم.[10] 
ابوبکر که با سلاح اسلام و دفاع از حقوق مسلمانان دنبال مفرى مى‏گشت گفت: فدک متعلق به همه مسلمانان است و اگر فاطمه (علیها السلام) شاهد بیاورد آن را به او پس خواهم داد. در غیر این صورت محروم است. امام على علیه السلام گفت: «چرا درباره ما متفاوت از بقیه مسلمانان حکم مى‏ کنى؟ حال آن‏که مدعى باید شاهد بیاورد و مدعى علیه باید فقط سوگند یاد کند. اینک تو بر خلاف دستور پیامبر(ص) از فاطمه (علیها السلام) شاهد مى‏خواهى؟! مگر عمل و قول خود فاطمه (علیها السلام) به عنوان یکى از اصحاب کسا که مشمول آیه تطهیر است حق نمى ‏باشد؟».[11]
ابن ابى‏ الحدید مى‏ نویسد: ابوبکر بالاى منبر رفت و در مورد حضرت فاطمه (س) سخنش را اینگونه آغاز کرد: « او روباهى است که شاهدش دمش مى‏ باشد. او ماجراجو و بر پا کننده فتنه و فساد است که فتنه‏ هاى بزرگ را کوچک نشان مى‏ دهد، و مردم را به فساد و فتنه ترغیب و تشویق مى‏ کند. او از زنانى چون ام‏طحال زانیه کمک و یارى مى‏طلبد»[12]. 
حال این سخن ابوبکر را در کنار حدیثى بگذارید که احمد حنبل در مسندش و سلیمان قندوزى در ینابیع الموده آورده‏اند که: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «فاطمه پاره تن من، نور چشم من، میوه دل من و روح من است که بین دو پهلوى من قرار دارد. و هر کس او را بیازارد مرا آزرده است. هر کس فاطمه را به غضب آورد مرا به غضب در آورده است. و هر کس او را اذیت کند مرا اذیت کرده و کسى که مرا اذیت کند خدا را اذیت نموده است.[13]» 
و نیز ابن حجر مکى نیز در صواعق و ابو العرفان الصبان در اسعاف الراغبین از رسول اللَّه صلى الله علیه و آله آورده‏اند که فرمود: «اى فاطمه! به درستى که خداوند از غضب تو غضبناک و از رضاى تو خرسند مى‏ گردد»[14].
***

منابع
[1] - درّ المنثور، ج 4، ص 177.
[2] - اسراء: آیه 26.
[3] - فقه القرآن، ج 1، ص 248. تفسیر صافى، ج 3، ص 186، تفسیر نور الثقلین، ج 5، ص 276؛ شبهاى پیشاور، ص 633« إنّ اللَّه أمرنی‏أن ادفع إلیک فدکاً».
[4] - فصلنامه «میقات حج»، ج‏34، ص: 154. شبهاى پیشاور، ص: 146.
[5] - فتح البارى، ج 12، ص 6.
[6] - نمل، آیه: 16.
[7] - مریم، آیه: 6.
[8] - سوره انبیا: آیه 89.
[9] - شبهاى پیشاور، ص: 147
[10] - شرح منهاج الکرامة فى معرفة الامامة، ج‏2، ص: 75.
[11] - شبهاى پیشاور، ص: 148
[12] - شرح نهج البلاغه ابن ابى‏الحدید، ج 16، ص 215؛ فدک فى التاریخ، ص 67؛ سقیفة و فدک، ص 104.
[13] - سنن الکبرى، ج 5، ص 97؛ معجم الکبیر، ج 22، ص 404؛ مناقب آل ابى‏طالب، ج 3، ص 112؛ نظم دررالمسمطین، ص 176؛ شبهاى پیشاور، ص 701« فاطمة بضعة منّی و هی نور عینی و هی ثمرة فؤادی و هی روحی التی بین جنبی مَنْ آذاها فَقَد آذانی وَ مَنْ آذانی فَقَد آذَى اللَّه وَ مَنْ أغْضَبَها فَقَدْ أَغْضَبنی یؤذینی ما آذاها».
[14] - تاریخ مدینه دمشق، ج 3، ص 156؛ ینابیع المودة لذوى القربى، ج 2، ص 132 و 464؛ شبهاى پیشاور، ص 702« یا فاطمة إنّ اللَّه عزّ و جلّ یغضب لغضبک و یرضى لرضاک». مستدرک حاکم، اصابه عسقلانى، ج 4، ص 375