سؤال: آیا عایشه و حفصه از برپایی جنگ جمل ابراز خوشحالی کردند؟جواب: در کتاب شرح نهج البلاغةـ به نقل از ابو مخنف ـ آمده است: وقتى على(علیه السلام) به سر زمین ذوقار رسید، عایشه براى حفصه دختر عمر، چنین نامه نوشت: پس از حمد و سپاس خداوند؛ تو را خبر مى دهم که على به ذوقار آمده است و چون خبر جمعیت و نیروى ما بدو رسیده، با ترس و وحشت در آن جا اقامت گزیده، واین جای بس خوشحالی است. او به سان اسب سرخْ موى است. که اگر جلو آید، پى شود و اگر عقب نشیند، کشته شود.
وقتی نامه به حفصه رسید، وی کنیزان خود را فراخواند تا برایش بخوانند و دف زنند و به آنان دستور داد که در آوازه خوانى خود، این اشعار را بخوانند:
چه خبر؟              چه خبر؟
على در سفر است مانند اسب سرخْ مو
اگر جلو رود، پى شود  و اگر عقب نشیند، کشته شود.
و دختران طُلَقا[1] چون این آواز خوانی را شنیدند، نزد حفصه آمدند و براى شنیدن این آوازه خوانى اجتماع کردند.
و چون امّ کلثوم دختر على(علیه السلام) این خبر- آواز خوانی- به او رسید، چادر به سر کرد و به همراه زنان صحابه، به طور ناشناس، نزد آنان رفت. سپس صورت خود را آشکار کرد. چون حفصه او را شناخت، خجالت کشید و «إنّا لله وإنّا إلیه راجعون» بر زبان راند. امّ کلثوم به او گفت: اگر شما دو تن (عایشه و حفصه) امروز علیه على(ع) همدست شده اید، در گذشته نیز علیه برادرش (پیامبر خدا) همدست شدید که خداوند درباره شما آیه: « إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْریلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمَلائِکَةُ بَعْدَ ذلِکَ ظَهیر»[2] « اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او( پیامبر) دست به دست هم دهید، (کارى از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند»[3]را نازل کرد.
(این آیه خطاب توبیخ ‏آمیز به حفصه و عایشه نموده مبنى بر اینکه در اثر افشاء سرى که خیانت بساحت رسول خدا(صلّى اللّه علیه و آله) است، باید در مقام توبه و عذرخواهى برآیند[4].)
آنگاه حفصه از خجالت گفت: بس کن، خدایت رحمت کند! و دستور داد تا نامه را آوردند و پاره کرد و به درگاه خداوند، استغفار نمود[5].
ابن اثیر در کتاب «الکامل فى التاریخ» می نویسد: زنان پیغمبر(ص) به همراه عایشه برای برپایی عمره به مکه رفته بودند آنها می خواستند متفقا به مدینه برگردند ولی چون عایشه تصمیم به رفتن بصره- برای بر پایی جنگ جمل – را گرفت آنها از متابعت وى منصرف شدند و او را همراهی نکردند، فقط حفصه دختر عمر - ابراز خوشحالی کرد و- خواست با آنها همراه شود که عبد الله برادرش او را از آن تصمیم باز داشت[6]. 
 در کتاب تاریخ ابن خلدون آمده است: زنان پیامبر(ص) - در ماجرای جنگ جمل- عایشه را همراهى نکردند و حتی او را از رفتن هم منع کردند. ولی تنها حفصه – ابراز خوشحالی کرد و- خواست با او برود ولى برادرش، عبد الله بن عمر او را منع نمود. آنگاه ابن عامر و یعلى بن منیه با مال و مرکب‏هایى که آورده بودند عایشه را یارى و همراهى کردند[7].

منابع
[1] - آنانى که در اسلام ، اسیر شدند و سپس توسّط پیامبر(صلى الله علیه وآله) بخشیده و آزاد شدند . (م)
[2]- سوره تحریم: آیه 4.
[3]- ترجمه: آیت الله مکارم.
[4]-  انوار درخشان، ج‏16، ص: 451.
[5] - شرح نهج البلاغة : ج 14 ص 13 ؛ بحار الأنوار: ج 32 ص 90 وراجع الجمل : ص 276 .
[6] - الکامل/ ترجمه، ج‏9،ص:346.
[7] - تاریخ‏ابن‏خلدون/ترجمه‏متن،ج‏1،ص:596.