نماز کلمه ای پارسی برای تشکر از خالق(پس چرا نماز رابایدبه عربی بخوانیم؟)
نماز کلمه ای پارسی برای تشکر از خالق(پس چرا عربی؟)
چرا نماز بخوانیم؟
ما در کارهای خود و در ارتباطات اجتماعی معمول خود وقتی کسی به ما لطفی می کند و یا کاری رو انجام می دهد از او تشکر می کنیم از پدر و مادر گرفته تا راننده تاکسی که ما رو به مقصد رسانده است.نماز هم نوعی تشکر و همان نشان دهنده ادب و توجه ما به فرد مخاطب هست.
چرا نماز را به عربی بخوانیم؟
ما که پارسی زبان هستیم چرا نماز را به زبان دیگری بخوانیم؟
اولین نکته وحدت و یکپارچگی است بین مسلمنان است که همه به زیان واحد بخوانند و اگر در کنار هم نماز خواندند به صورت واحد باشند و دوم غنای زبان عربی است که از دو جهت لحن و اعراب معنای دقیقتری رو ارائه می دهد و :
1) خواندن نماز به زبان عربی یکی از نشانه های جهانی بودن اسلام است .
2( غناي معنايي زبان عربي نسبت به زبانهاي ديگر بسيار بيشتر است بطوري كه با بررسي هاي انجام شده بسياري از مفاهيم موجود در الفاظ قرآن درهيچ زباني معادل ندارند. جالب آن است كه با تحقيقات كارشناسان ترجمه هاي قرآني تاكنون عبارت »بسم الله الرحمن الرحيم «به هيچ زباني ترجمه درست نشده و ترجمه آن از طريق معادل گذاري و بدون تكيه بر تفسير اصلا ممكن نيست.
3) زبان و عبارات و جهت و افعال واحد در نماز به مسلمانان در سراسر جهان نوعي وحدت هدف و يكرنگي و همساني ويژه مي بخشد كه بسيار در جهت وحدت اسلامي ضروري و مفيد است .
4)عربي بودن نماز انس مسلمين با زبان دين و كتابشان را بيشتر مي سازد و در نتيجه زمينه ساز آشنايي بيشتر باتعاليم وفرهنگ ديني شان مي باشد .
5)وحدت زبان ضامن حفظ و مصونيت اين عبادت بزرگ از تحريف و آميختگي با خرافات است .
6) اگر در زمان حج در مکه باشیم و نماز جماعتی را که صد ها هزار نفر از نژاد ها و ملیتهای مختلف از سراسر جهان در آن شرکت می کنند و همه با هم می گویند "الله اکبر" را مشاهده کنیم ، آنگاه به عظمت و عمق این دستور آشنا می شویم که اگر هر یک ، این جمله ی روح پرور یا سایر اذکار نماز را به زبان محلی خود می گفت هرج و مرج زشتی در آن روی می داد.
7) واجب است نماز به زبان عربی خوانده شود تا بدین وسیله اشتراک و انسجام زبانی و انتقال پویایی فرهنگی در طی قرون مختلف استمرار یابد و از آسیب التقاط و زوال فرهنگ دینی جلوگیری شود.
8).قرآن از نظر لطافت و زيبايي نيز اعجاز آميز و بديل ناپذير است و از همين رو جاذبه نيرومند و خارق العاده اي دارد.
ساواري در مقدمه ترجمه قرآن به زبان فرانسوي مي نويسد:
«قرآن داراي تأثيري خاص و جاذبه اي ويژه است كه مانند آن براي هيچ يك از كتاب ها نيست.»
بنابراين اگر مشكل معادل گزاري براي معاني بلند قرآن كه در نماز قرائت مي شود به گونه اي قابل حل باشد، اما لطافت و زيبايي آسماني قرآن با هيچ ترجمه بشري فراچنگ آمدني نيست
خاطره استاد دكتر محمد جواد شريعت با مرحوم آيت الله حاج آقا رحيم ارباب اصفهاني را در رابطه با راز عربي بودن نمازتقديم خوانندگان مي كنيم:
سال يكهزار و سيصدو سي و دو شمسي بود من و عده اي از جوانان پرشورآن روزگار، پس ازتبادل نظر و مشاجره، به اين نتيجه رسيده بوديم كه چه دليلي دارد نمازرا به عربي بخوانيم؟ چرا نماز را به زبان فارسي نخوانيم؟ عاقبت تصميم گرفتيم نمازرا به زبان فارسي بخوانيم و همين كار را هم كرديم. والدين كم كم از اين موضوع آگاهي يافتند و به فكر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظربا يكديگر، تصميم گرفتند با نصيحت ما را از اين كار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهي ديگر برگزينند، چون پند دادن آن ها مؤثر نيفتاد، ما را نزد يكي از روحانيان آن زمان بردند. آن روحاني وقتي فهميد ما به زبان فارسي نماز مي خوانيم، به شيوه اي اهانت آميز نجس و كافرمان خواند. اين عمل او ما را در كارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت يكي از پدران، والدين ديگر افراد را به اين فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آيت الله حاج آقا رحيم ارباب ببرند و اين فكر مورد تأييد قرار گرفت. آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وي در ميان نهادند، او دستور داد در وقتي معيّن ما را خدمتش رهنمون شوند .در روز موعود ما راكه تقريباً پانزده نفر بوديم، به محضرمبارك ايشان بردند، در همان لحظه اول، چهره نوراني و خندان وي ما را مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غيرازديگران يافتيم و دانستيم كه با شخصيتي استثنايي روبرو هستيم. آقا در آغاز دستور پذيرايي از همه مارا صادر فرمود. سپس به والدين ما فرمود: شما كه به فارسي نماز نمي خوانيد، فعلاً تشريف ببريد و ما را با فرزندانتان تنها بگذاريد. وقتي آن ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما يكي يكي خودتان را معرفي كنيد و بگوييد در چه سطح تحصيلي و چه رشته اي درس مي خوانيد، آنگاه به تناسب رشته و كلاس ما، پرسش هاي علمي مطرح كرد و از درس هايي مانند جبر و مثلثات و فيزيك و شيمي و علوم طبيعي مسائلي پرسيد كه پاسخ اغلب آن ها از توان ما بيرون بود. هر كس از عهده پاسخ برنمي آمد، با اظهار لطف وي و پاسخ درست پرسش روبرو مي شد. پس از آن كه همه ما را خلع سلاح كرد، فرمود: والدين شما نگران شده اند كه شما نمازتان را به فارسي مي خوانيد، آن ها نمي دانند من كساني را مي شناسم كه _ نعوذبالله _ اصلاً نماز نمي خوانند، شما جوانان پاك اعتقادي هستيد كه هم اهل دين هستيد و هم اهل همت، من در جواني مي خواستم مثل شما نماز را به فارسي بخوانم؛ ولي مشكلاتي پيش آمد كه نتوانستم. اكنون شما به خواسته دوران جواني ام جامه عمل پوشانيده ايد، آفرين به همت شما، در آن روزگار، نخستين مشكل من ترجمه صحيح سوره حمد بود كه لابد شما آن را حلّ كرده ايد. اكنون يكي از شما كه از ديگران مسلط تراست، بگويد بسم الله الرحمن الرحيم را چگونه ترجمه كرده است. يكي ازما به عادت دانش آموزان دستش رابالا گرفت و براي پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه مايك نفر است؛ زيرا من از عهده پانزده جوان نيرومند برنمي آمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرماييد بسم الله را چگونه ترجمه كرديد؟ آن جوان گفت: طبق عادت جاري به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نكنم ترجمه درست بسم الله چنين باشد. در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عيبي ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نيست؛ زيرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمي توان ترجمه كرد؛ مثلاً اگر اسم كسي «حسن»باشد، نمي توان به آن گفت «زيبا». ترجمه «حسن» زيباست؛ اما اگر به آقاي حسن بگوييم آقاي زيبا، خوشش نمي آيد. كلمه الله اسم خاصي است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مي كنند. نمي توان «الله» را ترجمه كرد، بايد همان را به كار برد.خوب «رحمن» را چگونه ترجمه كرده ايد؟ رفيق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: اين ترجمه بد نيست، ولي كامل نيست؛ زيرا «رحمن» يكي از صفات خداست كه شمول رحمت و بخشندگي او را مي رساند و اين شمول دركلمه بخشنده نيست؛ «رحمن» يعني خداي كه در اين دنيا هم برمؤمن و هم بر كافر رحم مي كند و همه را در كنف لطف و بخشندگي خود قرار مي دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا مي فرمايد. در هرحال، ترجمه بخشنده براي «رحمن» درحد كمال ترجمه نيست. خوب، رحيم را چطور ترجمه كرده ايد؟ رفيق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آيت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحيم من بود _ چون نام وي رحيم بود_ بدم نمي آمد «مهربان» ترجمه كنيد؛ امّا چون رحيم كلمه اي قرآني و نام پروردگاراست، بايد درست معنا شود. اگر آن را «بخشاينده» ترجمه كرده بوديد، راهي به دهي مي برد؛ زيرا رحيم يعني خداي كه در آن دنيا گناهان مؤمنان را عفو مي كند. پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده ايد، بد نيست؛ ولي كامل نيست و اشتباهاتي دارد. من هم در دوران جواني چنين قصدي داشتم، امّا به همين مشكلات برخوردم و از خواندن نماز فارسي منصرف شدم. تازه اين فقط آيه اول سوره حمد بود، اگر به ديگر آيات بپردازيم موضوع خيلي پيچيده تر مي شود.امّا من معتقدم شما اگرباز هم بر اين امر اصرار دارديد، دست از نمازخواندن فارسي برنداريد؛ زيرا خواندنش ازنخواندن نمازبه طوركلي بهتر است.
در اين جا، همگي شرمنده و منفعل و شكست خورده از وي عذر خواهي كرديم و قول داديم، ضمن خواندن نمازبه عربي،نمازهاي گذشته را اعاده كنيم. ايشان فرمود: من نگفتم به عربي نماز بخوانيد، هرطور دلتان مي خواهد بخوانيد. من فقط مشكلات اين كار را براي شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وي طلب بخشايش و ازكار خود اظهار پشيماني كرديم. حضرت آيت الله ارباب، با تعارف ميوه و شيريني، مجلس را به پايان برد. ما همگي دست مباركش را بوسيديم و در حالي كه ما را بدرقه مي كرد، خداحافظي كرديم. بعد نمازهارا اعاده كرديم و ازكار جاهلانه خود دست برداشتيم.
چرا نماز رو به تکرار و هر روز در پنج نوبت بخوانیم؟
در زندگی یک انسان نیازهایی وجود دارد که باید برای حیات آنها را تامین کرد مثلا خوراک خوردن و آشامین آب چرا تکرار می شود مسلما برای حیات و زنده ماندن هست که این نیازها مربوط به جسم می باشد روان انسان هم نیازهایی رو دارد کهبرآورده کردن آنها سبب آرامش و امتنان اعصاب و روان می گردد نماز مربوط به بعد فراحسی و روانی انسان است که به ظاهر یکسری اعمالی رو فرد انجام می دهد که تکراری به نظر می آید ولی در اصل هر بار نماز خواندن محک زدن این قضیه است که ما چقدر تمرکز داریم و بر ذهن و فکر خود مسلط هستیم زیاد هستند افرادی که نماز می خوانند ولی به هزار و یک چیز فکر می کنند و فقط خم و راست شدن نماز وخواندن نیست گفتیم نماز تشکر کردن از خداوند برای نعمت هایی که به ما داده پس توجه و تمرکز به آنچه در نماز می گوییم وحضور قلب است و این باور که خداوند به تشکر و خم و راست شدن ما نیازی ندارد و در همین حرکات و اعمال نماز هم لطفی دیگر بر ما ارزانی داشته که در ادامه عرض می شود.
تکرار نماز مانند پله ای است که طی میشود تا به خداوند نزدیکتر شد و فرصتی برای بالا بردن کیفیت و توجه در هنگام نماز و تشکر از پروردگار متعال وصیقل دادن دل از زنگار و سیاهی گناه که یاد و حس حضور خداوندپاک کننده آنهاست که نماز رو چشمه مثال می زنند که انسان روزی 5بار در آنشست و شو می کند آیا آلودگی در وی باقی می ماند؟
کیفیت و چگونگی نماز
برای نماز خواندن شرایطی ونیازمندی هایی است که باید به آنها توجه شود
وضو
پاکیزگی و نظافت از اصول اساسی نماز است و وضو گرفتن علاوه بر ظاهر شست و شو بودنش آثار شادابی در روحیه به خاطر دست کشیدن بر صورت و دست ها از لحاظ پزشکی محلهایی است که بیشترین برخورد با محیط را دارند و در صورت تر شدن نشاط فیزیولوژیکی را برای افراد به دنبال خواهد داشت(شنیدیم که میگن برو دست و صورتتو یه آب بزن خوابت بپره) توضیحات احکام وضو رو با جستجو می توانید بدست آورید.
خواندن نماز
خواندن نماز و قرائت جملات نماز هم دارای آداب خاصی است شاید به نظر رسد که این همه مقدمه چینی ها وسختی ها برای نماز در حالی که خدا هم نیازی ندارد و در این زمانه پر سرعت دیجیتال و فناوری چه ضرورتی دارد؟ در فطرت یک انسان واقعی میل و گرایشی است به معشوق و برای رسیدن به آن معشوق تمام انرژی خود را به کار می گیرد و سختی ها و مشقت ها را به جام می خرد که این عشق واقعی است چرا که اگر به وصل معشوق هم نرسد آرامش از اینکه تلاشش را کرده نصیبش می شود و این نکته این همه جنب و جوش و هیاهو آخر به کجا ختم می شود سرانجام عمر انسان به جایی می رسد؟ آینده نگری و دور اندیشی و برنامه ریزی یکی از رازهای ساده موفقیت است که می توان در کنار کار و فعالیتهای مختلف به مبدا آفرینش خود و عبادت و تشکر از خالق نیز بپردازیم.
ولی اصل مطلب حس آرامشی است که این توجه و مهم بودن خداوند و آماده سازی برای نماز در دل ما ایجاد می کند مورد توجه است ولی کم هستند کسانی که این احساس را درک می کنند ولی برای رسیدن به آن تلاش کنیم و منفعل نباشیم.
نماز در انجام آن خم و راست شدن هایش هم فلسفه دارد و بی معنی و بیهوده نیست مثلا چرا در نماز در هر رکعت دوبار سجده انجام می گیرد؟
در هنگام رفتن به سجده اول این فکر در ذهنمان گذر کند که خدایا تو ما را آفرید و فرصت حیات و بودن را به ما عطا کردی و با سر بلند کردن از سجده اول و نسشتن این فکر گذر کند که تو ما را از خاک آفریدی و مایه وجودی ما را در خاک قرار داری و با روفتن به سجده دوم این فکر که روزی ما می میریم و به خاک بر خواهیم گشت و با سر بلند کردن این فکر گذر کند که خداوندا روزی دوباره از خاک برانگیخته خواهیم شد و در آن روز به آنچه کرده ایم پاسخ باید دهیم . این معانی در صورتی که با حضور قلب و توجه هر روزه تکرار شود هر چقدر دنیای بیرو زشتی و پلیدی داشته باشد در ما اثر نخواهد داشت. نظم و وقت شناسی در نماز- احترام به یکدیگر- معاشرت با دیگران -وحدت و نوع دوستی -
آثار اولیه نماز
1- از تنبلی فکری و ضعف عقلی در شناخت بزرگترین حقایق هستی بویژه هستی کرد گار .
2- از تنبلی و تن پروری
3- از بی انظباطی و نداشتن یک برنامه منظم درطول زندگی
4- ازحواس پرتی ،بی توجهی و بلاهت
5- ازناسپاسی حق پوشی و حق کشی
6- از دوستی و همراهی با مغضوبان و گمراهان
7- از کبر و خود بینی
8- از عصبیت و نژاد پرستی
9- تفرقه و پراکندگی
10- از تنهایی و جدایی از مردم
11- از نفاق و دورویی
12- از غضبها و شهوتها
13- از آرزوهای دور و دراز
14- از تملق و چابلوسی
15- پرستش بتها و مردم پرستی(همان طرفدار خواننده و رقاصه ها بودن)
16- از خرافه و جهل
17- از حسادت و خود آزاری
18- حرص و بخل
19- از انواع گناه و تباهی
20-آزاد سازی آندروفینها موجب کاهش فشار روانی و استرس می شود
21-تاثیر نماز در تمرکز حواس و حضور ذهن
نماز ستون دین است * نماز کلید بهشت است
نماز جایی است که به خاطر همان سختی ها و مقدمه چینی ها عاملی برای جمع شدن تمام اصول اسلامی از مسائل فردی و اخلاقی تا مسائل اجتماعی و اقتصادی و ... رو در بر می گیرد و از یک خم و راست شدگی بیهوده و تحجر به یک کانون مدیریت و تفکر و استراتزیکی در ابعد مختلف تبدیل می شود و بسته به نگاه ما به نماز که بر اساس درک و توجه ما می باشد از آن بهره مند می شویم.(بزرگ تر بیاندیشیم و با منطق تصمیم گیری کنیم)
چگونه نماز بخوانیم؟
نماز
حماد بن عیسی گفت : در محضر امام صادق علیه السّلام بودم، به من فرمود: آیا می توانی نماز را خوب بخوانی ؟ عرض كردم : چگونه نمی توانم و حال آنكه كتاب حریز را كه درباره نماز نوشته شده است ، از حفظ دارم . حضرت فرمود: برای تو ضرر ندارد، برخیز و نمازی بخوان تا من ببینم كه چگونه می خوانی .
حسب الامر حضرت رو به قبله ایستادم و شروع به خواندن نماز كردم . تمام نماز را از نظر ركوع و سجود به جای آوردم ، اما حضرت آن را نپسندید و فرمود: نماز را خوب نخواندی . واقعا چقدر زشت است برای مردی كه شصت هفتاد سال از عمرش می گذرد و حال آنكه نمی تواند یك نماز كامل با مراعات حدود كامله آن بخواند. من خجالت كشیدم و خود را كوچك دیدم .
عرض كردم : فدایت شوم ، شما نماز را به من تعلیم دهید. پس ، امام علیه السّلام رو به قبله راست ایستادند و دستهای خود را آزاد گذاردند و انگشتهای دست آن حضرت به هم گذارده شده بود و مابین دو قدم آن حضرت از سه انگشت باز، و بیشتر فاصله نداشت و انگشتهای پای خود را رو به قبله كردند و تا آخر نماز هم رو به قبله بود و با تواضع و حضور قلب گفتند: اللّه اکبر و سوره حمد و توحید را با ترتیل (به آرامی و خوبی) خواندند و بعد از تمام شدن سوره توحید، به قدر یك نفس كشیدن صبر كردند. بعد دست خود را بلند كرده تا مقابل صورت بردند و در حالی كه ایستاده بودند گفتند: اللّه اكبر و پس از آن به ركوع رفتند و كف دست را به سر زانو گرفتند. انگشتان آن حضرت از هم باز بود. زانو را به عقب دادند، چنانكه پا راست شد و پشت آن حضرت طوری مساوی شد كه قطره آبی بر آن می گذاشتند، به هیچ طرفی نمی ریخت . گردن خود را كشیده و سر به زیر نینداختند و چشم را بر هم گذاردند و سه مرتبه به آرامی گفتند: سبحان ربّی العظیم و بحمده.
بعد راست ایستادند و چون خوب ایستادند، گفتند: سمع اللّه لمن حمده و در همان حال كه ایستاده بودند، دست را تا مقابل صورت خود بلند كردند و گفتند: اللّه اكبر و بعد به سجده رفتند. دو كف دست را پیش زانوها، مقابل صورت خود بر زمین گذاردند و انگشتان آن حضرت به هم گذارده شده بود. سه مرتبه گفتند: سبحان ربّی الاعلی و بحمده . اعضای بدن خود را از یكدیگر باز گرفته و بر هم نگذارده بودند (در حال سجده دست را به بدن نچسبانیده و بدن را بر پا نگذارده بودند) و بر هشت موضع بدن خود كه به زمین گذارده بودند، سجده كردند كه پیشانی و دو كف دست و دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پا و سر بینی باشد.
بعد از نماز فرمودند: گذاردن هفت موضع در وقت سجده به روی زمین واجب است كه پیشانی و دو كف دست و دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پا باشد. و اما گذاردن بینی بر زمین سنت (مستحب) است و آنها همان مواضع است كه خدا در قرآن فرموده است : و انّ المساجد للّه فلا تدعوا مع اللّه احدا و مسجدها از آن خداست و با وجود خدای یكتا كسی را به خدایی مخوانید. پس از آن سر از سجده برداشتند و وقتی نشستند گفتند: اللّه اكبر و به ران چپ نشسته ، پشت پای راست را بر كف پای چپ گذاردند و گفتند استغفر اللّه ربّی و اتوب الیه و دوباره در حالی كه نشسته بودند. گفتند: اللّه اكبر و بعد به سجده دوم رفتند و مانند سجده اول ، سجده دوم را تمام كردند. و در ركوع و سجود هیچ یك از اعضای بدن را بر یكدیگر نگذارده بودند و موقع سجده آرنج دست خود را باز نگاه داشته و به زمین نگذارده بودند. در حال تشهّد خواندن ، انگشتان دست آن حضرت از یكدیگر باز بود و به این كیفیّت دو ركعت نماز خواندند و چون از تشهّد فارغ شدند، فرمودند: ای حماد، این چنین نماز بخوان.
صفحه ی فیس بوکم :