ازطرفی او از نظر علمی نسبت به علمای زمان خود عقب نبود و در دانش وفهم بسیار ممتاز بود وبا آنها وحتی دانشمندان علوم دیگر گفتگو می کرد.([۱])او کتابی در زمینه ی احادیث نوشت به نام روح العارفین که علمای مذهب چهارگانه اهل سنت از آن استفاده می کردند وخلیفه اجازه روایت با خط خود برای آنها صادر کرد.([۲])او کتابخانه بزرگی در جنب مدرسه ی «نظامیه بغداد» ساخت وکتب نفیس زیادی را که نایاب بود به آنجا منتقل کرد.([۳])

«فتّوت» مسئله دیگری بود که مورد توجه ناصر قرار داشت. «فتیان» گروهی بودند که اساس کارشان آداب و جوان مردی بود. چهار ویژگی شخصیتی این گروه «عفت، شجاعت، سخاوت وعدالت» بود وناصر که به اهمیت ونفوذ این گروه پی‌ برده بود،به جمع آنها پیوست ولباس فتّوت پوشید. زمانی که مالک بن عبدالجبار رئیس گروه فتیان از دنیا رفت ناصر ریاست این گروه را به عهده گرفت واعلام کرد کسوت فتّوت همه ی افراد باطل است وباید مجدداً با دست او لباس فتوت بپوشند.([۴]) ناصر با تیزبینی خاصی که داشت، این گروه را نیز به زیر سلطه خوددرآورد تا از نفوذ آنها بهره مند شود واز طرفی از جدایی امت اسلامی هم جلوگیری کند؛ زیرا در صورت یکپارچگی امت اسلامی بغداد مورد توجه قرار می گرفت. مضاف براین گروهای زیادی در شرق وغرب عالم اسلام در دایره ی فتّوت قرار گرفتند.([۵])

پی نوشت:

[۱]- ابن طقطق‍ی، تاریخ فخری، ص۴۳۲٫

[۲]- هندوشاه نخجوانی، تجارب السلف، ص۲۸۷٫

[۳]- ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی الملوک مصر والقاهرة، ج۶، ص۶۵٫

[4] خلعتبری، تاریخ خوارزمشاهیان،ص۶۵٫

[5] ابن طقطقی، تاریخ فخری، ص۴۳۲٫