شیعیان بغداد واهل سنت بغداد
درمجموع می توان گفت گرچه شيعيان بغداد ازنظر تعداد به مراتب كمتر ازاهل سنت بودند وتسلّط سنيان برشيعيان نه به خاطر اقليت بودنشان بود بلكه به خاطر قدرت تركان سلجوقی بوده است ودليل اين ادعا همين است كه دائم ميان شيعیان محله كرخ ومحلات دیگر بغداد بااهل سنت باب البصره و... جنگ ودرگيری وجود داشته وهرساله درمحرم وروزغديرووبرخی روزهای دیگر مرتب زد وخورد وكشت وكشتار بين آنها پیش می آمده است.اما اين قدرت وجسارت اهل سنت هم به خاطر اکثریتشان بودوهم به خاطر طرفداری حاكمان ازآنها زيرا وقتی درسال 483ق درگيری مهلکی دربغداد بين اهل سنت وشیعیان رخ داد اين اعوان خليفه بودند كه به كمك اهل سنت شتافته وشيعه را شکست می دهند([1])هرچند که سنت هرگز نتوانستند علويان وشیعیان را نابود يا مجبور به هجرت ازمحلات خود نمايند ازطرفی مگربه ندرت وازاینهامهمتر نقيب علويان دربغداد طی چندين مرحله به سمت رسمی نقابت شيعيان واهل سنت ازطرف خليفه منصوب می شدند كه نشانه قدرت وقوت شيعه در شهر بغداد كه مركز خلافت عباسی و نفوذ سلجوقیان بود می باشد وهمين قدرت ونفوذ سبب شده بود تاآنها دربیشتر نقاط عراق وحتی ايران در دستگاه دولتی دارای نقش باشند.چنين نفوذی ونقشی به طور طبيعی باعث می شد ازشيعه دفاع صورت گيرد واجازه ندهند درحق شيعيان ظلم واجحاف زيادی صورت گيرد.تاجايی كه دريك متن كه مورد نقد رازی است ازقول خواجه نظام الملک می نويسد: «درهيچ روزگار اين قوت رانداشتند كه اكنون دلير شده اند وبه همه دهان سخن می گويند زيراهيچ سوی نيست ازآن تركان والا پانزده رافضی حاكمند ودرديوان شيعه نفوذ زيادی يافته ودرزمان اين شخص نيز شيعيان همه دبيرانند.»اين نشانه ی وجود يك قدرت فرهنگی درشيعه است.قدرتی كه بسياری ازآنها به مقاماتی درحدوزارت ودبيری رسانده است.اين نشان می دهد كه پس ازيك دورۀ فشار برشيعه درطول حكومت سه پادشاه اول سلجوقی(طغرل بيگ،آلب ارسلان وملك شاه) زمينه برای شيعه فراهم شد وراحت تربه تبليغ آيين خود می پرداخته است.
[1] - شذرات الذهب،ج3،ص367.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 16:38 توسط امین
|
صفحه ی فیس بوکم :