آيا شيطان فرشته بود؟

مى دانيم فرشتگان پاك و معصومند، و قرآن هم به پاكى و عصمت آنها شهادت داده، آنجا كه مى گويد:بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ * لايَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ: «آنها بندگان گرامى خدا هستند * در هيچ سخنى بر او پيشى نمى گيرند و فرمان هاى او را گردن مى نهند».(1)

اصولاً، از آنجا كه در جوهر آنها عقل است و نه شهوت، بنابراين كبر و غرور و خودخواهى، و به طور كلّى انگيزه هاى گناه در آنها وجود ندارد.

از طرفى استثناء «ابليس» در آيات فوق (و بعضى آيات ديگر قرآن) از جمع «ملائكه»، اين تصور را به وجود مى آورد كه «ابليس» از فرشتگان بوده، و با توجه به عصيان و سركشى او، اين اشكال به نظر مى رسد كه: چگونه از فرشته اى اين گناهان كبيره ممكن است سر بزند؟!

به خصوص اين كه: در بعضى از خطبه هاى «نهج البلاغه» نيز آمده است: ما كانَ اللّهُ سُبْحانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْر أَخْرَجَ بِهِ مِنْها مَلَكاً:

«هرگز ممكن نيست خداوند انسانى را به بهشت بفرستد در برابر كارى كه به خاطر آن فرشته اى را از بهشت رانده است» (اشاره به تكبر و غرور ابليس است).(2)

آيات فوق اين مشكل را حل كرده، مى گويد: كانَ مِنَ الْجِنّ: «ابليس از طائفه جنّ بود» آنها موجوداتى هستند از چشم ما پنهان، داراى عقل و شعور و خشم و شهوت.

و مى دانيم كلمه «جنّ» هر گاه در قرآن اطلاق شود، اشاره به همين گروه است ولى آن دسته از مفسران كه: معتقدند «ابليس» از فرشتگان بوده، آيه فوق را به مفهوم لغوى آن تفسير مى كنند، و مى گويند: منظور از «كانَ مِنَ الْجِنّ» اين است كه: ابليس از نظر پنهان بود، همچون ساير فرشتگان، در حالى كه اين معنى كاملاً خلاف ظاهر است.

از دلائل واضحى كه مدعاى ما را اثبات مى كند، اين است كه: قرآن از يك سو، مى گويد: وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِج مِنْ نار: «جنّ را از شعله هاى مختلط آتش آفريد».(3)

و از سوى ديگر هنگامى كه ابليس از سجده بر آدم سرپيچيد، منطقش اين بود: خَلَقْتَنِي مِنْ نار وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِين: «مرا از آتش آفريدى و او را از خاك و آتش برتر از خاك است»(4).

از اين گذشته، آيات فوق براى ابليس «ذريّه» (فرزندان) قائل شده است، در حالى كه مى دانيم فرشتگان ذريه ندارند.

مجموع آنچه گفته شد، به ضميمه ساختمان جوهره فرشتگان، به خوبى گواهى مى دهد كه: ابليسهرگز فرشته نبوده، ولى از آنجا كه در صف آنها قرار داشت و آن قدر پرستش خدا كرده بود كه، به مقام فرشتگان مقرب خدا تكيه زده بود، مشمول خطاب آنها در مسأله سجده بر آدم شده، و سرپيچى او به صورت يك استثناء در آيات قرآن، بيان گرديده، و در خطبه «قاصعه» نام «ملك» مجازاً بر او اطلاق شده است (دقت كنيد).

در كتاب «عيون الاخبار» از امام على ابن موسى الرضا(عليه السلام) مى خوانيم:

«فرشتگان همگى معصومند و محفوظ از كفر و زشتى ها ـ به لطف پروردگارـ

راوى حديث مى گويد: به امام عرض كردم: مگر ابليس فرشته نبود؟ فرمود:

نه، او از جن بود، آيا سخن خدا را نشنيده اى كه مى فرمايد: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لاِ دَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنّ».(5)

در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) نقل شده: يكى از ياران خاصش مى گويد: «از امام(عليه السلام) درباره ابليس سؤال كردم ـ كه آيا از فرشتگان بود؟ ـ

فرمود: نه از جن بود، اما همراه فرشتگان بود، آن چنان كه آنها فكر مى كردند از جنس آنان است (به خاطر عبادت و قربش نسبت به پروردگار) ولى خدا مى دانست از آنها نيست، هنگامى كه فرمان سجود، صادر شد، آنچه مى دانيم تحقق يافت» (پرده ها كنار رفت و ماهيت ابليس آشكار گرديد).(6)

درباره «ابليس» و به طور كلّى شيطان بحث هاى مشروحى ذيل آيات 11 تا 18 «اعراف» بيان كرده ايم(7) و در سوره «انعام» ذيل آيه 112(8) و در سوره «بقره» ذيل آيه 34(9) نيز بحث هائى آمده است.

منبع:

1 ـ انبياء، آيات 26 و 27.

2 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 192 (خطبه قاصعه).

3 ـ رحمان، آيه 15.

4 ـ اعراف، آيه 12.

5 ـ «نور الثقلين»، جلد 3، صفحه 267.

6 ـ «نور الثقلين»، جلد 3، صفحه 267.

7 ـ تفسير «نمونه»، جلد 6، صفحه 98 به بعد.

8 ـ تفسير «نمونه»، جلد 5، صفحه 406.

9 ـ جلد اول تفسير «نمونه»، صفحه 191.