وقتی سلطان مسعود در عراق به سلطنت رسيد سنجر برای به سلطنت رساندن طغرل دوم راهی عراق شد. در اين زمان خليفه وسلطان مسعود با هم متحد شده بودند. از يك سو، سلطان سنجر جبهه ای عليه آن ها تشكيل داده بود كه عبارت بود از: دبيس وعماد الدين زنگی وبرای جلب رضایت آنها اقداماتی انجام دادازجمله این كه حله را به اقطاع به دبيس داد وشحنگی بغداد رابه عماد الدين زنگی سپرد كه اين دو نفر به بغداد حمله كردند، اما شكست خوردند.از سوی ديگر سنجر توانست بر مسعود پيروز شود واو را از سلطنت خلع كند وطغرل را به جای او به سلطنت برساند. دبيس هم كه از خليفه شكست خورده بود از حله گريخت وبه سلطان مسعود پناهنده شد.در اين زمان سلطان مسعود توانست مجدداً به سلطنت دست يابد؛ زيرا سنجر به خراسان بازگشته بود.دبيس در اين مدت، آن قدر طغيان كرد كه توانست رضايت سلطان مسعود را برای احيای قدرت خود جلب كند، درحالی كه خليفه مخالف جدی اين كار بود وحتی به خواست سلطان توجهی نداشت. اما در اثر تيرگی روابط ميان خليفه وسلطان مسعود،كه به جنگ منجر شد، سلطان تصميم به احيای مجدد بنی مزيد گرفت تا عليه خليفه از آن ها استفاده كند.درنتیجه این اختلافات درنهایت جنگی ميان خليفه وسلطان مسعود در سال 529ق اتفاق افتاد که منجر به اسارت خليفه مسترشد گرديد.خلیفه درحال اسارت در مراغه نگه داری می شد که توسط يكی از باطنيان{اسماعیلیان} به قتل رسيد. سلطان هم برای اينكه خود را از قتل خليفه تبرئه كند، اين كار را به دبيس نسبت داد و او رابه قتل رساند.([1])



[1]- صدرالدين حسين، زبدة التواريخ، ص209-210/ابن خلدون، العبر يا تاريخ ابن خلدون، ج3، ص416.