با  کسب اجازه  از  پایگاه  اطلاع رسانی حضرت ایت الله  مکارم  شیرازی

تشیع زاییده روز سقیفه

سؤال: آیا تشیع زاییده روز سقیفه است‏؟ جواب: عده اى چنین تصور کرده اند که در

سقیفه گروهى به خلافت ابى بکر رأى داده و گروهى از

 صحابه پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) از بیعت با وى سرباز زدند و گفتند:

ما جز با على (علیه السَّلام) با کسى بیعت نمى کنیم‏ [1] و در همین روز تشیع در

 مقابل تسنن پدید آمد. هر چند سرگذشت سقیفه یک  واقعه غم انگیز بود و

هنوز پیکر مطهر پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) بر زمین بود و

 بنى هاشم و گروهى دیگر در خانه پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم)

مشغول غسل و کفن کردن آن حضرت بودند که دو قبیله اوس و خزرج

دور هم گرد آمدند تا گوى خلافت بربایند، وقتى ابوبکر و عمر از جریان آگاه شدند،

جسد پیامبر را ترک نموده و همراه سه نفر دیگر به سقیفه رفتند و درباره

خلافت و رهبرى امت سخن گفتند. قبیله اوس به خاطر این که قبیله خزرج برنده خلافت

 نباشد، با ابى بکر بیعت کردند و خزرجیان نیز عکس العمل نشان دادند و گفتند:

 لا نبایع إلّا علیّاً، سرانجام گروه نخست با پیروزى از سقیفه بیرون آمدند، و

در نیمه راه و در مسجد مردم را به بیعت دعوت کردند. در همین هنگام، گروهى در

خانه على (علیه السَّلام) یا نقطه دیگر اعتصاب نموده، و همگان خواهان امامت و

 پیشوایى على (علیه السَّلام) بودند و از همان روز تشیع پدید آمد. ولی باید گفت‏:

که اعتصاب آنان اندیشه خلق الساعه اى که نتیجه وقایع آن روز باشد، نبود، آنها

به سابقه سفارش هاى پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) بر خلافت على (علیه السَّلام)

 اصرار ورزیدند و خواستار پیاده شدن وصیت پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم)

درباره او بودند. مسعودى در مروج الذهب در حوادث پس از درگذشت

پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) مى نویسد: امام على (علیه السَّلام) و گروهى از

 شیعیان او در منزل وى نشستند و حاضر به بیعت با ابى بکر نشده و

خواهان پیشوایى على (علیه السَّلام) بودند.[2] گروهى از صحابه وقتى از بیعت

 عده اى با ابى بکر مطلع شدند، زبان به اعتراض گشودند، مثلًا سلمان برخاست و

گفت: به دنبال سالخوردگان رفتید، و از سرچشمه علم غافل شدید، هرگاه خلافت را

 در اهل بیت پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) قرار مى دادید، حتى دو نفر هم

 بر سر آن اختلاف پیدا نمى کردند.[3] ابوذر وارد مدینه شد و از بیعت سقیفه آگاه

 گشت، رو به صحابه پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) نمود و به اعتراض گفت:

به فرد پایین تر راضى شدید و پیوند رسول خدا (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) را نادیده

گرفتید، اگر از اهل بیت او پیروى مى کرد، دو نفر با شما اختلاف نمى کرد.[4] .

[5] اینها نمونه هایى است از کلمات صحابه که از بیعت سقیفه انتقاد کرده اند و

خواهان پیشوایى على (علیه السَّلام) شدند. این نوع طرز تفکر زاییده

روز سقیفه نبود، بلکه نتیجه آگاهى هاى آنان از سفارش هاى

پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) و پیام هاى او درباره پیشوایى على (علیه السَّلام) بود.

منابع:

[1] - طبرى، ج 2، ص 443- 444.  [2] - کتاب الوصیة، ص 121. 

 [3] - شرح نهج البلاغه، ابن أبى الحدید، ج 6، ص 43. 

 [4] - ابن قتیبه، الامامة والسیاسة، ج 71 ص 12. 

[5] -  راهنماى حقیقت، شیخ جعفر سبحانی، ص:50 – 52.