اين مطلب كه اختلافات ميان تركان،ديلمان وشيعيان موجب اصرار تركها برتسنن بوده دركلمات«نظام الملك»نيزهويدااست.او درجايی از قول آلب ارسلان نقل می كند كه به بزرگان گفت:«ديلم واهل عراق بیشتر بدمذهب وبداعتقاد وبددين باشند وميان ترك وديلم،دشمنی وخلاف امروزينه نيست بلكه قديم است وامروز خدای عزوجل تركان رااز بهراين عزيز كرده است وبرايشان مسلط گردانيده كه تركان مسلمان و پاكيزه اند وهوا و بدعت نشناسند.»([1])ودرهمين رابطه به گفته بعضی ازآنها چنان برخوردی باشيعيان كردند كه ديگر هيچ يادی ازآنها نماند وازترس،جرئت اظهار نظرنسب خود رانداشتند.سختگيری هادرتمام دوره سلجوقيان بوده ولی دربرخی اززمان ها متفاوت بوده است.«ابن عمادحنبلی» نيز می نويسد:«ملك طغرل العراق وقمع الرافضه وزال به شعارهم»([2])يعنی طغرل بيگ حاكم عراق گرديد،روافض وشعائرآنها رااز بين برد. گفته شده كه در عهد ملك شاه تعدادی ازرافضيان را زبان بريدند وكسانی بودند كه اشعاری درمدح اهل بيت(ع)درهركوی وبرزن بلند می خواندند.([3]) سلجوقيان باتمام شيعيان مخالف بودند هرچند كه شيعه امامی هم ازلحاظ اعتقادی وفقهی به سنيان بيشتر نزديك بوده وهم اينكه درپی گرفتن حكومت نبودند. چراكه دراين زمان افرادی كه دعوای خلافت ويا حكومت كرده باشند خصوصاًدربغداد رانداريم بااين حال دائم تحت فشاربودند.هرچند خودشيعيان نيز برای حفظ جان  ومال خودملاحظات كافی رارعايت می كردند ونمی خواستند تاباسنيان كه اكثريت داشتند درگير شوند واين اكثريت وقتی با قدرت نظام الملك،سلجوقیان وخلفای بغداد يكی می شدند طبيعی بود كه برمساجدشيعه اعتقاد اهل سنت برنوشته كه«خير الناس بعدرسول الله ابوبكر.»([4]) بااين حال، پادشاهان هميشه مصالح سياسی خود رابرمصالح دينی مقدم می دارند واگرموقعی يك عمل دينی،نفعی سياسی برای آنها داشت،آنرا اقامه می دارند.برای همين است كه همين ملك شاه سلجوقی خاتون سلقم دخترخود رابه سپهبد علی شيعی می دهد وبر«مجدالملك قمی» درحدوزارت اعتماد می كند.([5]) 

[1]- نظام الملك،سياست نامه،ص217. [2]- شذرات الذهب،ج3،ص295.

 [3]- نقض،ص108. [4]- همان اثر،ص146. [5]- همان اثر،ص161.