همان طور كه گفته شد شيعيان ازفرصت هايی برای ورود به دربار ملك شاه استفاده

 می كردند.حضورآنان در دربار،برای موفقيت سياسی نظام الملك وعملی كردن

 انديشه هماهنگ سازی اموركشوری ولشكری باتسلط وهماهنگی مذهبی شافعی

 خطرناك بود.او درنيمه دوم وزارتش دردوره ملك شاه ازوضع ايجادشده

 اظهارگله كرده ودرسياست نامه ازاينكه ملك شاه وتركان باشيعيان راه مدارا

 می پيمايند خرده می گيرد. به همین جهت در سياست نامه بارها به

 نزديكی شيعيان با تركان، درباریان وديوانسالاران اشاره می كند و

این نزدیکی راخطری برای حكومت سلجوقی تلقی می کند ودرجايی می نويسد:

«امروزه قرمطی،رافضی وخارجی بردربار ايشان مستولی شده است.»([1])

 به هرحال دراواخرعهد ملك شاه شيعيان به تدريج وارد دربار پادشاهان سلجوقی شدند.

قبلاً گفتيم كه خلفای عباسی اززمان معتصم سعی كردند ازتركان سدی بسازند

 درمقابل شيعيان وباتعصب سنی گری كه درتركان پرورش می دادند،هميشه آنان 

رادر مقابل شيعیان قرار می دادند.اين مقابله همچنان درتاريخ ادامه داشت با

 وجودفضای سياسی متمايل به سنی گری دربغداد كه سلاطين سلجوقی قبل از

ملك شاه برای رسيدن به قدرت، تظاهر به تعصب درمذهب تسنن می كردند.

حال كه ملك شاه برمسند قدرت تكيه زده ونامش درخطبه های بسياری از

قلمروجهان اسلام برده می شد،ديگری نيازی به حمايت خليفه نداشت ولزومی به

 سخت گيری ظاهری نمی ديد.شايدبه همين دلايل بوده كه در اواخر دوره 

حكومت ملك شاه بانوعی تساهل مذهبی روبه رو بود.

 [1] - تاريخ گزيده،  ،ص199