در گيريهای بغداد در دوره « مقتدی » نيز ناشی از اختلافات مذهبی سنی وشيعه بوده است وهر كدام از فرقه ها سعی داشتند تا نيروی فكری،عقيدتی و سياسي خود را بر جامعه حاكم نموده ويا منافعی بدست آورند آنچنان که وزير خليفه« ظهير الدين ابو شجامحمد بن حسين » كه از سال 476تا487ق وزارت داشت ازمردم همدان بود وسعی داشت اختلافات را به صلح وآرامش بكشاند وبه همين علت نيزبارها ازجانب خليفه سرزنش وتوبيخ شد.«ابن طقطقی» می نويسد:« ازجمله مناقب ظهيرالدوله اين بود كه چون ميان شيعه واهل سنت درمحلات كرخ وباب البصره دربغداد فتنه وشورش پيدا شد،ظهيرالدين چشم پوشی وتغافل كرد وسخت ازخون ريزی احتراز نمود ومورد عتاب مقتدی قرار گرفت.( ) مقتدی به تفكر وزيرش اعتقادی نداشت ومعتقدبود كه در سياست نبايد اغماض كرد.خليفه برای سركوب شورشيان شيعی ليستی ازنام ده نفرتهيه كرد ودستور داد كه خانه های آنها خراب شود.وزيركه ازعواقب دنيوی واخروی چنين كاری واهمه داشت وازطرفی می ترسيد افردبی گناهی درميان آنان باشد وازطرف ديگر عدول ازدستورات خليفه راغيرممكن می ديد،بنابراين چاره ای انديشيد.«ابوجعفربرخرقی» محتسب رااحضاركردوگفت:«می خواهم كه پنهانی برويد وبه اين محلات واين ده خانه رابه مال من خريداری كنيد تاچون نقض كنم، آثم نباشم وملك خودرانقض كرده باشم.( ) به اين ترتيب وزيرخليفه عميد وفرماندهان سپاه خليفه هركدام به عللی ونوعی با داشتن تمايلات شيعی يابرای حفظ موقيت وامنيت بغداد درصدد فروكش كردن اختلافات مذهبی دربغداد بودند دراين ميان خليفه ونقيب النقباء «طرادبن محمد» مايل بودند اختلافات موجود رابه نفع اهل سنت سوق ده