سوال هایی ازوهابیان وبرادران اهل سنت سوال سوم
دردوسوال پیش که ازاهل سنت پرسیدم هیچ جوابی تابه امروزنداده اند سوال سوم رو
مطرح میکنم انشالله اینو جواب بدند:
در كتاب صحيح مسلم ـ كه به نظر آقايان اهلسنت صحيحترين كتاب بعد از قرآن
است ـ صراحت دارد كه معاويه دستور ناسزاگويي به علي بن أبي طالب (عليه السلام) را صادر كرد:
أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا، فقال: ما منعك أن تسب أبا التراب؟!
معاويه به سعد بن وقاص دستور ميدهد تا علي را ناسزا بگويد. وقتي سعد از اين كار ممانعت
ميكند، معاويه به او ميگويد: چه چيزي مانع از اين ميشود كه علي را ناسزا كني؟
صحيح مسلم، ج7، ص120ح2404باب من فضائل علي بن أبي طالب، رضي الله عنه
يعني گويا سعد بن وقاص يك گناه نابخشودني را مرتكب و يك واجب مهمي را ترك كرده است!
تعبير آقاي زمخشري هم اين است:
در دوران بنيأميه، بر اثر سنت سيئهاي كه معاويه بن أبوسفيان بنا نهاد،
بر بالاي 70 هزار منبر، علي بن أبي طالب را ناسزا ميگفتند.
ربيع الأبرار للزمخشري، ج2، ص182
يكي از اساسيترين بحثي كه در رابطه با شيعه دارند و حكم به كفر ميكنند و شرك شيعه را
صادر و قتل شيعه را لازم ميدانند، اين است كه ميگويند:
شيعيان به صحابه ناسزا ميگويند.
از اينها سوال ميكنيم:
مگر علي بن أبي طالب (عليه السلام) صحابه نبود؟! چرا وقتي بر بالاي 70 هزار منبر
ناسزا گفتند، شما براي معاويه، تعبير حضرت يا امير المومنين را به كار ميبريد؟!
معاویه ای که پیامبرانرانفرین کرده صحیح المسلم ج4ص2010حدیث2604
اگر واقعا دردتان، دفاع از صحابه است، چرا از امير المومنين (عليه السلام) دفاع نميكنيد؟!
اگر اينها بحث اجتهاد را مطرح ميكنند، اجتهاد در برابر نصّ، بيارزش است. آقايان اهلسنت روايات صحيحي نقل كردند كه پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:
من سبّ عليا فقد سبّني.
هر كسي علي را سبّ كند، مرا سبّ كرده است.
مسند احمد بن حنبل، ج6، ص323 ـ
المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص121 ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج3، ص634 ـ
البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص391 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج14، ص132 ـ
مناقب علي بن أبي طالب (ع) لإبن مردويه الأصفهاني، ص82 ـ الجامع الصغير للسيوطي، ج2، ص608 ـ
مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص130 ـ السنن الكبرى للنسائي، ج5، ص133 ـ
نظم درر السمطين للزرندي الحنفي، ص105 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج11، ص573 ـ
المناقب للخوارزمي، ص137 ـ الفصول المهمة في معرفة الأئمة لإبن الصباغ، ج1، ص590 ـ
سبل الهدى و الرشاد للصالحي الشامي، ج11، ص100 ـ
ينابيع المودة لذوي القربى للقندوزي، ج2، ص102 ـ النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص93
آقايان اهلسنت يك قاعدهاي دارند بر اينكه اگر حاكم نيشابوري و ذهبي، روايتي را صحيح بدانند، به منزله ورود آن روايت در صحيح بخاري و صحيح مسلم است.
منتظرجوابان اهل سنت ووهابیون هستم
صفحه ی فیس بوکم :