ضمن این که ابن اثیر درگزارش دیگری یادآور می شودکه:«  سال482ق درگيری 

عظيمی ميان دو گروه رخ داد وشروع آن حمله ی اهل سنت محله ی «باب البصره» به 

محله كرخ بود. دراين هجوم يكی از شيعيان را كشتند ويكی راهم زخمی نمودند و

اهالی كرخ هم بازار را تعطيل وقران ها را بر سر نی كردند وخواستار مجازات 

قاتلان شدند ولی نتيجه نگرفتند. حتی محله كرخ غارت شد ودر نهايت دستگاه خلافت 

مداخله كرد وآرامش به شهر برگشت.اما به فرمان خليفه مقتدی(467-487ق) اهالی 

كرخ ملزم شدند دين اهل سنت را بپذيرند وبر در مساجد آنها نوشته شد كه بهترين

 مردم پس از پيامبر،ابوبكر سپس عمر وپس از آن عثمان ودر آخر علی(ع) است.

همين مطلب موجب خشم اهالی كرخ شد وبه شورش پرداختند. دراين حادثه يكی از

 عباسيان با اصابت تير كشته شد كه باعث وخيم شدن اوضاع گردید. درپی اين 

حوادث خليفه از سيف الدوله مزيدی كمك خواست او هم سپاهی به

 فرماندهی ابوالحسن فاسی فرستاد وخانه های كسانی را كه به قتل علوی ها 

اقدام كرده بودند ويران نمود وموی سرشان را كوتاه كردوعده ای راهم به قتل رساند

 وتعدادی تبعيد نمود تا اوضاع آرام شد. اين يكی از بزرگ ترين درگير ی ها 

ميان شيعه وسنی در دوران تسلط سلجوقيان بربغداد بود كه با اقدام سردار مزيديان، تا

 چند سال بعد بغداد از اين آرامش برخوردار گشت.در شعبان502ق شيعيان و

اهل سنت بغداد با هم صلح كردند واين درحالی بود كه سال های قبل تلاش های 

زيادی صورت گرفت تا ميان اين دو گروه آشتی برقرار شود اما فايده ای نداشت.

 ابن اثير مدارای شيعيان با اهل سنت را اين می داند كه شيعيان در اين زمان احساس 

ضعف می كردند؛ زيرا سلطان محمد سلجوقی، سيف الدوله صدقه رابه قتل رساند 

ودرپی اين اقدام اهالی كرخ برجان خود بيمناك بودند؛ زیرا سيف الدوله صدقه از

 خاندان های شيعه مذهب بودند.»

([1]) ابن اثير، الكامل فی التاريخ، ج17، ص145