چندهمسری
در ابتدا لازم به ذکر است که برآمده از اسلام، آیات قرآن و روح جامعه اسلامی، تک همسری است و نه چند همسری ضمن این که در اندیشه اسلامی اصولا زن در خانواده دارای یک جایگاه محوری در مقام مادر و همسر است و بسیار باید مورد توجه قرار گیرد و اگر احیانا زن یا مادر در خانواده دچار تشنج فکری و روحی شود آن خانواده به کلی دچار مشکل شده و استحکام خود را از دست می دهد.
اما درمورد ازدواج مجدد اسلام نه گفته ازدواج مجدد واجب است و نه حرام، بلکه ازدواج مجدد را برای شرایط خاص اجازه داده است نه هر شرایطی و به صورت بی قید. لذا تعدد زوجات یا چند همسری از جمله حقوقی است که از یک سو امتیازی برای مرد و از سوی دیگر حقی برای زنان جامعه به شمار میآید.
اقسام زناشویی از نظر تعداد:
جوامع انسانی در طول تاریخ شاهد چهار نوع ازدواج بوده است که دو نوع آن از بین رفته ودو نوع دیگر آن مقبول ورایج شده است.
۱٫ تک همسری: مطلوبترین وطبیعیترین شکل ازدواج تک همسری است، چرا که در آن هر یک از زن و شوهر احساسات، منافع معنوی وبهرهمندی جنسی فرد مقابل را مختص خود میداند وبا آن یکپارچگی، وحدت و انسجام خانواده حفظ میشود. در قرآن کریم از خانواده های تک همسری حضرت آدم، حضرت موسی، حضرت نوح، حضرت لوط سخن به میان آمده است
۲٫ چند همسری: این نوع از ازدواج پس از تک همسری از مطلوبیت ورواج بیشتری در طول تاریخ برخوردار بوده است. بررسیها نشان میدهد در میان برخی ملّتها وآئینها از جمله اعراب، ایران، یونان وهمچنین یهودیان چند همسری وجود داشته است. چند همسری به دلیل مصالحی که در آن وجود دارد مورد تایید اسلام نیز واقع شد.
اسلام وچند همسری:
اسلام در جامعهای ظهور کرد که پدیدۀ چند همسری بدون هیچ حدّ وشرطی رواج داشت. یک مرد میتوانست با تعداد نامحدودی از زنان ازدواج کرده به دلخواه با آنان رفتار کند. با ظهور اسلام حقوق زن محترم شمرده شد، ظلم وستم در مورد زنان وفرزندان تحریم گشت، هوسرانی وزنبارهگری امری قبیح به شمار میرفت وسنّت چند همسری دچار تحول اساسی شد. دین اسلام چند زنی را برخلاف چند شوهری لغو نکرد چرا که از طرفی با طبیعت انسانی واز سوی با نیاز جامعه سازگار بود. امّا آن را با شرایط ذیل وبه منظور جلوگیری از هوسرانی مردان وتضییع حقوق زنان محدود کرد:
۱٫ محدود به چهار زن
۲٫ عدالت بین همسران
۳٫ رعایت حقوق همسران از جمله مهریه و نفقه
بنابراین اسلام، قانون چند همسری را تأسیس و اختراع نکرد بلکه آنچه را که در برخی از جوامع وجود داشت با ایجاد محدودیت در آن تأیید نمود.
ادلّه فقهی بر جایز بودن چند همسری آیات قرآن کریم، سنت و سیرۀ معصومین (ع) بر مشروعیت و جواز چند همسری دلالت دارد. در چند آیه از قرآن موضوع چند همسری مطرح شده است.
« وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُواْ فِى الْیَتَمَى فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَآءِ مَثْنَى وَثُلَثَ وَرُبَعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُواْ فَوَ حِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَنُکُمْ ذَ لِکَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُواْ »
و اگر در اجرای عدالت میان دختران یتیم بیمناکید، هرچه از زنان ]دیگر[ که شما را پسند افتاد، دو دو، سه سه ، چهار چهار، به زنی گیرید. پس اگر بیم دارید که به عدالت رفتار نکنید، به یک ]زن آزاد[ یا به آنچه ]از کنیزان[ مالک شده اید ]اکتفاء کنید[. این ]خودداری [ نزدیکتر است تا به ستم گرایید ]وبیهوده عیال وار گردید[
همچنین در روایات متعددی به چند زنی تصریح شده است که در برخی احکام ودر بعضی حکمت آن بیان شده است. در سیرۀ عملی پیامبر اکرم (ص) و چند تن از امامان معصوم نیز چند همسری وجود داشته است.
فلسفه تعدّد زوجات در اسلام:
۱٫ازدیاد فرزند. چنانچه در جامعهای در مقطعی از زمان، ازدیاد فرزند یک نیاز عقلایی باشد، تعدد زوجات تنها راه حصول آن است، زیرا توانایی مرد در تولید مثل نامحدود بوده وتعداد فرزندانی که یک زن میتواند در طول عمر خود به دنیا بیاورد بسیار محدود است پس برای داشتن فرزندان زیاد ناچار یک مرد میبایست همسران متعددی را انتخاب نماید.
۲٫ محدود بودن دوره فرزند زایی زن قوه تولید مثل در زنان به طور معمول در سن ۵۰ سالگی خاموش میشود، درحالی که مردان تا ۸۰ وگاه ۱۰۰ سالگی ممکن است آمادگی تولید مثل را داشته باشد. در این صورت حتی اگر سن مرد وزن هنگام ازدواج مساوی باشد، پس از آنکه زن ۵۰ ساله شد، مرد نیروی تولید مثل را همچنان دارا خواهد بود
واگر بخواهد دارای فرزند شود ویا باید همسر دیگری اختیار کند ویا از راه نامشروع به این کار اقدام نماید. بدیهی است که تنها راه از نظر اسلام انتخاب همسر دیگر است.
۳٫ نازایی زن برخی اندیشمندان نازایی زن یا بیماری که مانع آمیزش جنسی شود وهمچنین وجود عادت ماهانه زن را سه عامل مهم در گرایش مرد به همسر دیگر دانستهاند. تمایل زن و مرد به داشتن فرزند در صورتی که زن قادر به باروری نباشد وعلاقه زوجین مانع طلاق شود موجب شده است که مرد خانواده با رضایت و حتی تشویق همسر اقدام به ازدواج مجدد نماید.
۴٫ فزونی تعداد زنان آماده ازدواج بر مردان مهمترین عامل پیدایش تعدد زوجات در طول تاریخ و اصلیترین علّت جواز آن از نگاه اسلام فزونی عدد زنان آماده ازدواج بر مردان آماده ازدواج است. این مسئله دو علت اساسی دارد:
الف) دورۀ بلوغ دختران قبل از دورۀ بلوغ پسران است در نتیجه در یک محدوده سنّی دختران بالغ بیش از پسران بالغ است. مثلاً در میان دختران و پسران ۱۰ تا ۲۰ ساله همۀ دختران بالغ و آماده ازدواج بوده و تقریباً نصف تعداد پسران بالغ خواهند بود.
ب) به واسطه اینکه اغلب کارهای سنگین و خطرناک اجتماع به عهده مردان است و نیز تلفات مردان در جنگ بیش از زنان است و همچنین مقاومت مردان در برابر ناملایمات جسمی نسبت به زنان کمتر است همواره تعداد زنان در سنین بالا بیش از مردان خواهد بود.
بنابراین در صورت اکتفا کردن مردان به تک همسری گروهی از زنان از حق ازدواج محروم خواهند بود. حال آن که به طور قطع نیاز زنان به تشکیل خانواده بیش از مردان است.
راه حلّی که اسلام برای تأمین حقوق این گروه از زنان ارائه میدهد جواز ازدواج آنان با مردان همسرداری است که توانایی مالی و شرایط اخلاقی و قانونی چند همسری را دارند امّا راهحلّی که غرب ارائه میکند تک همسری همه مردان و جواز روابط نامشروع این عده از زنان است. آمار فساد و فحشا در غرب و همچنین تصریح برخی اندیشمندان غربی از جمله برتراندراسل شاهد گویایی بر این مدعاست.
چنانچه شوپنهاور و گوستاو لوبون نیز از ممنوعیت تعدد زوجات در غرب و به خاطر آثار سوء آن انتقاد کردهاند. اثرات ممنوعیت تعدد زوجات: به خطر افتادن تک همسری؛ اگر چند همسری ممنوع باشد به دلیل وجود زنان بیهمسر در جامعه همواره رفیقه بازی و معشوقه گیری، خانوادههای تک همسر را تهدید نموده و به پرتگاه فروپاشی و سقوط خواهد رساند.
آسیبهای روحی روانی زنان بیشوهر. محروم شدن از حق طبیعی ازدواج برای یک زن که از حساسیت و آسیبپذیری ویژه برخوردار هست میتواند عوارض روانی از جمله احساس حقارت و کاستی در بین همسالان را به همراه داشته باشد.
افزایش فساد و فحشا در جامعه؛ زنان محروم ازدواج کالای زائد بر مصرف نیستند تا دور افکنده شوند بلکه انسانی هستند با همۀ نیازها و حساسیتها. در جامعهای که گروهی از زنان فاقد خانواده باشند از طرفی خواهشهای عاطفی و نفسانی آنان سلامت جامعه را تهدید خواهد کرد و از طرف دیگر مردان هوسباز فرصتی برای مزاحمت وسوء استفاده پیدا خواهند نمود.
اشکالات و معایب چند همسری:
بیتردید چند همسری در مقایسه با تک همسری دارای معایب و ناهنجاریهای بیشتری است. اکثر مردانی که از چند همسری راضی و خشنودند، آنهایی هستند که عملاً از زیر بار مسؤلیتهای شرعی و اخلاقی آن شانه خالی میکنند.
چند همسری عشق و علاقه و احساسات زوجین نسبت به یکدیگر را تحت تأثیر قرار داده، زمینه حسدورزی میان همسران را فراهم میکند وآنان را به قیام علیه همدیگر وا میدارد و کانون گرم خانواده را به محیط کینه و جنگ تبدیل میکند و این به سطح فرزندان نیز سرایت کرده دشمنی و رقابت به وجود میآورد.
اگر چه بسیار ی از این ایرادها به نحوه اجرای این قانون مربوط میشود نه اصل آن، اما از آنجا که احکام اسلام تابع مصالح است و مصلحت چند همسری بیش از معایب آن است و قوانین اسلام بیش از آن که عواطف یا منفعت طلبی همسر اول را ملاحظه نماید. مصلحت کلّ جامعه و سلامت آن را مدنظر قرار داده است لذا وجود آن را بر عدمش ترجیح داده است.
پاسخ سوال دوم:
فلسفة ازدواج موقت همچون ازدواج دائم، این است که مردان و زنان از نظر غریزة جنسی کمبودی احساس نکنند و راه ازدواج صحیح باز باشد تا دچار زنا و فساد نشوند. چه بسا زنانی که شوهرانشان از دنیا رفته و بی سرپرست مانده اند و غریزة شهوت به آنان فشار می آورد. از طرفی مردانی هستند که زمینة ازدواج دائم برایشان فراهم نیست. در اسلام راه صحیح ازدواج خوب و آسان فراهم شده تا کسی به گناه آلوده نشود.
در ازدواج موقت شرایطِ سخت ازدواج دائم وجود ندارد. ضمن اینکه نباید از این نکته غفلت کرد که غریزة جنسی یکی از نیرومند ترین غرائز انسانی است، تا آن جا که پاره ای از روانکاوان آن را تنها غریزه اصیل انسان می دانند و تمام غرائز دیگر را به آن باز می گردانند. از سوی دیگر این یک قانون کلی است که اگر به غرایز طبیعی انسان به صورت صحیحی پاسخ گفته نشود، برای اشباع آن متوجه طریق انحرافی خواهد شد، زیرا غرایز طبیعی را نمی توان از بین برد. فرضاً بتوانیم آن را سرکوب کنیم، چنین اقدامی عاقلانه نیست، زیرا مبارزه با قانون آفرینش است،
بنابراین راه صحیح آن است که غرائز را از طریق معقولی اشباع کرد و از آن ها در مسیر زندگی بهره برداری نمود.
از طرف دیگر در بسیاری از محیط ها افرادی در سنین خاصی قادر به ازدواج دائم نیستند، یا افراد متأهل درمسافرت های طولانی و یا در مأموریت ها و یا به علل دیگری با مشکل عدم ارضای غریزة جنسی رو به رو می شوند. اسلام که قوانینش را خدای عالم بر تمام مصالح و مفاسد و نیازهای درونی و بیرونی بشر فرستاده است، برای پاسخ گویی صحیح و همه جانبه به این غریزه طبیعی، دو راه تعیین فرموده است: یکی ازدواج دایم و دیگری موقت.
چنان چه این دو برنامه الهی با شرایط و مقررات تعیین شده از سوی شرع عملی گردد، هم به یکی از غرایز انسانی پاسخ طبیعی داده می شود، و هم حقی از کسی پایمال نمی گردد و کسی بدبخت نمی شود و از گسترش فحشا و فساد جلوگیری می شود.
روایتی از حضرت امیر(ع) نقل شده که اگر ازدواج موقت در جامعه جریان یابد، هیچ انسان غیرتمندی تن به زنا نمی دهد.
البته ممکن است افراد متخلّفی پیدا شوند که از این قانون سوء استفاده نمایند، ولی باید توجه داشت در تمام یا اکثر قوانین، افراد منحرف، تخلّف و سوء استفاده می کنند، لیکن این نقض قانون نیست، بلکه عیب سوء استفاده کنندگان است که باید اصلاح گردند.
ازدواج موقت شرایطی دارد که با توجه به شرایط، این اشکال کاملاً منتفی است.(۱)
شرایط ازدواج موقت:
۱ـ خواندن صیغه عقد، که به عربی صحیح خوانده می شود، و اگر مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند، به هر لفظی که صیغه را بخوانند صحیح است و لازم نیست وکیل بگیرند، اما باید لفظی بگویند که معنی “متعت” و “قبلت” را بفهماند، مثلاً متعه کردم، قبول کردم.
۲ـ کسی که صیغه را می خواند، بالغ و عاقل باشد.
۳ـ زن و مرد به ازدواج راضی باشند.
۴ـ زن اگر دختر باکره باشد، باید از پدر یا جد پدر خود اجازه بگیرد.
۵ـ مدت زناشویی معین شود.
۶ـ تعیین مهریه، زن و مرد به پول یا مال دیگری توافق کنند و در عقد ذکر نمایند.(۲)
ذکر سه نکته لازم است:
۱ـ چنان چه در عقد موقت فرزندی متولد شود، دارای حقوق فرزند متولد شده از زن دائمی است.(۳)
۲ـ زن می تواند در عقد موقت شرط کند شوهر با او نزدیکی نکند و فقط لذت های دیگر را ببرد.(۴)
۳ـ اگر در عقد موقت زن بالغ و غیر یائسه باشد و نزدیکی انجام گیرد، باید ۴۵ روز (دو حیض) عده نگه دارد.(۵)
با دقت در مطالب در می یابیم که ازدواج موقت نه تنها موجب گسترش فحشا نمی شود، بلکه از آن جلوگیری کرده و از بی حد و حصر بودن آن جلوگیری به عمل می آورد. اسلام برای به کنترل در آوردن غریزة جنسی و این که انسان در هر حال و هر صورتی و بدون ضابطه نمی تواند به ارضای غریزه ی جنسی روی آورد، موضوع ازدواج را خواه به صورت دائم یا موقت مطرح کرده است.
پی نوشت ها:
۱٫ برای اطلاع بیشتر به تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۳۴۰ ـ ۳۴۵ مراجعه شود.
۲٫ امام خمینی، توضیح المسائل، مسئلة ۲۳۶۳ و ۲۳۷۰ و ۲۳۷۶؛ تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۸۹، مسئلة
۵ و ص ۲۹۰، مسئلة ۹٫
۳٫ تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۹۱، مسئلة ۱۳٫
۴٫ توضیح المسائل، مسئلة ۲۴۲۳٫
۵٫ تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۹۱، مسئلة ۱۶٫
موفق و پیروز باشید
صفحه ی فیس بوکم :