شیعیان ومحدثین
طريق نايبان چهارگانه برقرار بود، شيعه دورۀ جديدی آغاز كرد، ولی پريشانی
عصر حيرت همچنان ادامه يافت؛ تااينكه در دورۀ قدرت يافتن آل بويه وتسلطشان بر
بغداد،شيعيان با بهره گيری از شرايط بوجود آمده توانستند تلاش گسترده ای در
زمينه های فقهی، كلامی، حديثی انجام دهند.
هرچند اختلاف ميان مشربهای حديث گرا وعقل گرا در مبانی تفكر كلامی شيعه وجود داشت
ولی پايه های همان انديشه هايی كه نخستين بار توسط شخصيت هايی مانند شیخ صدوق،
شيخ مفيد، شيخ طوسی وسيد مرتضی در قرن چهارم تا قرن پنجم هجری قمری در آثار
خود مطرح ساختند، ماندگار شد وبعدها بابرخی تغييرات جزئی به عنوان ركن اصلی
انديشه دينی وفقهی شيعه ادامه يافت و بعد از سقوط آل بويه وقدرت يافتن تركان سلجوقی
هم كه موضوع بحث اين تحقيق است به اجمال توضيح داده می شود. یک نکته اینکه
نباید تشیع سیاسی را با شیعه واقعی واعتقادی خلط کرد یعنی کسانی که به مبانی فکری
شیعه اعتقای نداشته ویا اینکه مطلع نبوده اند ولی درزمان امامان وحتی بعدها با این عنوان
شناخته می شدند یعنی شیعه، یا کسانی که طرفدار خاندان علوی بودند- در ابعاد سیاسی
وحکومتی- بعد ها هم این روش یعنی جانب داری کردن از خاندان عباسی وعلوی همچنان
وجودداشت ولی شیعیان ترکیبی بودند از شیعه اعتقادی وسیاسی ،اين اصل درميان
همه ي گروهاي فكري وسياسي وجود داشت، حتی در میان محدثین وفقها ومتکلمین و
دیگران نیز بودند کسانی که اعتقاداتشان جنبه سیاسی داشت ودر برتری دادن به
امام علی(ع) وخاندان ایشان( شيعه 12امام) درضدّیت با خلفا، با شیعیان اعتقادی هم
داستان بودندولی شیعه باآن تعاریفی که کردیم نبودند بلکه می توان آنهارا محب ویا تشیع
نامید همچنانکه امروزه هستند کسانی که حتی مسیحی هستند ولی به خاندان امامان (ع)عشق
وعلاقه دارند نکته بعدی شیعه اعتقادی،اعم تشیع سیاسی ومحبان اهل بیت(ع) را در بر
می گیرد ولی تشیع سیاسی ممکن است خالی از دو قسم دیگر باشدوصرفاًجنبه های سیاسی
داشته است.
صفحه ی فیس بوکم :