درتوضيح اين فرايند تكاملی شیعه می توان گفت:ازهمان دوران كه هنوز پيامبرخدا(ص)

درقیدحیات بودند عملاً درجامعه مسلمانان زمينه هايی ازبروز دوحزب وجود داشت:یکی

 حزب قريش كه بنی هاشم را قبل از پیدایش اسلام ازخود رانده بود وحزب دیگرعلویان كه

متشكل ازهاشميان وهواداران آنها ازمهاجر وانصار بود، که چهره هايی چون ابوذر،

عمار، مقداد وسلمان رادرخود جای می داد.([1]) اين همان چيزی است كه برخی آن را تشيع

 به معنای تشيع معنوی ناميده اند.([2]) رويكرد متفاوت اين دو حزب در جريان سقيفه خود را

نشان داد، هر چند در اين زمان هنوز شيعيان يك جريان كلامی مستقل نبودند و بيش ازهر

 چيزدر قالب حزبی سياسی رخ می نمودند كه علی(ع) را حق می دانستند، گر چه اين امر

لزوماً به معنای نفی ديگران وانكار ديگر خليفگان پيش از او نمی باشد. در این جا می توان

گفت، هنگامی كه امام علی(ع) به خلافت می رسد اصل آن ماجرا و رخداد هايی كه در پی آن

 به وقوع پيوست صف شيعيان علی(ع) را به طور مشخص تر از شيعيان معاويه جدا می سازد

 اما هنوز كار برد، واژه شيعه كاربردی فراتر از معنی لغوی يا پيوستگان به علی(ع) و

طرفداران آن حضرت در برابر معاويه نيست. در اين دوران شمار شيعيان رو به فزونی می نهد

 اما مفهوم تشيع در سده های نخستين اعم از تشيعی بوده كه اكنون رايج است. آنچه اكنون شيعه

 گفته می شود در اصطلاح كهن عثمانيان از آن تعبير به رفض شده است ودر آن دوره شيعه

در كاربرد عمومی به كسانی گفته می شده كه امام علی(ع) را مقدم برعثمان می داشتند.

 [1]جعفريان،رسول،تاريخ تشيع درايران،ج،ص23 [2] - فياض،تاريخ الاماميه،ص38