نویسندگانی که دراثرمعاشرت با اهل تسنن وسیردرکتب انها به اشتباه رفته وبه مثل معروف تنهابه

 قاضی رفتندوخوشحال بگرشتند،گمان نموده اندکه ایرانیان روی سیاست مذهب حق تشیع را اختیار

نموده اند.

واقعا نخواسته اید ویا نتوانسته اید بخواهندکه تعمق نمایندواز عادت وتعصب بر کنار،علة العلل توجه

 ایرانیان وعلاقه مندی انها به امیرالمومنین واهل بیت ان حضرت پیدانمایند واگرمختصری دقت وتامل

 وتعمق می نمودند،زود به حقیقت می رسیدند ومی فهمیدندکه هرفردی یاقومی که اگر عملی را از روی

 سیاست انجام دهند موقت است وبعدازگرفتن نتیجه ورسیدن به هدف ومقصد خود از همان راهی که

امده اند برمی گردند نه انکه هزارسال براین عقیده ی حقه ثابت ودر این راه جان بازی ها نموده تا

پرچم تشیع را با خون خود حفظ وافتخار به کلمه علی ولی الله بعدازلااله الاالله محمد رسول الله بنمایند.

برای روشن شدن تاریخ بامختصربه اقتضای وقت علت العلل علاقه مندی ایرانیان را درمیان ارباب

 ملل به ان حضرت و اهل بیت طاهرین به عرض میرسانم تابدانید که انها از روی سیاست اظهار تشیع

 ننمودند،بلکه از روی حقیقت وبرهان وعلاقه مندی قلبی مذهب حق تشیع را اختیارنمودند.

اولا:هوش وذکاوت ایرانیان ایجاب میکند که هرگاه جهل وعادت وتعصب مانع انها نگردد،حق وحقیق

ت را زود درک نموده وبه جان بپذیرند.

چنانچه بعدازفتح ایران به دست اعراب مسلمین باازادی کاملی که مسلمانان به انها داده بودند واجبار

 واکراهی هم درقبول دین مقدس اسلام نداشتند همین که دراثرمعاشرت با مسلمانان وکنکاوی های دقیق

 پی به حقیقت اسلام بردند،دین اتش پرستی ومجوسیت چندین هزارساله را باطل تشخیص داده وبایک

دنیا شوق ومیل وعلاقه قلبی ازعقیدۀ به دو مبدا ((اهریمن))و((یزدان))روی گردانده ودین توحیدی

 اسلام را اختیارنمودند.

وهمچنین وقتی دلایل مثبتۀ حقانیت را درمذهب تشیع یعنی پیروی از علی(ع) دیدند،روی خرد و

دانش تبیعت وپیروی نمودند.

وبرخلاف فرمودۀ شما وبسیاری ازنویسندگان بی فکر اهل تسنن، توجه ایرانیان به مقام ولایت و

علاقه مندی ان ها به امیرالمومنین درزمان خلافت هارون ومامون نبوده،بلکه از زمان خود

رسول الله (ص) این عقد مودت در دل ایرانیان ریشه دوانید.

چه انکه هرایرانی وقتی به مدینه می ایدومسلمانان می شد وروی هوش وذکاوت خاصه ایرانیان

 حق وحقیقت را در علی می دید،لذا به حبل متین وریسمان محکم ولایت ان حضرت به امروراهنمایی

 رسول اکرم(ص)چنگ می زد.

سرسلسلۀ ان ها سلمان فارسی بوده که واجد جمیع درجات ومراتب ایمان گردید تا انجه که

 خاتم الانبیا (ص)بنا بر انچه علمای فریقین نوشته اند درباره او فرمود((سلمان منا اهل بیت ؛

یعنی سلمان از ما اهل بیت است)).ازهمان اوان معروف شد به ((سلمان محمدی))؛واین سلمان

 ازشیعیان خالص وعلاقه مندبه ولایت ان حضرت وازمخالفین جدی سقیفه بود که پیروی از او به

 حکم حدیث منقوله درکتب اهل تسنن طریق هدایت است.

ازجهت انکه ایات قران مجید وبیانات رسول الله را درباره آن حضرت شنیده بود و به عین الیقین

 فهمیده بود که اطاعت علی اطاعت خداوپیغمبر است؛ زیرا که مکرر از رسول اکرم میشنید که

میفرمود((من اطاع علیاً فقد اطاعنی ومن اطاعنی فقد اطاع الله ومن خالف علیاً فقد خالقنی ومن

خالقنی فقد خالف الله))[1]

کسی که علی را اطاعت نماید مرا اطاعت نموده وکسی که مرا اطاعت نماید خدا را اطاعت نموده،

وکسی علی را مخالفت نماید مرا مخالفت نموده))

ونیزهرایرانی که به مدینه رفته ومسلمان گردیده ،چه درزمان پیغمبروچه در ازمنۀ بعدیّه،دراطاعت

 وسلک ان حضرت وارد می شد.

به همین جهت خلیفه ثانی سخت عصبانی گردیده برای ان ها محدودیتهایی قایل شد!

که همان محدودیت ها وفشارها تولید کینه وعداوت در دل انها نموده وبسیارمتاثرشدند که چراخلیفه

برخلاف دستورات وسیرۀ رسول الله، ان ها را طرد واز حقوق اسلامی منع نموده!!

وعلاوه براینها آن چیزی که بیش ازهمه ایرانیان را به مقام مقدّس  علی وعترت طاهرۀ آن حضرت

 متوجه نمود که دراطراف آن حضرت تحقیقات کامله نمودند ومحبتش در دل آن ها قرارگرفت،طرفداری

کاملی بود که امیرالمونین علی(ع) ازشاهزادگان اسیرایرانی نمود.

چه  انکه وقتی اسرای مدائن (تیسفون)را به مدینه وارد نمودند،خلیفه ثانی امر کرد تمام زن های اسیر

 را به کنیزی به مسلمانان بدهند،امیرالمونین منع نمود وفرمود:دودختر یزدگرد شاهنشاه ایران میان

 اسراهستند،نتوان انها را به کنیزی داد.خلیفه(عمربن خطاب)گفت:پس چه باید کرد؟حضرت فرمودند:

امرکن برخیزند و هرفردی از مسلمانان را طالب شدند آزادانه به شوهری بپذیرند،فلذا به دستور

حضرت برخاستند درمیان صحابه نظرکردند،شاه زنان محمدبن ابی بکر را (که  تربیت شده وربیب آن

حضرت بود)وشهربانو حضرت امام حسین سبط رسول الله را انتخاب نمود وبه عقد شرعی به خانه

انها رفتند

که ازشاه زنان خداوندفرزندی به محمدداد(قاسم فقیه)پدر ام فروه مادرامام ششم صادق ال محمد سلام الله

علیه،وازشهربانو امام چهارم زین العابدین علی (ع)متولد گردیدند.

وقتی این خبروطرفداری آن حضرت از دختران شاه ایران به ایرانیان رسید علاقه مخصوصی به

 آن حضرت پیدا نمودند،همین مطلب وعلاقه مندی به ان حضرت سبب شد که دراطراف آن حضرت

تحقیقات عمیقانه نمایند.

مخصوصاًبعدازفتح ایران به دست مسلمانان وتماسی که با آنها پیدانمودند به دلایل حقه برولایت

 وامامت وخلافت بلافصل ان حضرت پی بردند وقلباً توجه کامل حاصل نموده وهمین که مانع برطرف

 ومقتضی موجودباشد،عقاید وعلاقۀ قلبی خودرا علنی ومذهب خود را ظاهرنمودند.

پس این ظهورعقیده وآزادی مذهب ربطی به زمان خلافت هارون ومامون ویا دورۀ سلطنت صفویه

چناچه فرمودید نداشته ،بلکه از هفتصد سال قبل از ظهورسلطنت صفویه مذهب حق تشیع درایران

جلوه گرگردید(یعنی درقرن چهارم هجری)که زمام امور در ایران به دیالمه ال بویه واگذارشد،پرده از

 روی این حقیقت برداشته وایرانیان آزادی کامل پیدا نموده وپی برده ،اظهار علاقه نمودند ومکنونات

قلبیۀ خودرا ظاهرساختند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]تاریخ مدینه دمشق ج42،ص270