درپاسخ باید گفت:زمانی این سخن صحیح است که هیچ گونه نوشته،سخن وحتی اشاره ای به رفع

حوائج مومنین ودست گیری از نوع انسان ها در زمان زندگی دنیایی آنان به میان نیامده بشد؛درحالی

که کتاب های زیادی پیرامون مهرورزی،کمک رسانی واحسان به هم نوع با سبک وسیاق های مختلف،

اعم از نظم ونثر به رشته ی تحریر در آمده وسخنوران توانا،همواره مردمان را به این انسان دوستی

شفارش کرده اند. وانگهی،در کتابهای حدیثی نیز،فصلهای مجزّایی پیرامون انسان دوستی در

حیات دنیایی به رشته ی تحریر در امده که همگی دلیل بر این سخن است.

آری،زمانی مرده پرستی معنا میابد که علاوه برعدم تذکر بر احسان به یکدیگر در سرای دنیا،بعداز

وفات شخص ،او را به صفاتی که مقام او را بی دلیل بالاببرد  مورد ستایش قرار دهیم که در طول 

زندگیش ان کارها را انجام نداده باشد. ویا زمانی این سخن صحیح می نماید که از وجود عالمان و

هنرمندان در هر رشته وفنی هیچ گونه استفاده وبهره وردی یا تعریف وتشکروقدردانی ویا معرفی و

شناسایی نکرده باشیم وبه محض وفاتشان،زبان ستایش واز نبود گوهری مثل او سردهیم.

از جمله اداب صحیح زندگی در طول حیات دنیایی خود،نحوه ی چگونگی برخورد با شخص متوفی و

بستگان اون می باشد.پس صرف عدم برخورد صحیح با شخص در زمان حیات دنیائیش ،مجوز برای

تعطیل کردن و  وانهادن اداب متعلق به زمان فوتش نمیشود