ولایت فقیه 15
براساس آموزههاي اسلامي و منابع معتبر ديني، فقهاي واجد شرايط ( يعني جامع صلاحيت هاي علمي ،اخلاقي و مديريتي)، به صورت عام، از طرف امامان معصوم(عليهالسلام) جهت اداره و رهبري جامعه اسلامي در عصر غيبت، منصوب گرديده و همه داراي ولايت ميباشند، آنان موظفند در زمينه اداره امور جامعه و تشكيل حكومت در صورتي که امکانات و شرايط محيطي از قبيل مقبوليت مردمي فراهم باشد اقدام نمايند و اطاعت از آنان واجب مي باشد. چنانكه امام صادق(عليهالسلام) در روايت مقبوله عمر بن حنظله، ميفرمايد: «... مَنْ كَانَ مِنْكُم مِمَّنْ قَدْ رَوَي حَديثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالنَا وَ حَرَامنَا وَ عَرَفَ اَحكَامَنَا فَليرضُوْا بِهِ حَكَماً فَاِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيكُمْ حَاكِماً فَاِذَا حَكَمَ بِحُكمِنَا فَلَمْ يقبَلْ مِنهُ فَاِنَّمَا استخَفّ بِحُكْمِنَا وَ عَلَينَا رَدٌّ وَ الرَّادُّ عَلَينَا كَالرَّادُّ عَلَي اللّهِ وَ هُوَ عَلَي حَدِّ الشِّركِ بِاللَّهِ»{ ؛ }ر.ك: محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، دارالتعارف، 1401ق، ج 1، ص 67 ؛ محمد بن حسن عاملي، وسائل الشيعه، تهران: انتشارات اسلامي، ج 18، ص 98.{V؛ «مردم بايد به كساني از شما (شيعيان) كه حديث و سخنان ما را روايت ميكنند و در حلال و حرام ما به دقت مينگرند و احكام ما را به خوبي باز ميشناسند (عالم عادل)، مراجعه كنند و او را به عنوان حاكم بپذيرند. من چنين كسي را بر شما حاكم قرار دادم. پس هرگاه به حكم ما حكم كند و از او پذيرفته نشود، حكم خدا كوچك شمرده شده و بر ما رد شده است و آن كه ما را رد كند، خدا را رد كرده است و چنين چيزي در حد شرك به خداوند است» }جهت آشنايي كامل با تفسير و تبيين اين روايت، ر. ك: سيد روحاللَّه موسوي خميني، ولايتفقيه، تهران: مؤسسهتنظيم و نشر آثار امام(رحمهالله)، 1374، صص 80، ج 77 و صص 106 - 102.{.
نتيجه استدلال اين است كه فقهاي جامع شرايط - علاوه بر منصبهاي ولايت در افتا، اجراي حدود و اختيارات قضايي، نظارت بر حكومت و امور حسبيه - در مسائل سياسي و اجتماعي نيز ولايت دارند و اطاعت از آنان همانند اطاعت از معصومين واجب است . بديهي است امام(عليهالسلام) شخص معيني را به حاكميت منصوب نكرده؛ بلكه به صورت عام تعيين نموده است. روايات متعدد ديگري نيز دلالت بر اين موضوع دارد؛ طبق آنچه از فرمايش حضرت ولىعصر(عج) در جواب نامه شخصى به نام اسحق بن يعقوب آمده و آن را بزرگان علماء نقل كردهاند: اطاعت از فقيه جامعالشرايط در زمان غيبت امام زمان(عج) در حكم اطاعت و پيروى از امام زمان و رد كردن دستور چنين مجتهدينى به منزله رد سخن و امر امام زمان(عج) است . توقيع مبارك حضرت ولي عصر(عج) كه ميفرمايد: }«وَ اَمَّا الحَوَادِثُ الوَاقِعَه فَارْجِعُوا فِيهَا اِلي رَوَاةُ حَديثنَا فَاِنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيكُمْ وَ اَنَا حُّجَةُ اللَّه»{H؛ }وسائلالشيعه، پيشين، ج 18، ص 101، ح 8 .{ و همچنين روايت، }«اَلعُلَمَاءُ حُكَّامٌ عَلَي النَّاسِ»{ ؛ }ميرزا حسين نوري، مستدرك وسائل الشيعه، قم: مؤسسهآل البيت، 1409 ق، باب 11 (از ابواب صفات قاضي)، ح 33.{ و روايت امام حسين(عليهالسلام) از حضرت امير(عليهالسلام): }«اِنَّ مَجارِي الْاُمُورِ وَالْاَحْكامِ عَلي اَيدي الْعُلَماءِ بِاللَّهِ اَلْأُمَناءِ عَلي حَلالِهِ وَ حَرامِهِ»{ ؛ }همان، ح 16 ؛ و براي آگاهي بيشتر درباره دلايل روايي ولايت فقيه ر.ك: امام خميني، ولايتفقيه، بحث ولايت فقيه به استناد اخبار، صص 148-48.{. علاوه بر احاديث فوق ، روايات متعدد ديگري نيز هست كه همگي بيانگر لزوم اطاعت از ولي فقيه است و مخالفت با ولي فقيه را در حد مخالفت با ائمه (ع ) و مخالفت با خداوند مي داند. بر اين اساس در دوران غيبت همواره پيروى و اطاعت از مجتهدين واجد شرايط معمول بوده است و در قانون اساسى براى جلوگيرى از اختلاف نظر فقها و لزوم وحدت رهبري در حكومت، يك نفر مجتهد واجد شرايط به عنوان ولىفقيه قرار داده شده است كه در مسائل مربوط به حكومت و مملكت بر همه مردم حتى بر ديگر مراجع لازم است از ولىامر پيروى نمايند. در اصل پنجم قانون اساسي كشورمان آمده: «در زمان غيبت حضرت ولي عصر(عج)، در جمهوري اسلامي ايران ولايت امر و امامت امت بر عهده فقيه عادل و با تقوي، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر است» و در اصل پنجاه و هفتم آن نيز ميخوانيم: «قواي حاكم در جمهوري اسلامي ايران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضائيه كه زير نظر ولايت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آينده اين قانون اعمال ميگردند». بنا بر مباني ديني و حقوقي فوق اطاعت از فقيه جامعالشرايط در عرصه مديريت جامعه اسلامي امري كاملاً ضروري است.
براى آگاهى بيشتر ر.ك:
1. بررسي تطبيقي نظريه هاي ولايت فقيه , شريف لک زايي , قم : پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي.
2. جهانبزرگى، احمد، درآمدى بر تحول نظريه دولت در اسلام.
3. پيشينه و دلايل ولايتفقيه، امام خمينى و حكومت اسلامى.
4. جهان بزرگى، احمد، پيشينه تاريخى ولايتفقيه.
5. دين و دولت در انديشه اسلامي , محمد سروش , قم : بوستان کتاب .
6. جوادى آملى، ولايت فقيه، ص 491.
7. امام خمينى(ره)، ولايت فقيه، ص 48.
8. على شيرازى، پاسخ به شبهات پيرامون ولايت فقيه، ص 12 و 24.
صفحه ی فیس بوکم :