ولایت فقیه 12
در اين رابطه ادله عقلى متعددى وجود دارد.
يكى از مباحث مهم «فلسفه سياست»، همين است كه زمامدار يا
رهبران و كارگزاران حكومت در يك جامعه، چه كسانى و با چه خصوصياتى بايد باشند؟
در پاسخ به اين سؤال دو فرض قابل تصور است:
1. هيچ معيار و ويژگى خاصى لازم نيست.
2. وجود يك سرى ويژگىها و خصوصيات لازم است.
بطلان فرض اول كاملاً روشن است؛ روش عقلى اين است كه براى
ابتدايىترين سطوح مديريت در جامعه، در جست و جوى افراد
ذىصلاح با ويژگىهاى خاصى بود؛ چه رسد به مديريت كلان
اجتماعى كه سرنوشت يك ملت را در ابعاد گوناگون رقم مىزند.
بنابراين فرض دوم تعيّن مىيابد.
در فرض دوم يك سرى ضوابط و ويژگىهاى عام هست كه هر عقل سليمى وجود آنها را بايسته و لازم مىداند؛
از قبيل: دانش و بينش سياسى و اجتماعى، تدبير و قدرت مديريت.
اما آيا اين مقدار براى رهبرى يك جامعه كافى است؟
افزون بر آن، دانش و بينش و تدبير بر اساس چه اصول و هنجارهايى مورد نظر است؟
جواب اين سؤال در گرو درك اهداف تشكيل يك حكومت و خاستگاه و پايگاه ارزشى و مكتبى آن است.
از همين جاست كه انديشههاى سياسى مختلفى بروز نموده و پاسخهاى متفاوتى در پاسخ به پرسشهاى فوق ارائه مىشود
كه نظامهاى سياسى خاصى، مبتنى بر آن انديشهها پيشنهاد مىگردد.
صفحه ی فیس بوکم :