برخورد اسلامی با اسرا
برخورد اسلامی با اسرا
در عملیات یامهدی و در تکمیل عملیات والفجر هشت بود که شهید بزرگوار عادل عظیم خانی به یکی از اسرا خیلی ترحم نشان دادند و در اثر این ترحم گردان ما را که از عملیات برگشته بود، به مدت 3 روز بازداشت در مقر لشگر کردند. انهم بخا طر نارنجک چهل تکه ای كه زیر بدن اسیر بشدت مجروح عراقی قرار میدهد وان عراقي ناجنس تكه تكه ميشود.
شهید بزرگوار عادل عظیم خانی که در پیروزی و پیشروی گردان حضرت علی اکبر(ع) در عملیات کربلای پنج، در منطقه پنج ضلعی شلمچه، نقش بسیار زیادی داشتند، تا جایی که میتوانم ادعا کنم به تنهایی و در جلو ستون گردان، با رشادت و شهامت عجیبی که در کمتر کسی چنین شهامتی را پیدا می شود، این بزرگوار با جنگی تن به تن با نیروهای دشمن زبون، موجب پیشروی و پیروزی گردانمان بحول و قوه الهی شدند. روحش شاد و قرین رحمت الهی باد
اما اصل قضیه چنین است:
پس از پیروزی در عملیات یا مهدی بر دشمن بعثی زبون، شهید عادل عظیم خانی که واقعا قلب رئوف و مهربانی داشتند، مشاهده می کنند که یکی ار نیروهای عراقی بشدت مجروح شده و با زجر کشیدن در حال هلاکت است. شهید عزیز ما عادل، نگاهی به وضع عراقیه میکند تا بلکه با پانسمان کردن، او را به عقب بفرستند ولی می بینند که به هیچ وجه از شدت جراحت و زخمهایی که بر تن دارد، قابل بستن و پانسمان کردن نیستند، و بسختی در حال جان دادن است، لذا دلش بحال عراقیه میسوزد وفکر میکنند که چکار کنند که اسیر مجروح و در حال احتضار عراقی راحت بمیرد. با توجه به امکانات موجود نهایتا بفکرش میرسد که یکی از نارنجکها را به این اسیر زخمی حرام کند، چون دلش نمی امد که به عراقیه تیر خلاص بزند، بهمین خاطر نارنجک چهل تکه ای را زیر بدن ان اسیر بشدت مجروح قرار میدهد، که در اثر انفجار نارنجک، عراقیه زودتر و راحت تر خلاص میشود و از درد و ناله و ضجه کشیدن رهایی می یابد وان ناجنس تكه تكه ميشود.
اما این خبر بعد از عملیات بگوش فرمانده لشگر 31 عاشورا، برادرامین شریعتی میرسد و در جلسه ای که بمنظور تجزیه و تحلیل عملیات انجام شده، ترتیب داده بودند و کادر گردان هرکدام نحوه عمل کردشان را درعملیات فوق و همچنین شیوه چینش نیروها قبل و بعد از عملیات و نحوه تصرف خط دشمن را توضیح میدادند، لذا در بین توضیحات کادر گردان، فرمانده از این مسئله که اتفاق افتاده بود سوال کردند و تمام و کمال شهید عادل جریان را گفتند، اما فرماندهی قبول نکرد و گفتند باید اجازه میدادی در بین راه خودش(نفر اسیر عراقی) به درک واصل میشد، چرا که در روز حق کشتن اسیر دشمن را نداشتید، حتی با این وضع وخیم اش. در نتیجه بعنوان تنبیهی، گردان ما را سه روز در مقر لشگر ممنوع الخروج می کنند و بعد از 3روز عازم مرخصی شدیم.
باید ذکر کنم که در عملیاتها، معمولا در موقع شب اقدام به گرفتن اسیر نمیکنند، و لی در روز اجازه نداشتیم با اسرا حتی برخورد غیر اسلامی داشته باشیم و بایستی موازین شرعی را رعایت میکردیم، مگر در شب استثناء اگر دستور میدادند و انهم بنا به شرایط و اینکه اطلاعات اسرا ضروری بود و شاید در ادامه عملیات بدرد رزمندگان بخورد، در انصورت میگفتند که اسیر بگیرید. اما عمل شهید عزیزمان جزو استثناعات عملیات بود، ولی با این همه ، بنظر تمام برادرانی که اسیر نامبرده را دیده بودند باید جهت راحتی اش، کارش را تمام میکردند که این کار را شهید عادل به انجام رساند.
و در مقابل دستور فرماندهی مبنی برتنبیه نیروها، کسی خم به ابرو نیاورد و گلایه ای از فرماندهی نکردند و اطاعت از مافوق را بنحو احسن انجام داده و پس از 3روز راهی مرخصی شدند.
اما ایا دشمن با اسرای ایرانی در عراق چگونه میکرد ؟ خودتان بروید و از ازادگان جنگ بپرسید.
شادی ارواح طیبه شهدا علی الخصوص شهید دلاور و قهرمان خوئی عادل عظیم خانی صلواتی هدیه فرمایید.
در عملیات یامهدی و در تکمیل عملیات والفجر هشت بود که شهید بزرگوار عادل عظیم خانی به یکی از اسرا خیلی ترحم نشان دادند و در اثر این ترحم گردان ما را که از عملیات برگشته بود، به مدت 3 روز بازداشت در مقر لشگر کردند. انهم بخا طر نارنجک چهل تکه ای كه زیر بدن اسیر بشدت مجروح عراقی قرار میدهد وان عراقي ناجنس تكه تكه ميشود.
شهید بزرگوار عادل عظیم خانی که در پیروزی و پیشروی گردان حضرت علی اکبر(ع) در عملیات کربلای پنج، در منطقه پنج ضلعی شلمچه، نقش بسیار زیادی داشتند، تا جایی که میتوانم ادعا کنم به تنهایی و در جلو ستون گردان، با رشادت و شهامت عجیبی که در کمتر کسی چنین شهامتی را پیدا می شود، این بزرگوار با جنگی تن به تن با نیروهای دشمن زبون، موجب پیشروی و پیروزی گردانمان بحول و قوه الهی شدند. روحش شاد و قرین رحمت الهی باد
اما اصل قضیه چنین است:
پس از پیروزی در عملیات یا مهدی بر دشمن بعثی زبون، شهید عادل عظیم خانی که واقعا قلب رئوف و مهربانی داشتند، مشاهده می کنند که یکی ار نیروهای عراقی بشدت مجروح شده و با زجر کشیدن در حال هلاکت است. شهید عزیز ما عادل، نگاهی به وضع عراقیه میکند تا بلکه با پانسمان کردن، او را به عقب بفرستند ولی می بینند که به هیچ وجه از شدت جراحت و زخمهایی که بر تن دارد، قابل بستن و پانسمان کردن نیستند، و بسختی در حال جان دادن است، لذا دلش بحال عراقیه میسوزد وفکر میکنند که چکار کنند که اسیر مجروح و در حال احتضار عراقی راحت بمیرد. با توجه به امکانات موجود نهایتا بفکرش میرسد که یکی از نارنجکها را به این اسیر زخمی حرام کند، چون دلش نمی امد که به عراقیه تیر خلاص بزند، بهمین خاطر نارنجک چهل تکه ای را زیر بدن ان اسیر بشدت مجروح قرار میدهد، که در اثر انفجار نارنجک، عراقیه زودتر و راحت تر خلاص میشود و از درد و ناله و ضجه کشیدن رهایی می یابد وان ناجنس تكه تكه ميشود.
اما این خبر بعد از عملیات بگوش فرمانده لشگر 31 عاشورا، برادرامین شریعتی میرسد و در جلسه ای که بمنظور تجزیه و تحلیل عملیات انجام شده، ترتیب داده بودند و کادر گردان هرکدام نحوه عمل کردشان را درعملیات فوق و همچنین شیوه چینش نیروها قبل و بعد از عملیات و نحوه تصرف خط دشمن را توضیح میدادند، لذا در بین توضیحات کادر گردان، فرمانده از این مسئله که اتفاق افتاده بود سوال کردند و تمام و کمال شهید عادل جریان را گفتند، اما فرماندهی قبول نکرد و گفتند باید اجازه میدادی در بین راه خودش(نفر اسیر عراقی) به درک واصل میشد، چرا که در روز حق کشتن اسیر دشمن را نداشتید، حتی با این وضع وخیم اش. در نتیجه بعنوان تنبیهی، گردان ما را سه روز در مقر لشگر ممنوع الخروج می کنند و بعد از 3روز عازم مرخصی شدیم.
باید ذکر کنم که در عملیاتها، معمولا در موقع شب اقدام به گرفتن اسیر نمیکنند، و لی در روز اجازه نداشتیم با اسرا حتی برخورد غیر اسلامی داشته باشیم و بایستی موازین شرعی را رعایت میکردیم، مگر در شب استثناء اگر دستور میدادند و انهم بنا به شرایط و اینکه اطلاعات اسرا ضروری بود و شاید در ادامه عملیات بدرد رزمندگان بخورد، در انصورت میگفتند که اسیر بگیرید. اما عمل شهید عزیزمان جزو استثناعات عملیات بود، ولی با این همه ، بنظر تمام برادرانی که اسیر نامبرده را دیده بودند باید جهت راحتی اش، کارش را تمام میکردند که این کار را شهید عادل به انجام رساند.
و در مقابل دستور فرماندهی مبنی برتنبیه نیروها، کسی خم به ابرو نیاورد و گلایه ای از فرماندهی نکردند و اطاعت از مافوق را بنحو احسن انجام داده و پس از 3روز راهی مرخصی شدند.
اما ایا دشمن با اسرای ایرانی در عراق چگونه میکرد ؟ خودتان بروید و از ازادگان جنگ بپرسید.
شادی ارواح طیبه شهدا علی الخصوص شهید دلاور و قهرمان خوئی عادل عظیم خانی صلواتی هدیه فرمایید.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 0:18 توسط امین
|
صفحه ی فیس بوکم :