خطبه ام کلثوم(س) در کوفه

سوال: ام کلثوم(س) خطاب به کوفیان چه خطبه ای ایراد کرد؟

جواب: از کسانى که در کوفه براى مردم خطبه خواند جناب امّ کلثوم ـ دختر امیرمؤمنان على(علیه السلام) ـ بود.
آن حضرت در حالى که صدایش به گریه بلند بود، این خطبه را ایراد کرد:
«یا أَهْلَ الْکُوفَةِ، سُوءاً لَکُمْ! ما لَکُمْ خَذَلْتُمْ حُسَیْناً وَ قَتَلْتُمُوهُ، وَ انْتَهَبْتُمْ أَمْوالَهُ وَ وَرِثْتُمُوهُ، وَ سَبَیْتُمْ نِساءَهُ وَ نَکَبْتُمُوهُ؟! فَتَبّاً لَکُمْ وَ سُحْقاً!
وَیْلَکُمْ، أَتَدْرُونَ أَیَّ دَواه دَهَتْکُمْ؟ وَ أَیَّ وِزْر عَلى ظُهُورِکُمْ حَمَلْتُمْ؟ وَ أَیَّ دِماء سَفَکْتُمُوها؟ وَ أَیَّ کَریمَة اهْتَضَمْتُموها؟ وَ أَیَّ صِبْیَة سَلَبْتُمُوها؟ وَ أَیَّ أَمْوال نَهَبْتُمُوها؟ قَتَلْتُمْ خَیْرَ رِجالات بَعْدَ النَّبِیِّ، وَ نُزِعَتِ الرَّحْمَةُ مِنْ قُلُوبِکُمْ، أَلا إِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ، وَ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ

(اى کوفیان! بدبختى و بیچارگى نصیب شما باد! چرا حسین(علیه السلام) را تنها گذاشتید و (آنگاه) او را کشتید؛ اموالش را غارت کرده و آن را در اختیار گرفتید؛ و زنان حرمش را به اسارت درآوردید و مورد شکنجه و آزار قرار دادید؟! نابود گردید و به عذاب خدا گرفتار شوید!
واى بر شما! آیا مى دانید چه حادثه ناگوارى را مرتکب شدید؟ و چه بار گناهى را بر دوش گرفتید؟ و چه خونهایى را بر زمین ریختید؟ و چه بزرگانى را مورد ستم قرار دادید؟ و چه کودکانى را غارت کردید؟ و چه اموالى را به یغما بردید؟ شما بهترین مردان ـ بعد از وجود مبارک پیامبر ـ را به شهادت رساندید؛ (به گونه اى بى رحمى کردید که گویا) عاطفه و مهربانى از دل هاى شما ریشه کن شد. ولى آگاه باشید که حزب خدا پیروز است و حزب شیطان زیانکارند).
آنگاه این اشعار را خواند:
«قَتَلْتُمْ أَخی صَبْراً فَوَیْلٌ لاُِمِّکُمُ *** سَتُجْزَوْنَ ناراً حَرُّها یَتَوَقَّدُ
سَفَکْتُمْ دِماءً حَرَّمَ اللهُ سَفْکَها *** وَحَرَّمَهَا الْقُرآنُ ثُمَّ مُحَمَّدُ
أَلا فَابْشِرُوا بِالنّارِ إِنَّکُمْ غَداً *** لَفی قَعْرِ نار حَرُّها یَتَصَعَّدُ
وَإِنّی لاََبْکی فی حَیاتِی عَلى أَخی *** عَلى خَیْرِ مَنْ بَعْدَ النَّبِیِّ سَیُولَدُ
بِدَمْع غَزیر مُسْتَهَلٍّ مُکَفْکَف *** عَلَى الْخَدِّ مِنِّی دائِبٌ لَیْسَ یَجْمَدُ»
(شما برادر مرا با شکنجه کشتید، پس واى بر مادرتان، به زودى با آتشى که حرارتش شعله مى کشد، کیفر خواهید دید.
شما خون هایى را که خدا و قرآن و محمد آنها را محترم شمردند، بر زمین ریختید.
شما را به آتشى در قیامت بشارت مى دهم که از ژرفاى دوزخ زبانه مى کشد.
من (پس از این) در تمام مدت عمرم بر برادرم ـ که از بهترین ها بعد از رسول خدا بود ـ گریه و سوگوارى مى کنم.
آن هم گریستنى با قطرات فراوان اشک که پیوسته بر چهره ام مى غلطد و هرگز خشک نشود).
راوى این ماجرا مى گوید: مردم همراه با گریه، ضجّه و ناله مى زدند؛ زنان موهایشان را پریشان کردند و خاک بر سر و روى خویش ریختند و صورتهاى خود را خراشیدند و به آن ضربه مى زدند... به هر حال، هیچ زن و مردى گریان تر از آن روز دیده نشد.(1)
این خطبه که از زبان یکى از دختران على(علیه السلام) تراوش کرده، از ادبیات بسیار قوى و شجاعانه برخوردار است و به منزله تیرهاى خلاصى است که بر پیکر حکومت بنى امیه یکى پس از دیگرى وارد مى شود، و بذر انقلاب هاى آینده را در دلها مى پاشد.
این خطبه با این ادبیات چنان تأثیرى از خود در زن و مرد کوفه گذارد که همگى به هیجان آمدند، گویى عزیزترین عزیزانشان از دنیا رفته است؛ ناله هاى آنها کوفیان را به لرزه درآورد و کینه ها بر ضدّ بنى امیه در سینه ها موج مى زد و سرآغاز فصل تازه اى در تاریخ اسلام شد.(2)

پی  نوشت:

(1) . ملهوف (لهوف)، ص 198-199.
(2) . گردآوری از کتاب: عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، ص571.