معرفی معاویه بن ابی سفیان
سوال: معاویه بن ابی سفیان که بود؟
پاسخ: معاويه، بيست سالْ قبل از هجرتْ زاده شد در حالی که پدر اصلی اش معلوم نبود؛ چرا که به چندین نفر منصوب بود: مسافر بن ابى عمرو، ابوسفیان،عمارة بن وليد، صباح و... ولی آنچه مشهور است گفته اند صباح جوانى زيباروى و آوازه خوان و برده عمّارة بن وليد و اجیر ابو سفيان بود. ابوسفیان که مردی زشت و كوتاه قد بود از این رو هند، صباح را به همبستر شدن با خود فرا خوانْد و نطفه معاویه منعقد شد[1].
مادر معاويه هم هند، دختر عُتبه، و از قبیله قريش بود. او در جنگ [ اُحد] ، وقتى حمزة بن عبد المطّلب، عموى پيامبر(صلى الله عليه وآله)، بر اثر اصابت نيزه اى به شهادت رسید و بر زمين افتاد، هند آمد و او را مُثله كرد و بر اثر كينه توزى نسبت به وى، جگر او را جويد؛ از اين رو، معاويه را «فرزند زنِ جگرخوار» هم مى نامیند[2].
معاویه در سال هشتم هجرى، در زير برق خيره كننده شمشير مجاهدان اسلام، با اكراه و اجبار، تسليم آيين پیامبر اسلام حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله) شد. که او و همگِنانش عنوان «طُلَقاء» گرفتند.آنگاه عمر در زمان خلافتش او را به ولايت شام، منصوب کرد. او از ابتداى حاكميت، براى خود، حكومتى استبدادى و پادشاهى پديد آورد که داد مردم بلند شد ولی عمر بنا به ملاحظاتى با معاويه كنار مى آمد.[3]
معاویه با حاكميت بيست ساله با سياست هاى: در جهل نگه داشتن مردم، ايجاد رعب و وحشت در دل شهروندان و دور نگه داشتن جامعه از آگاهى، زمينه را براى هر گونه اقدام به نفع خود آماده كرده بود. او همچنین از آغاز خلافت امام على(عليه السلام) آهنگ مخالفت با وى ساز كرد و در تحريك طلحه و زبير، بسيار كوشيد و جنگ صفّين را عليه امام على(عليه السلام) به راه انداخت.
وی پس از جريان حَكَميت، به غارتگرى ها و هجوم هاى وحشيانه عليه مناطقى كه حكومت علوى را پذيرفته بودند، دامن زد و در زمين، فساد بسيارى به بار آورد و آبادانى ها و نسل ها را به نابودى كشاند.او از تحريف دين، باكى نداشت و از دگرگون سازى معارف حق، تن نمى زد. و براى قبضه كردن كارها و استحكام بخشيدن به آنها و سلطه جويى و حكمرانى اش، هرگونه اقدامى را بر خود، مباح مى شمرد. که سر انجام در سال 60 هجرى هلاك شد[4].
معاویه در سال هشتم هجرى، در زير برق خيره كننده شمشير مجاهدان اسلام، با اكراه و اجبار، تسليم آيين پیامبر اسلام حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله) شد. که او و همگِنانش عنوان «طُلَقاء» گرفتند.آنگاه عمر در زمان خلافتش او را به ولايت شام، منصوب کرد. او از ابتداى حاكميت، براى خود، حكومتى استبدادى و پادشاهى پديد آورد که داد مردم بلند شد ولی عمر بنا به ملاحظاتى با معاويه كنار مى آمد.[3]
معاویه با حاكميت بيست ساله با سياست هاى: در جهل نگه داشتن مردم، ايجاد رعب و وحشت در دل شهروندان و دور نگه داشتن جامعه از آگاهى، زمينه را براى هر گونه اقدام به نفع خود آماده كرده بود. او همچنین از آغاز خلافت امام على(عليه السلام) آهنگ مخالفت با وى ساز كرد و در تحريك طلحه و زبير، بسيار كوشيد و جنگ صفّين را عليه امام على(عليه السلام) به راه انداخت.
وی پس از جريان حَكَميت، به غارتگرى ها و هجوم هاى وحشيانه عليه مناطقى كه حكومت علوى را پذيرفته بودند، دامن زد و در زمين، فساد بسيارى به بار آورد و آبادانى ها و نسل ها را به نابودى كشاند.او از تحريف دين، باكى نداشت و از دگرگون سازى معارف حق، تن نمى زد. و براى قبضه كردن كارها و استحكام بخشيدن به آنها و سلطه جويى و حكمرانى اش، هرگونه اقدامى را بر خود، مباح مى شمرد. که سر انجام در سال 60 هجرى هلاك شد[4].
[1] . ربيع الأبرار: ج 3 ص 551 ؛ شرح نهج البلاغة : ج 1 ص 336 و بحار الأنوار : ج 33 ص 201 ح 489 .
[2] . الفخري : ص 103 .
[3] . سعيد ايّوب مى نويسد: «درباره نحوه گزينش عمر و به كارگرفتن برخى كسان؛ من جمله معاويه، از سوى مردم اعتراض هايى صورت مى گرفت. منقول است كه مردم از شنيدن خبر حكومت يافتن معاويه بر شام، نگران شدند و بر عمر اعتراض كردند و به عمر گفتند: چرا معاويه را بر شام گمارده است .
عمر در پاسخ گفت: «معاويه را جز به نيكى ياد مكنيد » (البداية والنهاية : ج 8 ص 122) . و از جمله كسانى كه بر اين گزينش گرى عمر اعتراض داشتند، حذيفه را مى توان نام برد كه به او گفت: تو از مردان بدكار، يارى مى گيرى!عمر پاسخ داد: من چنين كسانى را به كار مى گيرم تا از توانشان استفاده كنم و خود، مراقب آنان هستم.
[4] . محمد محمدی ری شهری: دانش نامه امیرالمومنین؛ ج 5، ص309-301.
صفحه ی فیس بوکم :