شیعه پایه گذار تدوین حدیث

سوال: آیا در میان شیعیان هم دوره منع حدیث وجود داشته است؟

جواب: خوشبختانه شیعیان از همان دوران حیات پیامبر اسلام در این زمینه کوششهاى فراوانى به عمل آوردند و به پیروى از امیر مومنان (ع) در نقل و ضبط و تدوین حدیث پیشگام شدند و آثار گرانبها و مجموعه هاى ارزنده اى از اخبار و احادیث از خود به یادگار گذاشتند.
على (ع) نخستین کسى بود که احادیث رسول خدا را جمع آورى کرد. پیامبر اسلام احادیثى را املا کرد و على (ع) آنها رانوشت و به صورت یک کتاب تدوین شده در آورد. این کتاب پس از على ع در اختیار ائمه ع بود تا آنکه به امام باقر (ع) منتقل گردید. روزى «حکم بن عتیبه» آن را نزد امام باقر (ع) دید. وى در مسئله اى با حضرت باقر(ع) اختلاف نظر پیداکرده بود، حضرت آن کتاب را به وى نشان داده حدیث مربوط به مسئله مورد اختلاف را در آن ارائه کرد و فرمود: این، خط على (ع) و املاى رسول خدا است.(1)
از این گذشته، امیر مومنان (ع) کتاب دیگرى پیرامون «دیات» تدوین کرده بود که «صحیفه» نامیده مى شد و آن را (به صورت طومار) به شمشیر خود مى بست.
از آن حضرت نقل شده است که فرمود: «نزد ما کتابى نیست که آن را بخوانیم، جز کتاب خدا و این صحیفه». مطالب صحیفه شامل حکم شرعى زخمها و جراحات بوده است.(2)
گفتار امیر مومنان (ع) درباره صحیفه، بروشنى نشان مى دهد که در آن زمان هیچ کتاب دیگرى غیر از قرآن نوشته نشده بوده است و امام على (ع) نخستین تدوین کننده حدیث و فقه است. سیوطى، على (ع) و فرزندش حسن (ع) را جز طرفداران کتابت حدیث مى شمارد.(3)
اگر جامعه تسنن بر اثر بدعت نهى از نوشتن حدیث، صد سال یا بیشتر، احادیث اسلامى را ضبط نکردند، خوشبختانه جامعه تشیع در این راه پیشقدم شدند، زیرا در زمان خود پیامبر (ص) غیر از على (ع) «ابو رافع» یکى از یاران آن حضرت که از دوستداران ایشان نیز بود، کتابى به نام «السنن و الاحکام والقضایا» نوشت(4) و احکام و سنن مخصوص در ابواب مختلف اسلام را مثل نماز و روزه و زکات و حج و مرافعات گرد آورد و اگر ما این کتاب را نخستین کتاب حدیث بدانیم که توسط صحابه تدوین شده، مى توانیم آن را نخستین کتاب فقهى از این نوع نیز بشماریم.(5)
ابو رافع هنگامى این کتاب را نوشت که کتابت حدیث و گفتار پیامبر (ص) از نظر دستگاه خلافت، جرم بزرگى به شمار مى رفت.
پس از ابورافع، نویسندگان شیعه در همان دوران فترت کتابت حدیث، به ضبط و نوشتن احادیث اسلامى پرداختند و از این طریق سخنان پیشوایان خود را از دستبرد تحریف و دیگر آفات زمان حفظ نمودند. این برنامه از زمان امیر مومنان (ع) تا زمان پیشواى پنجم ادامه داشت و در زمان حضرت باقر (ع) پیشرفت درخشانى پیدا کرد، به طورى که هنگام صدور دستور عمر بن عبدالعزیز مبنى بر جمع آورى و تدوین حدیث، هر کدام از یاران و شاگردان برجسته پیشواى پنجم، هزاران حدیث را در حفظ داشتند.(6)
«محمد بن مسلم»، از شخصیتهاى بزرگ شیعه و راویان بسیار بلند پایه و با فضیلت، نمونه بارزى از شاگردان برجسته پیشواى پنجم در فقه و حدیث است. او اهل کوفه بود و طى چهار سال اقامت در شهر مدینه، پیوسته به محضر امام باقر (ع) و بعد از او به خدمت امام صادق (ع) شرفیاب مى شد و از محضر آن دوپیشواى بزرگ بهره ها مى اندوخت. وى مى گوید:
هر موضوعى که به نظرم مى رسید، از امام باقر (ع) مى پرسیدم و جواب مى شنیدم، به طورى که سى هزار حدیث از امام پنجم و شانزده هزار حدیث از امام صادق (ع) فرا گرفتم.(7)
محمد بن مسلم کتابى بنام «اربعمأْ مسئله» (چهار صد مسئله) تالیف کرده بود که گویا پاسخ چهار صد مسئله اى باشد که از پیشواى پنجم و ششم شنیده بود.(8)
یکى دیگر از تربیت یافتنگان مکتب امام باقر (ع) «جابر بن یزید جعفى» است. او نیز اهل کوفه بود و براى استفاده از محضر امام باقر (ع) به شهر مدینه هجرت کرد و در پرتو استفاده از مکتب پرفیض پیشواى پنجم، به مراتب عالى علمى نائل گردید. جابر، با استفاده از علوم و دانشهاى سرشار پیشواى پنجم کتب و آثار متعددى از خود با یادگار گذاشت که شاهد دیگرى بر توجه شیعیان به مسئله تدوین حدیث و جمع آورى معارف اسلامى است. کتب جابر به قرار زیراست:
1- کتاب تفسیر.
2-کتاب نوادر.
3- کتاب فضائل.
4-کتاب جمل.
5- کتاب صفین.
6- کتاب نهروان.
7- کتاب مقتل امیر المومنین (ع) .
8-کتاب مقتل الحسین (ع).(9)،(10)

پی نوشت ها:

(1) . نجاشى، فهرست اسمأ مصنفى الشیعه، قم، مکتبه الداورى، ص 255 (ترجمه محمد بن عذافر)-الصدر، السید حسن، الشیعه و فنون الاسلام، لبنان، صیدا، 1331 ه'.ق، ص .65 در بعضى نسخه ها «حکم بن عیینه» ذکر شده است، ولى چنانکه در چند صفحه پیش یادآورى کردیم، صحیح آن «عتیبه» است.
(2) . شرف الدین، السید عبدالحسین، مولفوا الشیعه فى صدر الاسلام، تهران، مکتبه النجاح، ص 14-.15 مرحوم سید حسن صدر مى نویسد: نسخه اى از این کتاب نزد من موجود است و بخارى در باب «کتاب العلم» از این صحیفه نقل کرده است. (تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام، تهران، منشورات الاعلمى، ص 279).
(3) . تدریب الراوى فى شرح تقریب النواوى، بیروت، دارالکتاب العربى، 1409، ج 2، ص 61.
(4) . نجاشى، فهرست اسمأ مصنفى الشیعه، قم، مکتبه الداورى، ص 4.
(5) . پیرامون بحث کتابت و تدوین حدیث، نگاه کنید به: جعفر السبحانى، بحوث فى الملل و النحل، الطبعه الثانیه، لجنه اداره الحوزه العلمیه قم المقدسه، ایران، 1410 ه'.ق، ج 1، ص 58-73.
(6) . جلال الدین عبدالرحمن سیوطى، که اصرار دارد پایه گذاران علوم اسلامى را جمعى از اهل تسنن معرفى کند، مى گوید: «نخستین کسى که در فقه کتاب نوشت ،ابوحنیفه بود»؛ در صورتى که ابوحنیفه در سال 100 هجرى متولد شده و در سال 150 فوت کرده است، اما ابورافع 60 سال پیش از تولد ابوحنیفه درگذشته است! (السید حسن الصدر، تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام، طهران، منشوات الاعلمى، ص 298) بنابراین جهان تسنن از اوائل قرن دوم هجرى به تدوین فقه و حدیث پرداخته ولى بزرگان شیعه از همان روزهاى اول دست به چنین کارى زده اند.
(7) . شیخ مفید، الاختصاص، تصحیح و تعلیق: على اکبر الغفارى، قم، منشورات جماعه المدرسین فى الحوزه العلمیه بقم المقدسه، ص 201 - شیخ طوسى، اختیار معرفه الرجال (معروف به رجل کشى)، تصحیح و تعلیق: حسن المصطفوى، مشهد، دانشگاه مشهد، ص 163 (شماره 276).
(8) . شرف الدین، السید عبدالحسین، مولفوا الشیعه فى صدر اسلام، الطبعه الثانیه، طهران، مکتبه نجاح، ص 64.
(9) . شرف الدین، السید عبدالحسین، مولفوا الشیعه فى صدر اسلام، الطبعه الثانیه، طهران، مکتبه نجاح، ص 36.
(10) . گرد آوری از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوائی، ص 330.