آيا آيات ابلاغ واكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟قسمت دوم
پاسخ به اشكال اول
پاسخ به شبهه اول ابن تيميه و شبهه ابن كثير:
در پاسخ به اين قسمت از اشكال ابن تيميه و ابن كثير كه ميگويند آيه اكمال در عرفات نازل شده است ميگوييم:
1 - نزول متعدد آيات با مناسبتهاي مختلف:
1 ـ بر فرض صحت نزول آيه شريفه در عرفه، اين منافاتي با نزول آن در غدير خم ندارد، زيرا بسياري از آيات به مناسبتهاي مختلف چندين بار نازل گرديده است.
مفسران وعلماي اهل سنت تصريح كرده اند برخي از سور و يا آيات به مناسبت و به دلائل متعددي مثل عظمت شأن واقعه و يا تعدد اسباب نزول، تكرار گرديده است؛ به عنوان مثال: زركشي در كتاب «برهان» خود ميگويد:
وقد ينزل الشيء مرتين تعظيماً لشأنه، وتذكيراً به عند حدوث سببه، خوف نسيانه؛ وهذا كما قيل في الفاتحة نزلت مرتين، مرة بمكة وأخرى بالمدينة.
گاهي آيهاي به علت عظمت شأن آن، و يا يادآوري آن به هنگام تكرار سبب و يا خوف از فراموشي آن تكرار ميشود؛ و اين مانند سوره فاتحه است كه دو مرتبه نازل گرديد يك مرتبه در مكه و بار ديگر در مدينه.
البرهان في علوم القرآن، زركشي، ج1، ص30 تا 32، تحقيق: محمد أبو الفضل إبراهيم، ناشر: دار إحياء الكتب العربيه بيروت، چاپ اول، 1376هـ.
سپس زركشي براي تأييد ادعاي خويش به ذكر چند مثال اقدام ورزيده است:
ومثله ما في الصحيحين، عن ابن مسعود في قوله تعالى: «وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ» أنها نزلت لمّا سأله اليهود عن الروح، وهو في المدينة، ومعلوم أن هذه في سورة «سبحان» (الاسراء) وهي مكّية بالاتفاق، فإن المشركين لما سألوه عن ذي القرنين وعن أهل الكهف، قيل ذلك بمكّة، وأن اليهود أمروهم أن يسألوه عن ذلك، فأنزل الله الجواب، كما قد بسط في موضعه. وكذلك ما ورد في «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» أنها جواب للمشركين بمكة، وأنها جواب لأهل الكتاب بالمدينة والحكمة في هذا كلّه: إنه قد يحدث سبب من سؤال أو حادثة تقتضي نزول آية، وقد نزل قبل ذلك ما يتضمّنها، فتؤدّى تلك الآية بعينها إلى النبي (صلى الله عليه وسلم) تذكيراً لهم بها، وبأنها تتضمّن هذه... وما يذكره المفسّرون من أسباب متعدّدة لنزول الآية قد يكون من هذا الباب، لا سيما وقد عرف من عادة الصحابة والتابعين أن أحدهم إذا قال نزلت هذه الآية في كذا، فإنه يريد بذلك أن هذه الآية تتضمن هذا الحكم، لا أن هذا كان السبب في نزولها.
مانند آنچه كه در صحيح مسلم و بخاري از قول ابن مسعود در باره اين آيه شريفه آمده «وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ» كه اين آيه در باره سؤال يهود راجع به حقيقت روح در مدينه نازل شد، وحال آنكه به اتفاق مفسرين اين سوره (اسراء) مكّي است... و يا آنچه كه در باره سوره «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» كه در جواب مشركان مكه نازل شده است، در جواب أهل كتاب مدينه نيز نازل شده است. حكمت اين تعدد نزول آن است كه: گاهي سبب نزول آيه و يا سورهاي سؤال يا حادثهاي است كه اقتضاء نزول آيهاي را دارد، كه قبل از آن آيه به مناسبت ديگر نازل شده است. و اين باعث ميشود تا آيه به همين مضمون بار ديگر نازل شود...
البرهان في علوم القرآن، زركشي، ج1، ص30 تا 32، تحقيق: محمد أبو الفضل إبراهيم، ناشر: دار إحياء الكتب العربيه بيروت، چاپ اول، 1376هـ.
بخاري و مسلم براي يك آيه چندين شأن نزول ذكر ميكنند
بخاري و مسلم نيز در صحاح خود أسباب نزول و زمان و مكانهاي متعدّد و مختلفي را براي نزول يك آيه ذكر ميكند، به عنوان مثال :
در تفسير قول خداوند تعالى: «إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلاً» (آل عمران: 77) دو سبب مختلف از حيث زمان و مكان و مورد براي نزول اين آيه كريمه ذكر ميكند:
سبب أول: آنچه كه أشعث بن قيس درباره سبب نزول آيهاي ذكر ميكند و اينگونه ميگويد:
فيّ أنزلت، كانت لي بئر في أرض ابن عمّ لي ...
اين آيه در باره من به خاطر چاهي كه در زمين پسر عمويم داشتم نازل شد ...
صحيح بخاري: ج3 ص75، ناشر: دار الفكر للطباعه والنشر والتوزيع، چاپ سال 1401هـ.
سبب دوم: آنچه از عبد الرحمن بن أبي أوفى وارد شده:
أن رجلاً أقام سلعة في السوق، فحلف فيها لقد أعطي بها ما لم يعطه، ليوقع فيها رجلاً من المسلمين، فنزلت: «إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلاً».
شخصي كالايي را در بازار به فروش گذارد و قسم ياد نمود كه در ازاي آن قيمتي پرداخته شود كه هيچكس تا كنون نپرداخته است و قصدش از اين كار اين بود كه شخصي از مسلمانان به اين كالا رغبت پيدا نمايد. در اين حال بود كه آيه نازل شد: « همانا كساني كه عهد خدا و قسمهايشان را به بهايي اندك ميفروشند...
صحيح بخاري، ج5، ص167.
همچنين در باره اختلاف صحابه در أسباب نزول بعضي آيات، موارد فراواني را بخاري در صحيح خود ذكر ميكند:
مررت بالربذة، فإذا أنا بأبي ذر (رضي الله عنه) فقلت له: ما أنزلك منزلك هذا؟ قال: كنت بالشام، فاختلفت أنا ومعاوية في الذين يكنزون الذهب والفضة ولا ينفقونها في سبيل الله، قال معاوية: نزلت في أهل الكتاب، فقلت: نزلت فينا وفيهم، فكان بيني وبينه في ذاك ...
در ربذه با أبوذر برخورد نمودم به او گفتم: چه چيزي باعث اقامت تو در اين مكان شده است؟ ابوذر گفت: در شام بودم كه با معاويه در باره آيه «الذين يكنزون الذهب والفضه ولا ينفقونها في سبيل الله» اختلاف پيدا نمودم، معاويه گفت: اين آيه در باره أهل كتاب نازل شده است، اما من گفتم: هم در باره ما هم در باره آنها نازل شده است ...
صحيح بخاري، ج2، ص111، كتاب الزكاه، ناشر: دار الفكر ـ بيروت، چاپ سال 1401هـ.
و نيز در كتاب حجّ در صحيح بخاري اختلاف بين عائشه و أبو بكر بن عبد الرحمن درباره سبب نزول آيه مباركه: «إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أو اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا» (البقره: 158) به تفصيل آمده است.
صحيح بخاري، ج2، ص169 و 170، كتاب الحج؛ و صحيح مسلم، ج4، ص69، كتاب الحج، باب بيان السعي بين الصفا والمروه.
بنابر اين چه بسا آيه إكمال نيز دو مرتبه نازل شده باشد، يك مرتبه در روز عرفه و بار ديگر در غدير خم، لذا ممكن است آن يهودي كه در مجلس عمر بن خطاب آن سخن را گفته است منظورش نزول آيه در روز غدير بوده باشد، ولي عمر جواب او را به نزول آيه در روز عرفه داده باشد.
و اين جواب از عمر بن خطاب جاي تعجب ندارد؛ چون اگر او بخواهد نزول اين آيه را هيجده ذي الحجه و غدير خم بداند، در حقيقت به خلافت امير المؤمنين عليه السّلام و إمامت او اعتراف نموده است.
حاصل اينكه: مخالفت بعضي از روايات صحيح بخاري و مسلم در تعيين سبب نزول آيات، اقتضاي تكذيب روايات ديگر را ندارد، بلكه كاشف از تعدّد و تغاير أسباب و زمان و مكان نزول يك آيه است. شاهد آن هم مطالبي بود كه در صحيح مسلم و بخاري بيان شد.
2 ـ تعارض روايت عمر با أحاديث صحيحه ديگر
روايت عمر بن خطاب كه اخيرا ذكر شد و نزول آيه اكمال را در عرفات و در روز جمعه ميداند متعارض با تعدادي از روايات ديگر است كه در همين رابطه آمده است كه ما به بعضي از آنها اشاره ميكنيم:
الف ـ نزول اين آيه در روز دوشنبه
در روايت عمر بن خطاب آمده بود كه آيه إكمال در جمعه نازل شد، و اين با آنچه كه از ابن عباس با سند معتبر آمده است كه آيه إكمال روز دوشنبه نازل شده است در تعارض است، طبراني با سنده خود از ابن لهيعه، از خالد بن أبي عمران، از حنش بن عبد الله صنعاني، از ابن عباس، اين گونه روايت كرده است:
ولد نبيّكم (صلى الله عليه وسلم) يوم الاثنين، ويوم الإثنين خرج من مكة، ودخل المدينة يوم الاثنين، وفتح بدراً يوم الاثنين، ونزلت سورة المائدة يوم الاثنين «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» ورفع الركن يوم الاثنين.
پيامبرتان در روز دوشنبه متولد شد و در روز دوشنبه از مكه هجرت نمود و روز دوشنبه به مدينه وارد شد و روز دوشنبه در جنگ بدر به پيروزي رسيد و روز دوشنبه اين آيه از سوره مائده بر او نازل شد «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» و روز دوشنبه ركن را از جاي خود بلند نمود.
المعجم الكبير، طبراني، ج12، ص183، كتاب الإيمان، تحقيق: حمدي عبد المجيد السلفي، الناشر: دار إحياء التراث العربي ـ بيروت، چاپ دوم.
پس اين حديث كه مي گويد آيه اكمال روز دوشنبه نازل شده منافات دارد با حديث عمر بن خطاب در صحيح بخاري كه صراحت دارد كه اين آيه روز جمعه نازل شده است.
ب ـ نزول اين آيه در ليله جَمْعْ (شب مزدلفه)
آنچه كه بخاري و مسلم در صحيح خود از عمر بن خطاب نقل كردهاند كه آيه إكمال در روز جمعه و در حال وقوف به عرفات نازل شده است (صحيح بخاري، ج1، ص16، كتاب الإيمان و صحيح مسلم، ج8، ص239)، منافات با روايت ديگري از مسلم در صحيحش از عمر بن خطاب دارد كه، آيه اكمال در «ليله جمع» يعني: شب وقوف در مزدلفه نازل شده است، يعني همان شب عيدي كه مسلمانان بعد از إتمام وقوف به عرفات به سوي منى، حركت ميكنند.
عن قيس ابن مسلم، عن طارق بن شهاب، قال: قالت اليهود لعمر: لو علينا معشر يهود نزلت هذه الآية «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً» نعلم اليوم الذي أنزلت فيه، لاتخذنا ذلك اليوم عيداً، قال: فقال عمر: فقد علمت اليوم الذي أنزلت فيه، والساعة، وأين رسول الله صلى الله عليه وسلم حين نزلت، نزلت ليلة جمع ونحن مع رسول الله صلى الله عليه وسلم بعرفات.
شخصي يهودي به عمر گفت: اگر اين آيه بر ما يهود نازل شده بود: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً» روزي را كه اين آيه در آن نازل شده بود را عيد اعلام ميكرديم عمر گفت: من روز و ساعت و مكان نزول اين آيه را ميدانم، اين آيه در ليله جمع (شب حضور در مزدلفه) در حالي كه ما با رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم در عرفات حضور داشتيم نازل شد.
صحيح مسلم، ج4، ص239.
ج ـ نزول اين آيه در شب جمعه
همچنين روايت بخاري و مسلم در صحيحشان از عمر بن خطاب با روايتي كه روايتي كه نسائي در سنن خود با سند صحيح نقل ميكند كه آيه اكمال شب جمعه نازل شده است منافات دارد.
عن قيس ابن مسلم، عن طارق بن شهاب قال: قال يهودي لعمر: لو علينا نزلت هذه الآية لاتخذناه عيداً «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» قال عمر: قد علمت اليوم الذي أنزلت فيه، والليلة التي أنزلت، ليلة الجمعة، ونحن مع رسول الله صلى الله عليه وسلم بعرفات.
شخصي يهودي به عمر گفت: اگر اين آيه بر ما نازل شد ه بود آن روز را عيد ميگرفتيم: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» عمر گفت: من روز و شبي را كه اين آيه در آن نازل شد را ميدانم اين آيه شب جمعه، در حالي كه همراه رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم در عرفات بوديم نازل شد.
سنن نسائي، ج5، ص251، تحقيق: عبد الغفار سليمان البنداري ـ سيد كسروي، ناشر: دار الكتب العلميه بيروت، چاپ1ـ 1411هـ.
ألباني اين حديث را در زمره احاديث صحيح سنن نسائي درج كرده و از آن اينگونه ياد كرده است: «صحيح».
الألباني، صحيح سنن النسائي: ج2 ص342.
پس اضافه بر آن كه ميتوان پاسخ عمر را بر اساس تعدد شأن نزولها دانست همچنين: نزول آيه در شب جمعه عرفه منافات دارد با روايات صحيح ديگر در صحيح مسلم و سنن نسايي و المعجم طبراني كه نزول آيه اكمال را در اوقات ديگر غير از آنچه كه عمر در روز جمعه دانست ذكر كردهاند.
د ـ تشكيك سفيان ثوري در نزول اين آيه در روز جمعه
بخاري در صحيح خود گفته است: سفيان ثوري در نزول اين آيه روز جمعه تشكيك كرده است و اين خود با روايت عمر منافات دارد:
4606 - حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ عَنْ قَيْسٍ عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ قَالَتِ الْيَهُودُ لِعُمَرَ إِنَّكُمْ تَقْرَءُونَ آيَةً لَوْ نَزَلَتْ فِينَا لاَتَّخَذْنَاهَا عِيدًا. فَقَالَ عُمَرُ إِنِّى لأَعْلَمُ حَيْثُ أُنْزِلَتْ، وَأَيْنَ أُنْزِلَتْ، وَأَيْنَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - حِينَ أُنْزِلَتْ يَوْمَ عَرَفَةَ، وَإِنَّا وَاللَّهِ بِعَرَفَةَ - قَالَ سُفْيَانُ وَأَشُكُّ كَانَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَمْ لاَ - (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ).
... سفيان گفته است: من شك دارم كه اين آيه در روز جمعه نازل شده باشد.
صحيح بخاري، ج5، ص186، كتاب التفسير، ناشر: دار الفكر بيروت، چاپ سال 1401هـ.
پس اين روايت سفيان ثوري نيز كه در صحيح بخاري آمده با روايت عمر كه آيه اكمال در روز جمعه و در عرفات نازل شده منافات دارد.
برای ورود به قسمت سوم مقاله اینجارا کلیک کنید
صفحه ی فیس بوکم :